۴ پاسخ

پسر خواهر من تا موقع مدرسه رفتن با بغل کردن می می خواهرم میخوابید
هیچ جوره‌جدا نمیشد
مشاوره م میرفت ولی نمیتونست دل بکنه واقعا براش خیلی سخت بود جدا شدن😭

والا ماهلین یکم بخوره زمین سریع میاد ممه میگیره اروم میشه هنوز بعد چند ماه حس داره بهش

اخی چون وابسته هستن اینجوری میشه دختر منم هنوز میگه مامان بَبی ناز بوس لباسم میده بالا سینه امو ناز میکنه بوس میکنه من از دکترش هم پرسیدم گفتم اینجوری میکنه گفت اصلا مشکلی نداره بزار باهاش ارتباط بگیره خودش کم کم از سرش میوفته اصلا کاری نکن ک بخواد مریض شه یا خاطره بد داشته باشه دیگه خلاصه از روز اولی ک گرفتم همینجوره نازش میکنه بوسش میکنه

الهی بگردمش🥺دختر منم هنوز بعضی اوقات دستشو میزاره رو ممه میخابه
من بچه بعدی بخام بیارم شیر مادر نمیدمش که انقد وابسته بشه گناه داره قلبم اتیش میگیره 🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان ... مامان ... ۲ سالگی
سلام مامانا خوبید شبتون بخیر... میگم آراد اینطوریه که میریم بیردن حتی اکه ۱۲ساعتم بیرون باشیم وقتی میخایم بیایم نمیخاد بیاد تو خیابون دراز میکشه گریه میکنه از دستم فرار میکنه و ب سختی ک منو چنگ بندازه خودشو بزنه و ۲ ساعت بعد توخونه گریه کنه میاد یا مثلا کسی میاد خونمون وقتی میخاد بره اینقد گریه میکنه ک یا منم برم یا اونم نره ... ینی ی وضعی دارم ک بخدا روانی شدم امشب از جاهای دیگ بهم فشار اومده بود باز ارادم تازه از بیرون اورده بودمش دوباره گریههه یکارا ک باز میخام با فلانی برم دیگ اعصابم نکشید روانی شدم ب جنون رسیدم دعواش کردم حتی زدمش🥺کاش دستم میشکست ولی بخدا دست خودم نیود مثل روانیا شدم هعییی .. فک کنم من از اوناییم ک لیاقت مادر بودنو نداشتم ... شما چیکار میکنین اینحور مواقع؟ من بیشتر اوقات سکوت و صبر ااصلا کار ب کارش نداشتم تا خودش اروم شه .‌ یا اگه اوضاع یجوری بود ک میشد حواسشو پرت میکردم ک خییلی کم پیش میومد حواسش پرت شه..
گهوار . رفلاکس .‌پوشک . سزارین . سنوگرافی. انتی‌ انومالی
مامان Yuna مامان Yuna ۲ سالگی
خیلی حالم بده خیلی ناراحتم حیلی زیاد. سرم درد میکنه میخوام زار بزنم
امروز عکاسی دو سالگی یونا بود
ینی ذره ای همکاری نکرد😭😭😭
از وقتی پامون گذاشتیم تا وقتی بیایم گریه
اولش ک ماکت کیک دید گفت کیک میخوام گریه ها گریههههه شوهر طفلیم رفته دنبال کیک
اومد کیک خورد فشفشه رو دید گریه بدین ب من دادم بهش ی لحظه حواسم پرت شد دستش سوخت
ینی ی دونه از چیزایی ک میخواستم اجرا نشد کلیم باید پول بدم
فیلمبردره خیلی خوب و حرفه ای بود هی میگفت بچه همینه عیبی نداره من کارو در میارم عکاسه هی غر میزد بیشتر میرفت رو اعصابم ی بچه دیگم اونجا بود کوچولو بود هی میگفت ببین صدای اون بچه درومده اصلا،یا با ی حالت ناله میگفت وای حداقل بذار ی عکس بگیریم یا میگفت اسمتو باید تو گینس بنویسن یا اینجارو فامیلمون معرفی کردع بود هی میگفت بچه فلانی چقد همکاری کرد سریع کارو جمع کردیم منم چندبار ناراحت شدم بهش ی چیزی گفتم
ولی اعصابم خورده همش میگم ینی تقصیر منه ک یونا همکاری نکرد
ینی بچه غیر طبیعیه؟😭😭😭😭


اها تازه اتفاقای قبلشو بگم
اونجایی ک میخپاستم برم بادکنک بگیرم تعطیل بود گفتن کاری براش پیش اومده رفته رفتیم ی جا دیگه رنگاشو دوس نداشتم تا برسیم هنش ترکید
کفش شوهرم خراب شد
اصلا نگ

#فرزندپروری
#پوشک
#نی نی م
مامان پسر کوچولو✨😻 مامان پسر کوچولو✨😻 ۲ سالگی
همه کارامو کردم ک‌ با خیال راحتتت بشینم سر سفره هفتسین همین ک‌ نشستیم پسرم بهونه میگرفت و گریههه و لجبازی نمیذاشت بشینیم یهونه های عجیب غریب میگرفت دیگه ب زور یکم ارومش کردم سال ک‌ تحویل شد دوباره شروع کرد اصا یکسره گریه و بهونه شوهرم رفت سرکار اینم گریهههه هرکاری کردم اروم نشد با خوراکی و تی وی و ایناهم فایده نداشت اوردم گذاستمش تو اتاقم ی اسباب بازیم دادم دستش دیدم اروم شد رفتم اب بخورم برگردم یکم کار داشتم در حد چند دیقه برگشتم تو اتاق دیدم ی لاک پرررر ریخته بود رو روتختیم ک چند روز پیشم خریده بودمش تمام دستاش و لباسشو رو تختیمو لاااکی کرد هیچی بش نگفتم نه داد زدم نه عصبانی شدم فقط یهو اشکم دراومد گفتم امروز دهنمو سرویس کرد انقد حرصم داد ک سرگیجه گرفتم هفتسینمو ک انقدم ذوقشو داشتم داغون کرد هی هیچی نگفتم گفتم حالمونو بد نکنم ولی اون صحنه رو ک دیدم روتختی ک دوسش داشتم داغون شده بود خیلی ناراحت شدم اشکم بی اختیار اومد درحد چند دیقه بعدم سریع اشکمو پاک‌ کردم گفتم اشکال نداره
ولی ناراحت شدم ک شب عید اشکم دراومد گفتم شب عیده دوس نداشتم گریه کنم ولی یهو دست خودم نبود الان ناراحتم ک گریه کردم سریع هم حالمو عوض کردم اهنگ گذاشتم ولی خب..🥲
مامان یارا مامان یارا ۳ سالگی
پسرم خیلی با من اوکی نیست خوب تصف روز رو تیستم بقیه شم مشغول غذا و کار خونه و بقیه چیزا.
ولی با باباش رابطه ش بهتر از من بود قبلا چون بیرون میبردش و یا وقتی خونه میمود با بچه مشغول میشد و من هم درگیر شام پختن.

اللن دوماهه باباش خونه ست و خیلی باهاش بازی میکنه کار خاصی هم نداره الان باباشو خیلی خیلی بیشتر دوس داره و عملا به من مگه تو برو برگرد سرکار... از اتاق بیرونم میکنه گاهی بعضی مواقع که گریه میکنه ک تو برو واقعا ناراحت میشم ک حضورم باعث گریه بچه م میشه.

البته گشنه ش بشه میاد سراغ من خوابش بیاد میاد سراغ من باباش دعواش کنه من بغلش میکنم مدیریت میکنم با باباش حرفم بشه میاد منو بغل میکنه و....


دیروز خاله م ک اونم شاغل بود و پسرش بابلشو دوست داشت (من یادمه) و مامانشو میزد (البته اون بچه شیر ب شیر داشت) بهم گفت موقع اومدن از سرکار براش یا چیزی بخر همیشه تا بهت علاقه پیدادکنه

پسرم عاشق شیرینی و شکلات و آبنباته طول روزم ب هربهانه ای ی چیز شیرین مینوره معمولا. چون همه میدونیم ک اینا ضرر داره نظرتون چیه ک چی بخرم براش ک خودم با دست خودم ضرر نزنم ب بدنش و جذاب هم باشه؟ هرروز خریدنش خیلی ضرر مالی هم نزنه.