۱۳ پاسخ

نه حرف بدی نزدی اصلا

وااااای من اصلااااا نمیزارم کسی به بچم نزدیک بشه چه برسه دست هم بزنه .

اینا اینجوری چهره آشنا درست میکننن واسه بچه که بعدا بتونن راحت بدزدن ببرن .

کاملا درست گفتی

بچم دوماهش بود رفتم دکتر بیمارستان ی خانومی گفت بدش بغلم گفتم یکم سرماخورده نمیشه ناراحت شد . خودم حس بد گرفتم ولی بعد دیدم خانومه بخاطر ویروس اومده دکتر😐 خب برا چی تو محیط آلوده ک خودت مریضی میخوای بچه منو بغل کنی زن 💔

منم بودم شاید همين کاررو می‌کردم خدا می‌دونه آدم خوبی بوده یا نه ولی خوب کمی مشکوکه مراقب باشید

بعضیا هم زیادی میخان محبت کنن

رفتم پیش دکترم اکو قلب جنین نوشت مهر برم

اتفاقا کار خوبی کردی. اینجوری یاد میگیره به هیچ بچه‌ای اینقدر نزدیک نشه

بيين وقتي كسي بهش ميگه بيا بغلم بگو ن بچم غريبي ميكنه بغل كسي نميره ن طرف ناراحت ميشه همم منظورو ميگيره

نمیدونم کی این فرهنگ جا میوفته که اگر محبتی هم دارید حق دست زدن به بچه هارو ندارید،
میتونین خم شید یکم باهاش حرف بزنید ،
کار خوبی کردی به دخترت یاد دادی به غریبه ها رو نده

کار خوبی‌کردی‌عزیزم..اصلا‌این روزا نبايد اعتمادکنی ب کسی الان که‌بچه دزدی هم اومده اصلا نزار دخترت برا یک ثانیه ی ازت دور بشه

بهترین کار رو کردی درسته اون لحظه اون مرد شاید ناراحت شده باشه حالا با منظور اومده یا بی منظور ولی مهم نیست ، مهم اینه که تو به دخترت مراقب جنسی رو آموزش دادی ، آفرین بهت

چه ترسناک.
برا منک پیش نیومده
چون دنیز به غیر خودم بغل هیشکی نمیره مخصوصا ک مرد باشه
ولی حتما واکنش تندی خواهم داشت در این مورد

خوب کردی منم بودم نمیذاشتم از کجا معلوم دزد نبوده یا مریض نبوده چه لزومی داره از مرد غریبه خجالت بکشم …

سوال های مرتبط

مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
عروس خواهر شوهرم خیلی آدم حساسیه،پولدارن،بعد ۱بچه داره،عید رفتم خونشون به دخترم سپردم خونشون به چیزی دست نزنی،گفت باشه،دخترم ۴سالونیمش بود،رفتیم اونجا دخترم از کمدبچه جاسوئیچی برداشت باهاش بچه صاحبخونه رو بخندونه،من اصلا متوجه نشدم دخترم به چیزی دست زده،چون شلوغ بود خونشون،بعد عروس خواهرشوهرم دید به دخترم گفت به چیزق دست نزن بیا کنار،خواهرشوهرمم شنیدبه دخترم گفت بیا اینور،من دخترمو صدا کردم گفتم ببر بذارسرجاش،گفت با بچه خودشون بازی میکردم،گفتم باشه بازم نباید دست میزدی،دخترم برد بذاره سرجاش دوباره خواهرشوهرمو عروسش گفتن بیا کنار،گفتم برده بذار سرجاش،همونموقع پاشدم به شوهرم گفتیم بریم خونه بچه ها خستن،اومدیم خونه ناراحت شدم،چندوقت بعد بچه اونا اسباب بازی دخترمو پاره کرد دخترم چیزی نگفت،یا میان خونمون باهمه چی بازی میکنه بچشون،دخترم اومد به قمقمه بچه دست بزنه دخترخواهرشوهرم‌گفت دست نزن خراب میشه،حالا اونا خونه خریدن باید بریم خونشون دختربزرگم الان بگم دست نزن میفهمه دیگه ولی کوچیکه رو چجوری قانع کنم رفتیم اونجا سمت وسایل بچشون نره؟؟؟شوهرم‌میگه نریم‌کلا