خانما دیروز که رفتم معاینه بیمارستان گفت دوسانت رحمت بازه و ان اس تی گرفت گف درد داری ولی من هیچ دردی نداشتم ولی دکتر گفت دردو ما میفهمیم. نه شما بعد پدر شوهر مادر شوهرم اینا گفتن نه رضایت بده ببریمت اینا بلد نیستن و باید کیسه اب پاره بشه یا درد داشته باشی و مادر شوهرم هزار تا مثال از خودش میزد میگفتن تو که درد نداری وقت زایمانت نیست دکترم گفت رفتی خونه زایمان کردی مقصر ما نیستیم راهنماییت کردیم که اینجوری امدیم ماهم دیگه خونه ولی من کلی انقباض داشتم خیلی بد بود تا صبح بخاطر انقباض هایی که شر 5دقیقه میگرفت ول میکرد اذیت بودم خدا میدونه چس میکشیدم ولی خانواده شوهرم اینا گفتن نه اینا درد نیستن شکم منم مادر شوهرم گفت موقع بارداری سفت میشد دیگه هیچی نگفتم چون میدونم کاری نمیکنن شوهرم که به خالم زنگ زده بود اینجوری اونجوریه خالم امروز زنگ زد گفت خودتو اماده کن امروز عصر میام میبرمت بیمارستان امروزا اصلا هیچکس درد نداره که تو درد داشته باشی یه وقت اتفاقی واسه بچه میوفته من که میدونم این خانواده شوهرم نمیزارن چون بدشون میاد میگن مردم مارو حرف بار میکنن خب افریته ها دکتر گفت من درد دارم و زایمانمه چرا نذاشتین بمونم چقد ناراحتم خانما بگین چیکار کنم والا برم پیاده روی کنم دردم بگیره؟ خودم تنهایی میترسم یه وقت کیسه ابم پاره نشه




بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری شیردهی مادر

۱۴ پاسخ

خانواده شوهر اخه آدمن که تو بخوای به حرفشون گوش بدی

وقتی انقباض داری درد داری هفته ات بالا خب زایمان

عزیزم بگو درد دارم رفتی اونجا هم‌همین بگو من درد داشتم گفتن درد زایمان نیست ولی دوتا زایمان کردم هیچ کدوم درد نداشتم با آمپول فشار اومد ول کن همین الان له شوهرت زنگ بزن بگو درد دارم

شوهرت چرا مث پرنسسا وایساده نگاه میکنه.ینی براش مهم نی تو درد داری!

هیچ الکی نرو تا دردت بگیره عزیزم

خواهر من با امپول فشار هم دردش نگرفت مجبوری سزارینس کردن پسرش مدفوع کرده بود ۴۰ هفته بود

حتما همین حالا برو بعدشم تعجبه بیمارستان رهات کرده بری

عزیزم منظور از درد انقباض هاست من از 27 هفتگی دارم اوایل خودم حس نمیکردم فقط ماما متوجه میشد دارو میخورم الانم دردهای زایمانی بهم اضافه شده

حالا اونا که متوجه نمیشن الکی جیغ و داد کن بگو دردام شروع شد

کیسه اب پاره شع یک ساعت وقت داری تا زایمان. به شوهرت بگو ببرت زایشگاه اونجا پیاده‌روی کن.

دردات شدیده؟
اخه واس ۲سانت بستری نشی بهتره اذیتت میکنن

عزیزم بعضی که تا لحظه زایمان درد متوجه نمیشه بهتری بری بستری شی عزیز دیگه پیاده روی برای تو جایز نیست

چرا اصلا اونارو با خودت بردی😑😑

پاشو برو بیمارستانننن
دکتر بهت گفته درد داری
رحمت داره باز میشه

بعد به حرف اون دو نفر رفتی خونه؟؟؟؟؟؟

چرا با خانواده شوهرت میری دکتر خب؟؟؟ اسنپ بگیر برو دکتر همع جا اونار‌ برندار همرات

سوال های مرتبط

مامان سلین مامان سلین ۵ ماهگی
من با رضایت نامه خودم رفتم بیمارستان مردم
که دکترم اونجا بود ساعت ۱۲ رسیدم بیمارستان یه کم درد داشتم‌زنگ‌زدن به دکترم گفتن مریضت اومده گفت هیچی بهش نزن من صبح میام
اون ها هم فقط یه سرم زدن رفتن هریه ساعت میومدن میگفت معاینه کنیم چون میخوام ببینم چنده گفتم‌اره ولی اصلا درد نداشتم چون توی انقباض معاینه نداشتم گفتم ماما همراه میخوام گفتن صبح من هیچی نداشتم حتا برام امپول فشار هم نزدن هرموقع میومدن میگفت خیلی خوبی چون من کیسه ابم ترکیده بود نمیزاشتن تکون بخورم فقط دستشویی میرفتم تا ساعت شد ۵ صبح من تا ۶ سانت واقعا دردش قابل تحمل بود تا صبح دوباره مامانم اومد پیشم یه بار شوهرم که اومد کمر رو ماساژ داد دیگه ساعت ۵ گفتم خانم دکتر خیلی درد دارم من نمیتونم گفت پاشو بابا یه ساعت دیگه تموم تومیتونی خیلی خوشحال شدم توی انقباض هام کلا یه دقیقه درد داشتم بعدش ول میکرد دوباره میگرفت
هرچی به دکتر زنگ زدن نمیاد که نیومد منم گریه گرفته بود میگفتم پس من چکار کنم گفت الان متخصیص شب میاد ساعت ۶ اومد گفت شبیه دست شویی بشین زور بده منم گفتم چشم ده دقیقه بعد گفت پاشو بریم سرش رو دیدم گفتم بخدا نمیتونم گفت پاشو بیا بریم اومدن کمکم کردن رفتم اتاق زایشگاه گفت کامل کامل دوتا زور بده دردم که گرفت سری زور دادم دوتا امپول بی حسی زد یه برش کوچولو داد نی نی به دنیا اومد ساعت ۶ نیم گذاشت بغلم بخیه درد نداشتم ولی بهش گفتم میخوام تنگ بشه چن تا به پوست زد که واقعا درد داشت شکم‌بعد از زایمان چن بار فشار دادن یه عالمه خون اومد برگردم عقب شاید زایمان طبیعی بیارم ولی لعنت به دکترم که نیومد پیشم به اون ها هم گفت بیمارا منه هیچ‌کاری نکنید شاید من زود تر بچم میشد دخترم هم وزنش ۳ کیلو بود