۱۶ پاسخ

تنها گیرش آوردی انقدر بزنش ک دلت خنک شه

مامانش گفت خوبش کردی بعد تو نزدی دهنشو جر بدیو پرتش کنی بیرون !!!!!!😑😑😑

عزیزم دختره اومد خونتون؟؟

بچه رو بزنی مامانش میاد تو رو میزنه ... دیگه زده رفته کشش نده ولی دیگه راش نده نه‌ خودشو نه مامانشو ...

من جای تو فشارم رفت بالا

یعنی در این حد پرو که بازم بیاد؟؟!!!!!!عزیزم نارحت نشی ها ولی انقد رو دادای به همچین ادمای بی خاصیتی واست شاخ شدن...پس برای یه ادم مضخرف خرمت خونه شما بودن ارزشی نداره واقعا...من جات بودم هم مامانه رو میزدم هم بچه رو بعدم مثل سگ پرتشون میکردم بیرون تا بفهمن حرمت نگه داشتن حد و مرز داره

دفعه بعد اومد
کتکش بزن دعواش کن مامانشم چیزی گفت بگو اینکه همش خونه ماس وظیفه تربیتش افتاده به شون من

گوشیت خراب کرد هیچ نگفتی تورو گیر آوردنه

از بس بهش رو‌دادیه من چقد ب جان حرص میخورم خب راه نده وقتی که مادرش اینه میخواد دختر چی باشه ،من باشم پشت در بمیره هم در رو باز نمیکنم ب مادرش هم میگم نفرست بچه ام رو اذیت می‌کنه و تمام چرا اینقدر خودت حرص میدی

خب معلومه وقتی ناهار شام بدی هی میاد پیشت

وای نذار بیاد و معاشرت نکن چقد بی ادب منکه بزرگم از این فحشا نشنیدم و نمی‌گم😵😬

عزیزم چرا با همچین آدمایی معاشرت داری ؟

خدایااااا توبهههههه..... چه جانوارنی پیدا میشن🤨🤨🤨

چ‌ مادر ب ی ش ع وری داشته بچه ش هم مثل خودش

من جات بودم همون لحظه جلو مامانش بقران کبودش میکردم

چند سالشه ؟ اگ ۵ سالشه یکی بکوب توی صورتش

بی دلیل ؟

سوال های مرتبط

مامان نیلا🥰 مامان نیلا🥰 ۲ سالگی
مامانا بیاین یه لحظه اینقد اعصابم خورده که نگو
رفته بودیم پارک بعد من نشسته بودم رو صندلی کنار تاب ها و شوهرم دخترمو تو سرسره ها بازی میداد بعد یه دختر بچه همسن دختر سوار تاب بود بعد مامانش به یه پسر بچه ۵ ساله گفت حواست بهش هست گفت آره
بعد منم داشتم نگاش میکردم دیدم پسر بچه عمدا میزد تو سر بچه و موهاشو میکند بچهه گریه افتاد بعد مامانش اومد گفت چرا گریه میکنه پسره گفت سرش خورد تو تاب منم گفت دروغ نگو به مامانت زدیش نباید خواهرتو بزنی . بعد شوهرم صدام زد من رفتم پیش بچم بعد یه ۵ دقیقه بعد دخترم رفت تو سرسره بزرگه میخواست بیاد پایین من دستمو گرفته بودم جلو که یوقت نیوفته یهو همون وقت پسره بچه با مامانش اومد پسره پسر عمو اون دختر کوچولو بود نه داداشش . یهو مامانش با لحن بد و بیشعوری برگشت به من گفت چرا دروغ گفتی بچه من موهاشو کشیده تو گوه خوردی من یهو حواسم به زنه پرت شد که داره اینو میگه بچم از سرسره اومده پایین بدجور سرش خورد تو سرسره و گریه افتاد منم عصبی شدم گفتم گمشو بابا بچتو جمع کن و بچم گریه میکرد اینقده اعصابم خورد شد بچم بدجور سرش خورد تو سرسره . مگه زنه ول میکرد .
#پوشک
مامان شاهان مامان شاهان ۲ سالگی
من همیشه لباسامو انلاین میخرم راضی هم هستم امروز میخاستم برا پسرم برم لباس خونگی بخرم گفتم بذار اینبار برم بیرون ببینم چی هست یکمم هوا بخوریم رفتم تو مغازه یه دختر از پسر خودم کوچیکتر بود شاید یکسال و پنج ماه اینا بود پسرم عاشق بچه هاس رفت پیشش گفت نینی خوشکله. و میخاست دستش بگیره رفت جلو دختره پسرمو چنگ زد پسرم ترسید اومد عقب اخه یه دختر عموهم دارم از شاهان کوچیکتره خیلی شاهان میزنه شاهان دیگه ترسید ازش اومد کنار من اما هی دلش میخاست بره پیشش و هی میگفت نینی خوشکله بعد اینم مامانش و خاله اش و مادربزرگش ک یه ۲۰۰ کیلو وزن داشت اومدن یدونه شلوار فقط برا این بخرن دسته جمعی😂این مادربزرگ گامبو ب پسر من گفت بیا پیش نینی حالا با لبخند پسر منم بمن نگاه کرد گفتم برو مامان باش بازی کن اخه پسرم عاشق اینه با بچه ها بازی کنه همین رفت سمتش مادربزرگ بیشعورش ب دختره گفت دلسا بزنش منو ببینی اینقدر عصبی شدم گفتم خانم از سن و سالت خجالت نمیکشی از هیکلت بکش یعنی چی ک بهش میگی بزنش واقعا نمیدونم مریض بود روانی خر