۶ پاسخ

بی حسی رو کمتر بزنن خوبه

یه بار درد بکشی بهتر از چند ساله.۴۰ روزه عمل کردم هنور بایین تنه بدنم بی حسه

کدوم بیمارستان بودی؟؟

من بیمارستان خصوصی هم رفتم یه بار بیحسی زد و شروع کرد به بخیه گفتم درد دارم گف بیشتر از این نمیشه بیحسی زد و هی میگف چقد وول میخوری گفتم خوب درد داره بیحس نیس دوباره بیحسی گف زدم ولی فرقی نکرد و همچنان تا اخر درد داشت 😐

وای چه وحشتناک😖

وااااای اون قسمت بخیه خیلی وحشتناکه
منم حسش میکردم دردش از خود زایمان بدتر بود

اسم پسرت خوش اوا اومد به گوشم. معنیش چیه؟

سوال های مرتبط

مامان آقا یونا مامان آقا یونا ۸ ماهگی
سریع حاضرم کردن برای سزارین سوند زدن درد و سوزش نداشت فقط من یکم حس ادرار داشتم که اولش طبیعی هست با برانکارد بردن اتاق عمل اونجا اولش یکم باهام حرف زدن بعد دکتر بیهوشی اومد ازم یکسری سوال پرسیدو گفت مریض کدوم دکتری و گفتم بعد بهم پوزیشن بی حسی موضعی زدن از سوزن بی حسی بگم که یکم درد داشت ولی همون یکی دو شب اول حسش میکردم الان نه
بعد ازم پرسید پاهات تا کجا.بی حس میشه بهم گفت همه چیز حس می‌کنه ولی درد نداری......
بعد بی حسی و زدن پرده سبز دکترا باهام صحبت میکردم به ده دقیقه نکشید آقا یونا بدنیا اومد منو بردن ریکاوری بعدش ای سیو پسرمم بردن بخش و بعداز بخش ان آی سیو.....
بعد از سزارین من بیست و چهار ساعت نباید از جام بلند میشدم بخاطر داروی سولفاتی که میگرفتم ولی بعدش خیلی درد داشتم برای بلند شدن بهم مورفین و کیوتین و سه تا شیاف استامینوفن زدن که میدونستم اینا زدن برای مسکن ولی چون کسی و اجازه همراه ندادن باهام خودم راه رفتم خیلی اذیت شدم ولی بخیه های خوبی زدن برام ..... درد هنوز دارم .....
مامان آقاعلی مامان آقاعلی ۱ سالگی
تجربه زایمان طبیعی 4
با کلی معاینه و درد و زور زدن ها بچه وارد لگن شده بود حس میکردم قشنگ ی چیز گرد توی لگنم با هر انقباض باید زور میزدم قشنگ حسش میکردم فشار میاد به اون جسم گرد که انگار گیر کرده بود ذره ذره حرکتشو می‌فهمیدم ماماها میگفتن داریم موهاشو می‌بینیم انگار بیشتر انرژی گرفتم برای زور زدن با اینکه بی حسی هم بودم ولی حس میکردم لگنم داره از هم متلاشی میشه
دیگه از شدت دردا فقط التماس خدا رو میکردم بچم زودتر به دنیا بیاد و فقط بزای اینکه ازین دردا راحت بشم بیشتر زور میزدم و حرف های ماما همراهم دقیق اجرا میکردم میگفت بین انقباض ها نفس بکش و موقع انقباض ها تا 10 بشمار و زور بزن و تا وقتی درد داری این کارو ادامه بده
دیگه دقیقه های آخر دردم وحشتناک شده بود که تمام بدنم انگار باهم گرفته بود دکترم که برش زد ی لحظه حس کردم مثل اینکه روحم از بدنم کنده بشه بی حس شدم برای ی دقیقه ی حالتی مثل اینکه ی ماهی لیز بخوره از دستت با سرعت حس کردم لیز خورد بچه اومد بیرون حتی بند نافش هم حس کردم دیگه انگار سبک شدم و ی نفسی کشیدم ولی دردام دوباره شروع شد دکترم داشت بخیه میزد که فکرکنم بی حسی ام داشت کم کم از بین می‌رفت می‌فهمیدم سوزنو فرو میکنه و میکشه که دوم سومی بود که داد زدم دارم درد و سوزش بخیه زدن حس میکنم همین جور که داشتم داد میزدم دارم حس میکنم بیهوشم کردم 😅
مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
بخوام کامل بهتون بگم،من دیشب ساعت ۱۰:۴۰دیقه شب کیسه آبم پاره شد اومدم بیمارستان بستری شدم با دو سانت،خلاصه تا ۱۰سانت فول بشم شد۴:۳۰صبح،من این بین خیلیییی درد داشتم مدام جیغ میزدم و گریه میکردم و چون نصف شب بود ماما همراه نمیومد اصلا،منم گاز بی حسی گرفتم خیلیییی خوب بود مخصوصا تو اوج دردام ،اونقد دیگه درد می‌کشیدم که آمپول فشار بهم تزریق نکردن ،تجربه خیلی بدی داشتم من و واقعا نمیخام هیچکس دردایی که من کشیدمو بکشه،خلاصه دکترم ۵اومد تا ۵:۳۰میگفت موهاشو میبینم اومده تو لگن اما بیشتر نمیاد دیگه،بعد با کلی زوررررر که بهم وارد کردن بچم ب دنیا اومد ولی ب سرش یکم فشار وارد شده و نفساش تند بود ب همین خاطر تا۷روز تو nicuبستریه،من کامل می‌دیدم دارن چیکار میکنن حتی سوزن و بخیه ای که فرو میکردم داخل تا بدوزن هم حس میکردم حتی لحظه برش هم قیچی رو حس میکردم،خیلیییی دردام بد بود مخصوصا اون ماساژ رحمی که از درد جون دادم،الانم بخیه هام خیلی درد میکنن مخصوصاااا سمت مقعدم و اینکه من خیلی بخیه خوردم،ولیییی تا میتونین بعد زایمان چیزای گرم بخورین و مراقب بخیه هاتون باشین من خودم خیلی میترسم از عفونت بخیه چون واقعا عذاب آوره و اینکه اصلا چیزای نفاخ نخوریم بیشتر مایعات که به مقعد یا بخیه هاتون فشار نیاد.