سلام مامانا خوبید شبتون بخیر... میگم آراد اینطوریه که میریم بیردن حتی اکه ۱۲ساعتم بیرون باشیم وقتی میخایم بیایم نمیخاد بیاد تو خیابون دراز میکشه گریه میکنه از دستم فرار میکنه و ب سختی ک منو چنگ بندازه خودشو بزنه و ۲ ساعت بعد توخونه گریه کنه میاد یا مثلا کسی میاد خونمون وقتی میخاد بره اینقد گریه میکنه ک یا منم برم یا اونم نره ... ینی ی وضعی دارم ک بخدا روانی شدم امشب از جاهای دیگ بهم فشار اومده بود باز ارادم تازه از بیرون اورده بودمش دوباره گریههه یکارا ک باز میخام با فلانی برم دیگ اعصابم نکشید روانی شدم ب جنون رسیدم دعواش کردم حتی زدمش🥺کاش دستم میشکست ولی بخدا دست خودم نیود مثل روانیا شدم هعییی .. فک کنم من از اوناییم ک لیاقت مادر بودنو نداشتم ... شما چیکار میکنین اینحور مواقع؟ من بیشتر اوقات سکوت و صبر ااصلا کار ب کارش نداشتم تا خودش اروم شه .‌ یا اگه اوضاع یجوری بود ک میشد حواسشو پرت میکردم ک خییلی کم پیش میومد حواسش پرت شه..
گهوار . رفلاکس .‌پوشک . سزارین . سنوگرافی. انتی‌ انومالی

۳ پاسخ

وای پسر من هر کی بیاد خونه باید باهاش بره هر جا هم بره دیگه نمیاد از ساعت ۵ رفته ی خونه مادرشوهرم الان شوهرم آوردش انقدز گریه بالا آورد کل گردن و صورت خودمو چنگ زده

وایمیسم یه گوشه و کولی بازیشو نگاه میکنم تا تموم بشه
یه مدت اینجور بود
خودش خوب شد
الان دستمو یا مانتومو میگیره و میاد

تو این سن همینن 🥲

سوال های مرتبط

مامان بادوم مامان بادوم ۲ سالگی
وای خدا چ گیری کردم از دست این مادر دخترررر البته بیشتر مادره،
من خونه مادرشوهر زندگی ميکنم تو یه خونه هستیم من تو اتاق خابش هستم،بعد بچه من برای چیزی بهونه بگیره گریه میکنه ک من کاری ک میخاد انجام بدم بعد منم مثلا چون گریه میکنه اونو ب خواستش نمیرسونم چون کار درستی نیس با لج و گریه به خواستش برسه و گاهی متوجه میشه ک گریه کنه جوابی نمیگیره اما خدانکنه پای این بیاد وسط مادرشوهرم میگمیبار میشنوه بچه گریه میکنه سریع میاد میگه من دلم نمیاد گریش ببینم اذیتش نکن هرچی میخاد انجام بده میگم نمیشه کار خودش میکنه مثلا شی ساعت ده معمولا بچم میخابونم یبار میبینی لج میکنه گریه ک در اتاق باز کن برم پیش عمه و عزیز میگم نه یکم گریه میکنه سریع اونا میان ک گناه داره چرا گریش در میاری میبرمش اونجا میگند یع ربع دیگ بخابه ،اصلا نمیفهمن میگم بابا با گریه نباید ب خاستش برسه الان بچه میدونه گریه کنه اونا میان میبرنش بعد یکم پیش بچه میخاستم بخابونم بهونه گرف برم اونجا پیش عزیز گفتم الان نه اومده میگ بزار بیاد گناه داره بچه برد بعد گفتم اینکار میکنی بچه ب حرف من گوش نمیده برگشت گف من بهش یاد نمیدم ک حرفت گوش نده چرا اخه بع%یا نمیفهمن چ گوهی بخورم آسی شدم بخداااا ااااا تا یچی بگی هم الکی گریه می‌کنه زن گنده
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
بخدا دارم با گریه اینارو می‌نویسم خستم بردیا یکی دو هفته اس خیلی بدددد جور لجباز شده صب ک بیدار میشه تا شب همش جیغ میزنه گریه می‌کنه بدجور ها با خانواده شوهرم تو یه ساختمون هستیم جوری ک رومون تو روی هم باز شده همش میگن چش شده چرا گریه می‌کنه بابا بخدا خستم همش الکی گریه می‌کنه دیگ با اعصاب خوردی و لحن بد جوابشونو میدم نمی‌کشم دیگ بچه اس دهنشو ببیندم بگم گریه نکن چیکار کنم به یه چیزایی گیر میده مثلا میخواد تلویزیون رو بندازه میگم مامان نکن دیگ گرررریه هااا میبرمش بیرون گریه می‌کنه دستمو نگیر سوار سه چرخش هم نمیشه میگه ولم کن برم تو این شلوغی ها میدوعه می‌ره میگه دنبالم نیا همش میترسم ماشینی چیزی بهش بزنه اصلا پست سرشم نگا نمیکنه ببینه کسی دنبالش هست یا ن همش بچه های بقیه رو میبینم ک دست مامانشون رو گرفتن حسرتشو میخورم یه سوپر مارکت نمیتونم برم چ برسه جای دیگ حتی خونه پدرمم نمیتونم برم از دستش میگرن دارم روز به روزم بدتر میشم بخدا در روز یه ساعتشو نیس ک سردرد نداشته باشم دست تنها کسی حتی نیس بگه بزار یه ساعت پیش من بمونه استراحت کن فقط خانواده شوهرم بلدن بگن چشه میزنیش گریه می‌کنه درک ک نمیکنن خودددش گریه می‌کنه خستم نمی‌دونم باید چیکار کنم شما یه راه‌حلی بدین بچه های شما چجورین من کم آوردم بخدا