۱۵ پاسخ

اگه خدابخواد و تو سن پیری بمیریم اونموقع اونا بزرگ شدن د زندگیشونو دارن هرچند از عمق وجود داغدار میشن و ناراحت ولی ب مرور کنار میان و به روال زندگیشون ادامه میدن.
تو پیری ک خیالی نیس ادم بمیره خدا هیچ بچه های رو تو کودکی بی پدر مادر نزاره

من همیشه آرزو میکنم خدایا منو نکش تا بچه هام بزرگ بشن و سروسامان بگیرن و همه ی بچه ها زیر سایه پدرو مادر بزرگ بشن

وااای از بس این بچه سرغذا نخوردن هاش منو اذیت می‌کنه امروز دعواش کردم گفتم به درک نخور منم میرم میمیرم از دست تو راحت میشم در حال داد زدن هم بودم با گریه گفت نه مامان نمیر من دوست دارم😭

چقدر بدم میاد ازاین دست سوالات
بچه سه ساله مگه چقدر درک داره که اینو پرسیدید

منم راستش خیلی ب این چیزا فکر میکنم

من به مامانم میسپارم همیشه میگم اگ من نبودم از پسرم مواظبت کنین همیشه هم همین طوره بیشتر پیش اونا هست تا من ولی باز نگرانشم! به همسرمم میگم اگ من نباشم پسرمو با خودت نبر بده به مامانم مامان تو نمیتونه خوب نگهش داره زن هم بگیری شاید نامادری بدی باشه اونم عصبی میشه دعوا میکنیم😬

منم همیشه و مخصوصاً تو دوران جنگ شدید به این فکر میکردم و از خواب و خوراک افتاده بودم تنهاترسم از جنگ‌ همین موضوع بود😔😭

بیماری داری که خدایی نکرده دکترها جوابتون کردن؟؟؟

منم تمام نگرانیم پسرمه همیشه ب این موضوع فکر میکنم اگه نباشم بچم قراره چیکار کنهه

دیگ تکرار نکن 😑😑منم به همین فکر کردم ولی خداروشاکرم که خانواده ی همسرم دوسش دارن و خیلی عزیزه اونجا اگر من نباشم اونا پشتشن درسته مثل مادر نمیشن ولی ...😓😓گریم گرفت 😭😭😭

اخ خدا چ مهر تو دل مادرا مبندازه

یادمون ننداز خواهر، سبحان الله چ قد دخترت شبیه دختر منه شوکه شدم

منم همیشه به این فکر میکنم😢😢😢

من همیشه به مامانم میگم
من اگر تو گور هم باشم دلم پیش بچه هاس

من تنها ترسم از مرگ همینه 🥺
بعد زایمان سر این موضوع چن ماهی مریض روحی شده بودم

سوال های مرتبط

مامان نمک دریا🌊⁦❤️⁩ مامان نمک دریا🌊⁦❤️⁩ ۳ سالگی
مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز خسته نباشید❤️
چه خبرا امروز چطور بود براتون?
روبراهید?
من که متاسفانه نه...
نمیدونم چرا امروز اصلا روز من نبود!
عصرم به یه بهونه نشستم کلی گریه کردم
وسط گریه پسرکمو نگا میکردم حس کردم چقد قابلیت اینو دارم جونمو براش بدم چقد دوسش دارم خلاصه امروز احساساتم فوران کرده!
نمیدونم توی تخمک گذاری هم خانوما حال روحیشون قاطی میکنه?!
الان در همون دورانم
یادمه وقتی باردار شدم تا یه مدت انقد روحی بهم ریخته بودم که فقط دوس داشتم گریه کنم بعد از زایمانم باز همین شد
خلاصه من ازونام که هر تغییر هورمونی تو بدنشون کل سیستمو بهم میریزه
😁
امشب داشتم فک میکردم من عادت کردم ب اینکه کل روز مشغول باشم باید انقد سر خودمو با کارای مختلف گرم کنم که فرصت نشه فکر کنم
اگر یکم وقت آزاد پیدا کنم میرم سراغ فکر فکر فکر(:
خلاصه اینم از امروزی که اصلا خوب نگذشت
الانم که دیگه بچه جون خوابیده نمیدونم سریال ببینم یا کتاب جدیدو شروع کنم بلکه یکم به تنظیمات کارخانه برگردم یا حداقل نزدیکش شم!
شمام از امروزتون بگید چطور گذشت🥰
مامان سامیار مامان سامیار ۳ سالگی
خانوما تجربه از پوشک گرفتنم رو میگم شاید به دردتون خورد من کلا خیلی میترسیدم ک شروع کنم چون به خونه زندگی حساسم و اینا گفتم سخته فرشام اینا نجس میشن و میخوام مسافرت برم سختمه خلاصه یه هفته پیش یه روز دل رو زدم به دریا گفتم امتحان بکنم ببینم چطوریه تا اینکه یه روز به سامی گفتم جیش بکن اولش ترسید گریه کرد بعد نازش رو کشیدم شلنگ آب رو یه کوچولو باز کردم مشغول بازی شد بعد آماده ی جیش کردن بود ک کم کم آب گرفتم به بدنش دیدم گریه کرد ولی جیش کرد خلاصه هر نیم ساعت بردمش دوبار تو شلوارش جیش کرد و گریه کرد انگار ترسیده بود بعد دوروز گفت پی پی دارم ک سریع بردمش تو دستشویی اولش گریه کرد ترسید نمی‌کرد گفتم یه ذره فشار بیار پی پی بیاد باهاش بای بای کنیم بره خونشون بعد ۵ دقیقه آب گرفتن پی پی کرد موقع شستنش با پی پیش بای بای کرد تا به امروزم بیرون اصلا اصلا جیش نکرده یا شلوار کثیف نکرده ولی مثلا خیلی مشغول بازی باشه یا مثلا من یادم بره بهش یادآوری کنم یا ببرمش سرویس شلوار کثیف میکنه شما هم امتحان بکنید چون یه راهیه ک باید بریم راستی شبا هم تو این یه هفته تا صبح شلوارش خشکه ولی صبح بلافاصله میبرمش سرویس یه کم طول میکشه ولی جیش میکنه هرسوالی داشتید بپرسید # پوشک # مای بی‌بی # جیش # بچه