۱۲ پاسخ

سزارین کردم، چشامو بستم وقتی باز کردم دیدم دخترم تو اتاقه 😍 خداروشکر نه دردی نه خونریزی زیادی

بله تا دلت بخاد شوهرم گفت از در زایشگاه صدات میومده نتونستم تحمل کنم رفتم در داروخونه وایسادم دیدم اونجام صدات میاد چمران زایمان کردم 14 ساعت درد کشیدم
فقط جیغ میزدم میگفتم آیییی😂😂
یا میگفتم کمکم کنید
همون کاوه که اونجا بود یادمه یه دختر قد بلند بود خیلی خوب بهشون میرسید گگفتم میشه منم با تو باشم گفتن نه سه تا باهاشه نمیرسه
ماماام که بخیه زد خیلی بداخلاق بود و اصن سر نشده بودم من

ان شالله خودتون و بچه هاتون سلامت باشید من تهران سز کردم پول دکتر و بیمارستان دادم همسرم و مخصوصا مامانم گفت هرینه رو شده خودم مس دم ولی طبعیی نمی زارم شاید چون تک دختر هستم نمی دونم کلا رو من خیلی زیادی حساسه ....

من سزارین بودم انقد گریه کردم وقتی اومد دنیا آرتا خیلی گریه کرد میخواست جونم در بیاد انقد منم گریه کردم باهاش ک چقدر

من با کمک ماما همراه تونستم زایمان کنم
واقعا هرجا ک هست خدا همیشه کمکش کنه اگر اون نبود نمیتونستم
خیلی دادوبیداد کردم اخر سر اومدن بیحسی و گاز تنفسی بیدردی زدن از اون موقع ب بعد همش سرم گیج میرفت زیاد درد متوجه نمیشدم

حقیقتا من کاش همون جیغ و داد رو میکشیدم نمیریختم اون دردارو تو خودم
من ۷ روز بیمارستان بستری بودم ۷ روز اپول فشار و ان اس تی رو شکمم بود هیچ دردی نداشتم آخرش هم دستگاه گذاشتن تا ۵ سانت باز شدم اما بچم داشت ایست قلبی میکرد چون فشارم رو ۲۰ بود بردن سزارین
و این اتفاقات باعث شده من از وقتی ک زایمان کردم ادم ب شدت استرسی و ادم ب شدت عصبی بشم

من سزارین بودم تو بیست دقیقه تموم شد منم داشتم با یکی از پرستار ها حرف میزدم و از ذوقم میگفتم 😂

دقیقا خود من یعنی باز برگردممم اون حسو باز میخوا تجربه کنممم . جیغ الکی اصن بیخوده نمیدونم چراا اصلا جیغم نمیمودو درد داشتم وحشتناککک ولی جیغ نمکشیدم شاید چون مامانم تو راهرو بود میگفتم صدا نشنوه بترسههه اخه مامانم مخالف زایمان طبیعی بودد. زوور میزدم ۲و نیم دردادم دیگ وحشتناک شد موقع اذان دخترم اومد دنیا

من هیچی
اه بلند کشیدم دکتر حاجب باهام دعوا کرد گفت زایشگاه میره رو هوا
45 دقیقه بهم سر نزدن
بچه م ایست قلبی شد
برا این یکی دیگر رفتم سزارین ربع سکه بانکی دادم زیرمیزی نامه گرفتم
خ خوب بود
بیمارستان تامین اجتماعی افتضاح بود
در عوض بیمارستان خلیج فارس که دولتی و اموزشی هس عالی بود

منکه کم مونده بود دیگه فحش بدم داشتم میمردم

نه تازه میخاستم یکی از دانشجوعا بکشم 😂😂😂دوتا ماما سرمن شده بود جنگشون😂😂

عزیزم کنجکاو نبودی خوش زایمان بودی
من سه روز بیمارستان بستری بودم روز آخر ۹ ساعت درد کشیدم آخر سر هم بچه رو با دستگاه بیرون کشیدن

سوال های مرتبط

مامان پلین 🩷🐣 مامان پلین 🩷🐣 ۱۰ ماهگی
سلام مامانا امروز پلین ۹ ماه و ۱۵ روزه هست
بعد از زایمان اولین روزی بود ک تنهاش کذاشتم رفتم استخر
زنداداشم و خیلی دوست داره گذاشتم پیش اون رفتم
خودم ک انگار از قفس ازاد شده بودم یه خس عجیبی بود هم آغوشم‌خالی از پلین بود انگار چیزی گم کرده بودم از یه طرفم حس ازادی و راحتی داشتم
ساعت ۳.۳۰ تا ۶ نبودم پیشش
برگشتم همسرم هم بود با بابام
گفتن اصلا گریه نکرده فقط نمیخوابید اتاق هارو‌نگا میکرد میرفت اشپزخونه و نگا میکرد دنبالت میگشت دیدم تازه خوابش برده یهو تلفن خونه زنگ زد بیدار شد زود بغلش کردم اولین بار بود موقع بیدار شدن گریه کرد اصلا کریه اش قطع نمیشد خودشو از بغلم پرت مرد بغل همسرم هر جقدر صداش کردم اصلا انکار من و نمیدید نگام‌نمیکرد اخرسر نگاه کرد تو‌چشمام بلند جیغ کشید هلم داد گریه کرد ثای دیدیم باهام قهر کرده همسرم با هزار مکافات آشتیش داد اصلا بعلم نمیومد دیکه 🥹😒بعد اوند بغلم تو ماشین خوابش برد
تجربه عجیبی بود بچه ۹ ماهه قهر کرده بود باهام
دیگه نباید تنهاش بزارم
شما تا حالا همچین تجربه ای داشتید بچه تونو از چه سنی گذاشتید حایی رفتید ؟