۲۱ پاسخ

چه خوب که همسرت بچه رو نگه میداره
...
شوهر منکه در حد سرکوچه رفتن بچه نگه نمیداره

وای خدایا عاشق هوای پاییزی‌ام
اینجا دوماه دیگه شاید انقد هوا بارونی و ناز شه

عزیزم واقعا آدم احتیاج داره به این تنهایی ها❤️

چه کار خوبی می کنی عزیزدلم
منم گاهی تنهایی رو ترجیح میدم
من انقدر ادم استرسی هستم و تپش قلب شدید می گیرم کلا از اخبار باید دور بلشم

من اصلا تنها جایی نمیرم نمیدونم چرا ،نمیتونم تنها کافه بشینم🙄
شوهرم که پسرمونو نگه میداره منم با دوستم بیرون میرم
دوست دارم همه جاباشوهرم برم خیلی بهم خوش میگذره وقتی هست😅

خوشبحالت من اگر خواستم غذا درست کنم یا برم حمام حواسم بهشون نباشه پدرودختر تو نیم ساعت اندازه سه روز که من کارکنم بهم میریزن

چه خوبه که تنها هم میری
منم باید روی خودم کار کنم تا تنها برم
همیشه با خودم میگم خب تنها برم دلم برای کارن تنگ میشه باهم بریم
ولی واقعا تنهایی یوقتا لازمه

شوهر من حاضره یخ حوض بشکنه اما ده دقیقه تنها با بجه نباشه

منم هرچند وقت پسرمو میزارم پیش مامانم و باباش میرم دورهمی با دوستام
تاچند روز انرژی دارم از این دورهمی هاااااا..

چه خوب که گفتی
حتما اولین فرصت یه عصر تنهایی میرم کافه🌸🤍

خیلی کار خوبی میکنی❤️من متاسفانه تنهایی نمیتونم برم بیرون بهم مزه نمیده🫠باید همش با دوستام هماهنگ شم ک هماهنگ‌شدن با دوست سختترین کار دنیاس😂😐

منکه اصلا اخبارگوش نمیدم ونمیدونم چخبره

من شوهرم میگه برو بیرون من پیش بچه هستم ولی من اصلا نمیتونم تنهایی برم اینجا هم دوستی ندارم

اخبار مگ چی گفته
من بیخبرم

چقدر خوب🥰
کی تموم میشه
کی باید یه روز خوب ببینیم
خدایی حقمون این نبود🥺

سلام فاطمه جانم
چقدر خوب که برای خودت وقت میزاری
منو دخترم تنهاییم درحال بازی کردن باهم هستیم

همه مامانا بنظرم به این خلوت نیاز دارن🥹👌🏻

چه عالی‌
منم اخبار رو دنبال نمیکنم.
اما خیلی روم فشاره

بهترین کارومیکنی عزیزم سرت سلامت😍😍😍😍من اصلا اخبارنمیبینم تلویزیونم اصلاروشن نمیکنم چطوربشه یکی روشن کنم

آفرین خیلی خوب کاری میکنی. ما هنوز هوامون تابستونیه😂

چه کار خوبی میکنی آفرین بهت😊
چه عکس قشنگی کافه های میدون شهرداری و استکانای کمر باریک دلم خواست...

سوال های مرتبط

مامان سید علی مامان سید علی ۳ سالگی
مامانا دلم طاقت نیاورد گفتم بگم قبل گفتنش بگم که اصلا شرایطش دست خودم نبوده
از سر کار اومدم میخواستم بچه رو تعویض کنم دیدم نم زده خودم هم به شدت دستشویی لازم بودم شدید گفتم باشه میبرمش تو توالت چون بزرگه توالتمون اون طرف اون مشغول بشه منم دستشویی منم راحت خونه ما شوفاژه لامصب خبر نداشتم فشار آب گرم رادیاتور پایین اومده و آب گرم نداریم وگرنه نمیبردمش اوباش خوب بود آب گرم بود بعدش میخواستم بیارمش بیرون آب گرم نبود میخواستم برم پم پ رو بزنم تنها بودم وپسرم هم تنها بود گریه میکرد میترسید ناچار شدم گفتم سریع با آب سرد میشورنش میارم بیرون خودمم با آب سرد مجبوراشستم اومدم حوله پیچش کردم قبلش می‌لرزید وای پیچوندمش گرم شد آروم شد خلاصه لباساش رو پوشوندم بعد اومدم شربت پلاژین یه سه سی سی بهش دادم که سرماخورده نشه حالش بد بشه دیگه گفتم اگه چیز دیگه ای میدونید راهنمایی کنید از اونجا همش جوش میزنم الان زیر پتوش کردم بهش شیر دادم خوابیده
مامان كــیــاراد💙 مامان كــیــاراد💙 ۳ سالگی
چقدر دلم گرفته
شب که میشه یه دلهره و استرسی میوفته تو جونم
فکر و خیال هجوم میاره تو مغزم
فکر آینده
فکر بی مسئولیتی پدری که فکر میکنه چون بیرون کار میکنه پول میاره دیگه همین بسه
من موندمو بچه و مسئولیش
خودم تک فرزند بودم نمیخوام به هیچ عنوان بچم تنها بمونه
از یه طرف باید دوباره ای وی اف کنم که ایا بشه ایا نشه
اون تایم استراحتمو چیکار کنم؟؟ بچم وابسته منه
از یه طرف دومی رو بیارم من پاره تر از الانم میشم
همین الانش کلا خودمو یادمه رفته بس که تماممو گذاشتم برای پسرم
هیچ کمکی ندارم
هییییچ همراهی ندارم
مامانم هست که ازم دوره نمیتونم توقع داشته باشم از پس بچمم برنمیاد
انقدر همیشه و همیشه خودم تنها بودم عادت کردم به مستقلی
۱۵ ساله ازواج کردم یه بار حتی واسه سبزی پاک کردن قرمه سبزی هامم یکی برای تفریحم نیومده کمکم
اساس کشی تنها خونه تکونی تنها بچه داری تنها
مریضی تنهاا
خلاصه فقط منم و من
نمیدونم چه زمانی رو برای دومی انتخاب کنم
خودم تصمیمم بود بعد از دو سالگی پیگیر بشم بیوفتم دنبالش زمانی که پسرمو از پوشک بگیرم و بتونم از خودم جدا بخوابونمش
نمیخوام پسرم اسیب ببینه با بچه دوم
همه چی مثل خوره داره مغزمو میخوره
یکممم ارومم کنید🫩🫩