خداحافظ شیرخشک،خداحافظ شیرمادر،
خداحافظ پوشک،خداحافظ مشمبا،
ده روزه پوشک و مشمبا و گرفتم از هیواگلی
و الان مثله یه پرنسس میگه جیش پی پی دارم .
و شیرخشک هم دوماهه گرفتم
وشیر مادر هم شش ساعته گرفتم .
و اولین باری که تلخک زدم به سینم و هیوا خورد ، نگام کرد و گفت ایشه تورش 😐.
منم خیلی عادی و متعجب گفتم تلخ؟تلخ شده مامان؟
گفت آیع تلخ
و باز زل زد و پیرهنمو پایین کشید و رفت .
بعد دو ساعت دوبار اومد گفت جیجی و باز خورد گفت تلخ مادر تلخ .پیرهن پایین کشید و رفت .
ساعت دوازده شب اومد که بخوابه پیرهنمو دست کشید و تر تمیزش کرد و چروک هاشو باز میکرد . و می‌گفت جی جی تلخ .
بعد کمرشو نشونم داد و گفت مادر ماساژ .
منم ماساژ میدادم و داستان دختری که جیش و پیپی داشت و به مادرش می‌گفت اینارو دارم و جی جی رفت لالا کرد و مامان بزرگ و خاله و ....لالا کردن و اعداد و بشمار و حروف الفبا بخون و گاو چی میشه کاو صدای حیوانات و میگفتم و همه رو گفتم دیدم خوابید .
اما اول می‌گفت بریم اسباب بازی ،من میگفتم همه خوابیدن اسم هایی که بلد بود و گفتم بعدمیگفتم خوابیدن .دیدم ریلکسیش زیاد شد .
خلاصه من در کنار این شخصیت واقعبینانگیم که سعی میکنم منطقی و جدی باشم تا رمانتیک و احساسی .
این صحنه که عکس گرفتم و تا ابد دلتنگش میشم .
چقدر دوست داشت جی جی رو
پوشک
شیرمادر
شیرخشک
تب
استامینوفن

تصویر
۷ پاسخ

منم از شیر خودم ۱۵ روزه گرفتم ولی با اینکه الان شیر ندارم ولی تو خواب بعضی وقتا میچسبه

چجوری ازمای بی‌بی گرفتی بی زحمت میگی بهم

میشه بپرسم چجوری ار پوشک گرفتید قبلش نشونه ای داشت یا یهو پوشک و گرفتی بهش یاد داید

عزیزم میشه بگی چجوری از پوشک گرفتیش؟ممنون میشم تجربتونو کامل بگید

چطوری تو این سن از پوشک گرفتی بچه اذیت نشد عصبی نشدید؟؟؟پسرمو ۴ سال پیش تو همین سن داشتم میگرفتم هم بچه عصبی میشد هم من ....یه جوری تعریف کردی دلم خواست از پوشک بگیرم 😅😅😅

شما بچتونو دعوا میکنید یا سرش داد میزنید؟برام سوال شد چون قشنگ حرف میزنید!

عزیزم چطور از شیر خشک گرفتیش؟من هنوز جرات نکردم میترسم از شیشه بگیرمش واقعا

سوال های مرتبط

مامان 🧚‍♀️دیارا🧚‍♀️ مامان 🧚‍♀️دیارا🧚‍♀️ ۳ سالگی
بیاید از تجربم بگم از امروز که استارت قطع شیر رو زدم....
امروز به شوهرم گفتم تلخک بگیره و همزمان یهو به دهنم رسید رژرو امتحان کنم🫠رژقرمز جیغ🫠
زدم و ساعت ۱۱دخترم بیدار شد و سرگرم کردم و ...تا۱۲ونیم که طبق معمول رو مبل نشیتم که با دوق دوید سمتم که جی جی بخوره. گفتم آی اوف شده و کشیدم بالا 😔😔😔
وای مامانا چقد دردناک بود😭😭😭😭
تا دید چنان بغض کرد که واقعا قلبم درد گرفت منم بغض کردم و جفتمون مثل ابر بهار گریه کردیم 🥹🥹🥹🥹
بغلش کردم راش بردم بعد گفتم کرم بیاریم بزنیم خوب بشه ...یکم زد خودش لباسو کشید پایین و گفت نه نه ...دیگه بچم اسم جی جی نیاورد 😔😔
ولی بیتابی کرد و دلش بغل میخواست ...
تا یک ساعت پیش رفتم شستم و گفتم بابا بیا کرم بزن خوب بشه ....
گفتم دیارا جی جی خوب شد تا دید چنان جیغی زد و ذوقی که خدایااااا نمیدونید چی حالی شدم ..... با ذوق خورد و خوابید ...
چند روزه شیرو کم کرده بودم شبا هم چند قورت میخورد میگفتم بسه و ماساژش میدادم بخوابه ...
امروز اصلا شیر ندادم تا شب ...چند شبم همینطور کم شیر میدم و کلا تمام....

ولی مامانا فکر کنم یکی از سخت ترین و حساس ترین دوران قطع شیر باشه خیلی باید قوی باشیم ....
❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹
مامان دلآنا🎀 مامان دلآنا🎀 ۳ سالگی
سلام مامانا
اومدم دلانارو تدریجی از شیر بگیرم انقدر بی قراری کرد مجبور شدم یهو گرفتم از شنبه هفته قبل درگیرشم
سه چهار روز فقط شبا بهش نمیدادم بعد تو روز میدادمش
شب انقد گریه میکرد خب براش عجیب بود چرا مامان روز میده شب نمیده
دیگه کلا گرفتم ازش الان امروز که شنبس تقریبا چهار روزه که کامل گرفتم خودم یکم بهترم دلآناهم داره کنار میاد کم کم
و اینم بگم هییییچ روشی رو دختر من جواب نداد جز تلخک زدن
قبلش بهش میگفتم مامان تو بزرگ شدی دیگه می‌می نخور اصلا تعریفی از حرفم نداشت بچس منطق سرش نمیشه که
چسبم زدم چنان گریه کرد که دیگه نزدم اصلا
ولی تلخک که زدم اومد یکم مزه کرد بعد گفت بده گفتم آره مامان خراب شده تلخ شده بگذریم که اولش گفت بریم بشوریمش😂 یعنی انقد بچه‌های الان باهوشن 😍
دیگه گفتم نمیشه بشوریش مامان کلا تلخ شده دیگه از بعد اون هی ازم می‌می میخواست میگفتم باشه تا میومد بخوره خودش میگفت وَی خراب شده تلخ شده
شباهم گریه میکنه ولی دیگه داره کنار میاد که خراب شده و ترکش کرده و برا دلآنا تلخک بهترین روش ترک شیر بود🥲
ولی خب خیلی لاغر و ضعیف شده
دکتر دارو داده برا کمبود ویتامیناش تامین شه ولی دلآنا اشتها غذاشم کم شده
میگم اشکال نداره بهش اشتها آور بدم ؟
میترسم بدم بیشتر گریه کنه شبا آخه چیزی نمیخوره
مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام گلا
امروز از ظهر پسرمو ک به شدت به شیر وابسته بود گرفتم شیر خودم که بهش میگه جی جی🥲
خیلی الان ناراحتم و گریم گرفت طفلی پسرم...دیروز رفتم صبر زرد بخرم پیدا نکردم امروز ظهر گفتم بزار رب بزنم اگه نخورد که هیچی یکمی رب زدم از اونجایی ک پسرم خیلی حساسه به تمیزی تا دید گفت عه عه شده گفتم آره مامان عیب نداره میخوری بخور تا دهنشو زد گف اه اه و نخورد گفتم حتما بهونه میگیره چند دقیقه دیگه چون خیلی حیلی وابسته هست دیگه باهاش بازی کردم یکساعت بعد گف جی جی و بلافاصله خودش گف اه اه شده گفتم آره مامان...گف تمیز کن گفتم تمیز نمیشه مامان ببین رضا و محمد و نرگس دیگه جی جی نمیخورن چون اونام بزرگ شدن تو هم بزرگ شدی دیگه نباید بخوری....بچم دیگه اصلا نگف جی جی 😭😭 برای خوابشم گذاشتم رو پام و لالایی خوندم خوابید اصلا نگف اینکه باید جی جی تو دهنش می‌بود و میخابید😭😭خدا کنه شب هم بیدار نشه آخه قبلا بیدار میشد و جی جی می‌خورد. میخابید خدا کنه بچم اذیت نشه😭چقد مادر بودن سخته...اینقدر ک همه جا بهم وصل بود همش میگفتم زود تر بگیرمش ولی امروز ک مظلومیتش رو دیدم میگم کاش بهش میدادم هنوز بچمو🥲 همه لحظه های اول تو بیمارستان ک شیر نداشتم و کم بود ولی بهش شیر دادم و تا روزا و شبایی ک اذیتم میکرد از بس بهم می‌چسبید همش میاد جلو چشم و میگم چقد زود داره بزرگ میشه و مرد میشه🥲🥲
خانما اگه شب بیدار شد و شیر خواست بنظرتون بهش بدم یا نه؟؟؟