بخیه هام درد نداشت بی حس بود ولی اینکه نخ و رد میکرد میفهمیدم ولی موقع بخیه حالم خوب بود درد نبود
بعد از زایمان باید ادرار میکردیم اگه ادرار نکنی سوند وصل میکنن من دستشویی داشتم ولی هرکاری کردم نمیومد خیلی سخت بود خیلی فشار به مثانم بود ولی دستشوییم نمیومد
به زور به خودم فشار میاوردم که ادرار کنم اونم قطره قطره میومد و کامل خالی نمیشد
از اون طرفم به مقعدم خیلی فشار بود دستشویی داشتم ولی نمیومد
خلاصه روند زایمان برای من خیلی سخت بود
ولی اگه شما کلاس آمادگی زایمان برید ورزش کتید و پیاده روی زایمانتون خوب پیش میره من هیچکدوم از اینا رو نداشتم
ب سلامتی من ماما همراه گرفتم و خیلی وقته یک ماه ورزش میکنم و دوهفته است پیاده روی میکنم امیدوارم که برای من اسون باشه
عزیزم دهانه رحمت خیلی خوب زود باز شده دلیل سخت شدن زایمانت هم فکرکنم همون که نمیتونستی زور بزنی
فکنم آمپول بی حسی تاثیر داره
اینجا دیدم مامانی میگف بی حس بودم نمیتونستم زور بزنم ،
به هرحال بسلامتی زایمان کردی مبارک باشه مامان عزیز❤
به سلامتی گلم قدمش مبارک باشه
ولی من زایمانم خیلی خیلی سخت بود همون که خونه بودی دردات و خونه کشیدی خیلی خوب بوده منم بچه اولم ۳۸ هفته رفتم دکتر کیسه آبمو پاره کرد آمپول فشار زد ۱۲ ساعت به کوپ درد کشیدم بی حسی اینا هم نداشتیم سال ۹۴ حالا کلی پیاده روی داشتم ولی سر این بچه م کلا استراحتم شیاف و آمپول میزنم ابنم ۳۸ هفته باید زایمان کنم واسم دعا کن خیلی میترسم
مرسیی که تجربت به اشتراک گذاشتی🤍😍
خوش قدم باشه برات الهی
عزیزم کدوم بیمارستان بودید؟
خیلی درد داشتم
من چون تو بارداری نه ورزش داشتم نه پیاده روی بخاطر همین زایمانم سخت بود
ماما همراه داشتم برد منو دستشویی آب گرم بهم گرفت و کمرمو ماساژ داد
۴ تا دکتر بالا سرم بودم هی میگفتن زور بزن زور بزن موهای بچه معلومه منم زور میزدم ولی نمیشد
میگفتم تروخدا منو سزارین کنید دکتر میگفت خانم سر بچه بیرونه الان خفه میشه زور بزن
دیگه بالاخره زور زدمو بچه به دنیا اومد کلی قربون صدقش رفتم
ولی خب برای من خیلی سخت بود
واقعا وحشتناک بود
خانمایی بودن که طبیعی بودن ولی راحت زاییدن
ولی من خیلی سخت زایمان کردم
چون نمیتونستم خیلی زور بزنم زیاد برش دادن
زیاد بخیه خوردم
خیلی درد داشتم
من چون تو بارداری نه ورزش داشتم نه پیاده روی بخاطر همین زایمانم سخت بود
ماما همراه داشتم برد منو دستشویی آب گرم بهم گرفت و کمرمو ماساژ داد
۴ تا دکتر بالا سرم بودم هی میگفتن زور بزن زور بزن موهای بچه معلومه منم زور میزدم ولی نمیشد
میگفتم تروخدا منو سزارین کنید دکتر میگفت خانم سر بچه بیرونه الان خفه میشه زور بزن
دیگه بالاخره زور زدمو بچه به دنیا اومد کلی قربون صدقش رفتم
ولی خب برای من خیلی سخت بود
واقعا وحشتناک بود
خانمایی بودن که طبیعی بودن ولی راحت زاییدن
ولی من خیلی سخت زایمان کردم
چون نمیتونستم خیلی زور بزنم زیاد برش دادن
زیاد بخیه خوردم
بخیه هام درد نداشت بی حس بود ولی اینکه نخ و رد میکرد میفهمیدم ولی موقع بخیه حالم خوب بود درد نبود
بعد از زایمان باید ادرار میکردیم اگه ادرار نکنی سوند وصل میکنن من دستشویی داشتم ولی هرکاری کردم نمیومد خیلی سخت بود خیلی فشار به مثانم بود ولی دستشوییم نمیومد
ولی بازم حدس نمیزدم درد زایمان باشه
شوهرم گفت حسم میگه بچه امروز به دنیا میاد ساک بچرو جمع کن بریم بیمارستان
منم گفتم نه بابا من تازه یه سانتم زایمان کجا بود
دو دل بودم برم دکتر چون فک میکردم چیز خاصی نیست دیگه
خلاصه رفتم بیمارستان معاینم کرد گفت خانم چهار سانتی
تا قبل از ظهر زایمان میکنی
زنک بزن همراهت بیاد
مونده بودم همینجوری
لباس بیمارستان برام آوردن آمادم کردن برای ان س تی
یه نیم ساعت که گذشت دوباره معاینم کرد گفت شدی ۶ سانت
بعد گفت بی حسی میخوای
منم قبول کردم
بی حسی خیلی خوب بود تا بشم ۱۰ سانت حالم خوب بود ولی خیلی باعث خارش میشد
شوهرم یخورده اومد پیشم وایساد وقتی بی حس بودم و عکس گرفتیم و اینا
دکتر معاینم کرد دوباره کیسه آبم و پاره کرد تخت پر خون و اب شده بود
بی حسی اثرش کم کم رفت دردام شروع شد به لگنم خیلی فشار بود بچه داشت میومد بیرون
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.