تجربه ی زایمان طبیعی پارت ۲:
دکترم گفته بود اگه تا ۳۸ هفته دردت نگرفت برو سونو.سی مرداد بود که شک کردم به کیسه ابم و حس کردم نشتی داره.حدودا سه چهار روزی بود که کمر درد نسبا شدیدی داشتم و انقباضایه زیاد ولی نامنظم تو طول روز و درد پریودی.قبلش چن بار ان اس تی داده بودم ولی میگفتن اینا دردایه کاذبه و فقط یکی دوتا انقباض زایمانی داری.برا همین نرفتم ان اس تی.دیگه به بهونه تست کیسه اب رفتم بیمارستان تست منفی بود ولی دهانه رحمم دو سانت باز شده بود.گفتم هرروز ک بیدار میشدم بچم تکون میخورد ولی امروز هنوز تکون نخورده.خلاصه تا ظهر سه تا ان اس تی گرفتن گفتن ان اس تی هات جالب نیس با دکترت همتهنگ کن ببین چی میگه(دکتر و بیمارستان مد نظرم ی شهر دیگه بودن و حدودا ی ساعت و نیم فاصله بود)
خلاصه ب دکترم گفتم گف چون دو سانت بازی و درد داری با بیمارستان هماهنگ میکنم برو بستری شو میترسک صبر کنیم بیشتر باز شی نرسی به بیمارستان اینجا.
کارام رو کردم و تقریبا ساعت چهار راه افتادیم و پنج و نیم رسیدیم بیمارستان و من بستری شدم ولی بازم چون دردام نامنظم بود میترسیدم اذیت بشم برا زایمان.خلاصه ازمایش و یه سری اقدامات اولیه رو انجام دادن و ان اس تی بهم وصل کردن گفتن تا اخر باید بهت وصل باشه و فعلا تکون نخور.یه ساعتی ب همین منوال گذشت و ماما بهم گفت تا قبل رو تخت حالت همون حرکت گهواره بشین.چون دکترم مسافرت بود گفته بود تا قبل از رسیدنش نه امپول فشار بهم بزنن نه زیاد معاینم کنن
خلاصه ی نیم ساعت چهل دقیقه ای ک گذشت یه ماما اختصاصی خود بیمارستان بهم داد ک تا اخر پیشم بود(ماما همراه نداشتم ایشونم ماما همراهم نبودن)معاینم کرد حدودا سه چهار سانت بودم

۱ پاسخ

بقیشم بزار پس

سوال های مرتبط

مامان فاطمه مامان فاطمه ۱ ماهگی
🐣🎀تجربه زایمان طبیعی پارت۱
یکشنبه ۴ مرداد که چهل هفته کامل شده بودم صبح که پاشدم برم دستشویی یهو حس کردم یه مقدار آب ازم اومد زیاد نبود ولی از رقیق بودنش حدس زدم مال کیسه آب باشه ولی درد اصلا نداشتم
زنگ زدم به ماماهمراهم گفت حتما برو بیمارستان و ان اس تی بده و بگو آبریزش دارم
دیگه گفتم شاید همین دفعه زایمان کنم واسه همین ساک بچه و خودمو برداشتم و رفتیم بیمارستان
اونجا شرح حال گرفتن و معاینه کردن و گفتن چون آبریزش داری و چهل هفته کامل هم هستی باید بستری بشی اون موقع یک سانت بودم
ساعت ۱۲:۳۰ بود که بستری شدم
ان اس تی بهم وصل کردن همونجا که بودم یهو حس کردم خیلی داره ازم آب میاد دیگه تخت کلا خیس شد
باز ماما اومد معاینه کرد و گفت کیسه آبت پاره شده ولی یک سانتی اونم یک سانت به درد نخور و کلفت🙄😐😂
بعدش بهم قرص زیرزبونی داد من تا اون موقع اصلا درد نداشتم دیگه قرص رو که داد کم‌کم دردام شروع شد همینجوری ان اس تی بهم وصل بود و دردام دو سه دقیقه یکبار شده بود تا ساعت ۶ درباره معاینه کرد گفت دو سانت شدی
ساعت ۷ شیفت ماماها عوض شد و یکی دیگه اومد گفت پاشو ببرمت اتاق زایمان😳
ادامه پارت ۲
مامان بردیا✨️🧸 مامان بردیا✨️🧸 ۱۰ ماهگی
سلام منم بالاخره زایمان کردم
#تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من پنجشنبه برای معاینه و ان اس تی که خود دکتر نوشته بود رفتم بیمارستان
ان اس تی چندتا انقباض کوچیک نشون داد ولی گفت که ضربان قلب بچه خیلی تنده
دکترم معاینه کرد همچنان ۲ سانت باز بود دهانه رحمم ولی بخاطر ضربان قلب بچه گفت که اورژانسی بستری بشم.
من پنجشنبه بستری شدم ساعت ۱۱ظهر
تا ساعت حدودا ۴ بعدازظهر با آمپول فشار هم دهانه رحمم باز تر نشد
کم کم معاینات دردناک شروع شد و دردهای منم همینطور
دردها بیشتر میشدن و دهانه رحمم نهایتا ۳سانت شد
من تا ساعت ۲صبح درد کشیدم و کیسه آبم رو پاره کردن و بخاطر درد زیاد بهم مسکن تزریق کردن که نهایتا ۱ ساعت جلو درد هارو گرفت ولی تا میدیدن که من دردم کمتر شده میومدن معاینه تحریکی انجام میدادن
ساعت ۳صبح انقدر گریه کردم و گفتم درد دارم که اپیدورال بهم تزریق کردن با دهانه رحم ۳ سانت و گفتن احتمالا تا زایمان اثرش بره
بعد اپیدورال حالم خیلی خوب شد و بلند شدم ورزش کردم
مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه_زایمان1
سلام مامانا🖐🏻من دوشنبه رفته بودم مطب دکترم، معاینه تحریکی کرد و گفت دوسانتِ خوب بازه و فردا یعنی سه شنبه برم بیمارستان و ان اس تی بدم.
نه دردی داشتم نه چیزی، فقط برای ان اس تی رفته بودم بیمارستان که گفتن نوار قلب بچه اصلا خوب نیست و فقط داره انقباض نشون میده. دستی معاینه کرد ولی انقباضی نداشتم نمی دونم چرا دستگاه های ان اس تی انقباض نشون میدادن.
دوباره تو بیمارستان منو معاینه کردن و گفتن ۲ به ۳ سانتم و باید بستری بشم.
هرچقدر مقاومت کردم که بستری نشم ولی قبول نکردن دیگه دکترم اومد و گفت حتما باید بستری شم من دیدم چاره ای ندارم و بستری شدم.
تو لیبر بستری شدم و آبمیوه خوردم و دوباره ان اس تی گرفتن، این سری ان اس تی خوب بود من فکر می کردم مرخصم کنن ولی دیگه گفتن باید همین امروز زایمان کنم.
هیچ دردی نداشتم برای همین خیلی استرس داشتم...
شروع کردم به راه رفتن و اسکات زدن، سعی کردم بیشتر تحرک داشته باشم تا بخوام دراز بکشم و بشینم.
من مامای همراه گرفته بودم و از اول بالای سرم بود.
واقعا مامای همراه معرکه ست و اگه مامای همراه نداشتم نمی دونستم باید چیکار می کردم...
مامان گیلاس🍒🩷👧🏻 مامان گیلاس🍒🩷👧🏻 ۱۲ ماهگی
میخوام تجربه سزارینم رو بنویسم دوست داشتین بخونین🩷
دکترم بخاطر شرایطم بهم گفته بود هفته ای ی بار ان اس تی بدم روزای اخر
اولین بار ک ان اس تی دادم زیاد جالب نبود دوبار سونوی بیوفیزیکال انجام دادم اولی خوب نبود زیاد ولی دومی اوکی بود
دکتر گفت یه روز در میون ان اس تی انجام بدم تا ۲۲ ام که روز زایمانم باشه
پنجشنبه روز ان اس تیم نبود ولی دکترم اصرار کرد ک برم ان اس تی انجام بدم بیمارستان نیمه شعبان
صبح روزی ک بلند شدم برم دست و پاهام خیلی ورم داشت نسبت به روز قبل! با این حال تک و تنها پاشدم رفتم بیمارستان
وقتی ک رفتم اونجا انجام دادم ان اس تی زیاد چنگی به دل نمیزد فشارمم شده بود ۱۳!
سریع ازم ازمایش گرفتن که نشون داد دفع پروتئین هم دارم!
زایشگاه سریع زنگ زد به دکتر و دکترم به فاصله پنج دقیقه خودشو رسوند انگار دم در بیمارستان بود😆 گفت باید بستری بشی تا یه ساعت دیگه زایمان کنی! منم این وسط قشنگ هنگ بودم استرس داشتم میمردم حس میکردم روی زمین راه نمیرم از بس گیج و منگ بودم😅
ادامه تو تاپیک ها👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
مامان روشا مامان روشا ۱ ماهگی
تحربه زایمان طبیعی بیمارستان بهشتی کاشان پارت دو:

بعد که رسیدم بیمارستان فورا معاینه کردن برای بار اول بود معاینه میشدم اصلا درد نداشت دقیقا مثل رابطه بود فقط کافیه خودتو شل بگیری و نفس عمیق بکشی👌
معاینه کردن و گفتن دوسانت باز شدی بیا ان اس تی بگیریم
رفتم برای ان اس تی و بعد معاینه هم خونریزی هام شروع شد البته زیاد نبود در حد خون ابه بود.
ان اس تی گرفتن خوب بود کم کم کارای بستری رو انجام دادن و ساعت سه بستری شدم
زنگ زدم به ماما گفتم اینحوری گفت اصلا نگران نباش خیلیم خوبه درد نداری گفتم نه اصلا
گفت پس بهت سرم فشار وصل میکنن کم کم دردت شروع بشه
هرموقع دردت زیاد شد یا سه سانت شدی خبرم کن میام
اینجا بود که یاورم شد همه چیز تموم شد و مسافر کوچولوم قراره بیاد🥺
دیگه طبق گفته ماما یه اتاق جدا بهم دادن که همراهم هم میتونس بیاد پیشم باشه و سرم فشار رو وصل کردن خیلی اروم میرفت گفتن اروم اروم باید دردت شروع بشه به موقع زیادش میکنیم نترس
بعد گفتن خودت ورزش هات شروع کن اسکات ،پله ،بشین پاشوو...