راستی علیسانم اولین چایی که خورده چایی روضه بوده. عشق میکنم با این موضوع .....
سلام خوب کردی احترامش نگه داشتی.
منم پارسال بود فک کنم روضه بودم خونه مادر شوهرم یکی از این هسایه هاش پیر زن خرفت ،داشتم به بچم چای روضه میدادم یهو توی جمع برگشته بهم با یه حالت خاصی میگه بهش چای نده حالتش جوری بود انگار دارم به بچم شراب میدم، منم برگشتم مثل خودش با لحن خودش جوابشو دادم....
گفتم چای روضه ست ثواب داره خوبه لحنم جوری بود که انگار دارم بهش فحش میدم....
زنیکه خر توی جمع کنف شد سریع پا شد رفت.....
بعد مراسم ناراحت بودم عمه م برگشته میگه یه چیزی همین که زابلی ها میگن الان حضور ذهن ندارم .
ولی منظورشون اینه سن شون بالاست مثلا دنیا دیده ست....
منم زدم توی دهن عمه م گفتم اختیار بچه هامو دارم
ما به دنیا آوردیم اونا دایه دلسوز تر از مادر شدن .........
بعد دلشون میخواد صلحه رحم هم کنی
امکانش بود آدم یه دیوار میکشید دور خودش از دست یه عده نفهم پررو فضول و خر و گاو.......
والا
کاری میکنن آدم روضه هم نره
بیکاره های ،همه کاره ......
ببخشید دیگه برم نماز بخونم تا قضاء نشده
منم درد و دل کردم آ
گه خورده چرا نکوبیدی تو دهن زنیکع؟
مث تو رفتار میکردم میرفتم جلو میگفتم تو اگه ببندی بهتره
من بودم فک کنم تو دهنش میزدممممم
خوب کوتاه اومدی من بودم گیس و گیس کشی بود واای اصلا مربوط نیست ب تو بچه یکی گریه میکنه راتو بکش بررو
چه بیشخصیت بوده.خوب کنترل کردی خودتو چیز دیگه نگفتی بهش
اتفاقا خوب گفتی وقتی بچه هنوزنمیتونه از خودش دفاع کنه وظیفه پدر و مادرشه با احترام ازش دفاع کنن
عکسشو دیدم استرس گرفتم دست به لوازم ا ارشیانمیزنه؟؟ک درشونو بازیکنبازکنه یا بزنه بخودش
درجا بش میگفتی به شما ارتباطی نداره زنیکه
چ پروووو
من بودم تندترازشما هم رفتار میکردم
من برخورد فیزیکی میکردم چقد متانت بخرج دادی
همچین آدمای بیشعوری همه جاهستن مخصوصاپیرزنا یبارم ما بیرون بودیم حالا بچه داداشم ۱سالشه گریه کرد پیرزن احمق برگشته میگه اه دهنتو ببند بابا چقد زر میزنی بچه😐😐خدا بهشون عقل نداده آدمای سیاه قلب
وای ک از بی شعوری بعضی آدما منم یبار کلاس آموزشی داشتیم از طرف کارم البته از اون کلاسای الکی ک همه باهم حرف میزنن هیچ کس گوش نمیده حرفای تکراری واین حرفا همه با هم حرف میزدن بعد من دخترم ۵ سالش بوداون موقع بچم ایراد میگرفت ک بریم خسته شدم خدایا یکی از همکارا برداشت گفت دهن بچتو ببند خودشم ی ریز حرف میزد وای ک میخواستم همونجا خفش کنم بخدا چقد بعضیا رو باید بگیری زیر شوت ولگد تا حرصت خالی بشه یبار دیگه رفته بودیم ی مجتمع پزشکی من نوبت دکترمغزواعصاب داشتم ما بیرون توی راه رو پسر کوچیکم کفشای سوت دار داشت بچه ای ک تازه راه میفته توی راه رو میبردم ک داخل مطب نبرم زنه از توی مطب اومده بیرون بچت نذار راه بره من مشکل اعصاب دارم اونم عصبانی .مردم روانین بخدا تو فضای عمومی انتظار دارن همه طبق میل اونا رفتارکنن انگار گوز کین
عجب آدم احمقی بوده خداوکیلی
من بودم
یکی میزدم تو دهنش
مل اجدادش فحش کش میکردم
من خیلی ادم ارومیم و با هیچکسی کاری ندارم
ولی کسی ب بچم چیزی بگه خون جلو چشامو میگیره
از الانم ب همه گفتم دخترم بزرگتر شد اگر ب کسی بی احترامی کرد یا حرف بدی زد ب خودم بگین کسی اجازه نداره ب بچم چیزی بگه
داشتیم از خیابون رد میشدیم یه لحظه پسرم دستشو از دستم ول کرد دیدم یه خانوم مسن داد میزنه دست بچتو بگیر خانوووم
یعنی واقعا باخودشون فکر میکنن که ما نمیدونیم دست بچه رو باید بگیریم ادم میمونه بخدا از کاراشون
من میگفتم خفه شو پیرزن خرفت
تجربشا داشتم متاسفانه
من بودم میگفتم شما جات ت ملع نیس باید بستری شی
چقد بدم میاد از اینجور آدم ها
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.