۱۰ پاسخ

اول اینکه بچه ۲ ساله و ۴ ماهه نباید هر خوراکی ای و بخوره‌.
دوم اینکه بهش بگین فقط یه خوراکی میتونه ورداره و الا کلا هیچی نمیخورین براش.
اگه دو تا برداشت هر دوتارو بزارین سر جاش و از مغازه خارج شبن.
گریه میکنه؟
مهم نیست!
بزارین یاد بگیره که حق یک انتخاب و داره

اصلا خوراکی مغازه دوس نداره یا گیر نمیده ک بریم، مگه خودمون ببریمش فوقش ی وسیه ورداره

از اول یاد دادم فقط یدونه
ولی سر چیزای دیگه دهنم سرویس شده
مخصوصا سر لباس عوض کردن
راهی دارید به منم بگید

نه بابا فقط شیر یا شیرموز

نه ما هروقت بریم مغازه قبلش میگم فقط دوتا خوراکی میتونی بخری
اگ سومیشو بخاد باید یکی از اون دوتای قبلی رو بزاره سرجاش

منکه خیلی کم مگر اینکه بریم بازار جایی

من هر روز یک موز رو خورد میکنم با نوتلا قاطی میکنم میریزم تو لیوان و بعد ی اسکوپ بستنی سادع میزنم با دو عدد پاستیل و یک عدد شوکو رول و سه تا اسمارتیس و دو تا جوب شور کنجدی تزیین میکنم حالا میتونی چتر و‌نون قیفی کوچولو هم بذاری یا پسته

من اصلا تا به این سن مغازه نبردمش
چون میدونم بچه اس گوش نمیده

من نمیخرم. میگم مال ما نیست

پسرای من روزی 1دونه بستنی میخورن با آجیل
پفک و چیپس وو خیلی کم میخورن

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
خانوما من کم آوردم راهنماییم کنین چیکار کنممممم بردیا یه مدته خیلی خیلی اذیت می‌کنه اذیت ک میگم مثلا صب ک بیدار میشه تا شب همینجوری الکی گیررر میده گریه می‌کنه حتی دلیلشم خودش نمیدونه همینجور الکی بعد باز چند روز مداوم پدر شوهرم اینا بردیا رو عادتش داد به بیرون رفتن خوراکی های مغازه دیروزم بردیا هیچی نخورده بود کلا خوراکی مغازه و بستنی خورده بود من نمی‌دونستم کلا دیروز رو اسهال بود گفتم دیگ حتی یدونه بیسکویت نمی‌گیرم براش و حتی اجازه نمیدم کسی بهش بده بجز اینکه مجبور باشم بیرونی جایی باشم از بس بردنش بیرون بردیا امروز ساعت شیش صب بیدار شده گریه ک من برم بیرون با ماشین اونا برم دور دور بعدش گررریه ک بستنی میخوام در صورتی ک تو خونه داشتیم بهش اصلا نمیدم همینجور گریه می‌کنه تا همین الان ک هی میگه بستنی می‌خوام بعد پدر شوهرم برگشته میگه شما بچه رو اینجوری کردین وگرنه این بچه ی خیلی ارومی بود باباا اونا بچه رو اینجوری کردن نمی‌دونم با چ زبونی بهشون تذکر بدم دیگ بچه رو دو روز اجازه نمیدم مثلا بره جایی خودم عصرا میبرمش پارکی جایی بازی می‌کنه میارمش خونه دیگ عادت می‌کنه باز اونا میان عادتش میدن به دور دور های الکی خوراکی های مغازه نمی‌دونم دیگ واقعا چیکار کنم بردیا از صب یه بند داره برای بستنی و بیرون رفتن گریه می‌کنه
مامان ... مامان ... ۲ سالگی
سلام مامانا خوبید شبتون بخیر... میگم آراد اینطوریه که میریم بیردن حتی اکه ۱۲ساعتم بیرون باشیم وقتی میخایم بیایم نمیخاد بیاد تو خیابون دراز میکشه گریه میکنه از دستم فرار میکنه و ب سختی ک منو چنگ بندازه خودشو بزنه و ۲ ساعت بعد توخونه گریه کنه میاد یا مثلا کسی میاد خونمون وقتی میخاد بره اینقد گریه میکنه ک یا منم برم یا اونم نره ... ینی ی وضعی دارم ک بخدا روانی شدم امشب از جاهای دیگ بهم فشار اومده بود باز ارادم تازه از بیرون اورده بودمش دوباره گریههه یکارا ک باز میخام با فلانی برم دیگ اعصابم نکشید روانی شدم ب جنون رسیدم دعواش کردم حتی زدمش🥺کاش دستم میشکست ولی بخدا دست خودم نیود مثل روانیا شدم هعییی .. فک کنم من از اوناییم ک لیاقت مادر بودنو نداشتم ... شما چیکار میکنین اینحور مواقع؟ من بیشتر اوقات سکوت و صبر ااصلا کار ب کارش نداشتم تا خودش اروم شه .‌ یا اگه اوضاع یجوری بود ک میشد حواسشو پرت میکردم ک خییلی کم پیش میومد حواسش پرت شه..
گهوار . رفلاکس .‌پوشک . سزارین . سنوگرافی. انتی‌ انومالی