ای خداااا😭

امروز روز سوم ترک شیر بود
از صبح نق و بهانه داشتیم ولی بهتر از دیروز بود
برای خواب ظهرم تا اومد نق نقش شروع شه بردم با ماشین چرخوندمش قشنگ یک ساعت و نیم خوابید

کلیم بازی کرد
شبم دوش گرفت وشام خورد
موقع خوابم کتاب خوندم براش همه چی اروم بود
یهوووووووو گفت ممه و چنان جیغ و گریهههههه ای کررررررد
خودشو میکوبید زمین زجه میزددددددددد
گلوش پاره شد
هی ام حرف میزد با جیغ نمیفهمیدم چی میگههه😭😭😭😭😭

اخرم بزور فهمیدیم ک میگه تیشرت نارنجیمو بپوشم
با شیون تیشرت نارنجی رو پوشیدیم رو پیرهنی ک تنش بود
گف بریم خانه بازی

چنان جیغ و گریه ای میکرد از بغلم پایین نمیومد
نفهمیدم چجوری فقط شلوار پوشیدم و زدم بیرون


گریییییه ک پیاده بریم😭😭😭

ی مسافتی رو پیاده رفتیم وای من با چ قیافه ای با تیشرت خونگی

همسرم پشت سرمون با ماشین اومده

دگ ب زور حرف یکم اروم شده سوار ماشین شدیم

رفتیم بنزین بزنیم وای امان امان

داد و هوارررررر ک بنزین نزنیمممم😭😭😭😭😭 خودشو مینداخت کف ماشین سرش میخورد اینور اونور

نمیشد هم بنزین نزنیم انقدر امروز چرخونده بودمش ک هیچی بنزین نداشتیم دیگه

از همونجا زجههههه زددددددههههههههه ک دگ داشتم میمردم از غصه نزدیک بود شیر بدم بهش ک شوهرم نزاش😭😭😭😭


اومدیم کنار خیابون وایسادیم همچنان زجه زد تا ت تو بغلم بیهوش شد😭😭😭😭😭😭😭😭


وای الهی بمیرم براشششششششش لبای بچم سرخ شد خشک شد😭😭😭😭😭😭


شوهرم رفته شربت خواب اور گرفته میگ از فردا بده بهش بهتر از اینه ک اینجوری حلقشو پاره کنه😭😭😭😭

نمیدونم چیکار کنم چرا انقد سختههههه😭😭😭😭😭😭😭😭


دارم میمیرم از غصه😭😭😭

۱۳ پاسخ

عوارض دیر از شیر گرفتن همینه بچه وابسته و شدیدا متوجه حالش هست
دیر از شیر گرفتن و‌دیر از پوشک گرفتن خیلیییی داستان داره و باید تحمل کنید چاره ای نیست
خدا کنه زودتر براش عادی بشه و بچه به آرامش برسه

الهی بمیرم براش خیلی سخته
سعی کن تو جمع باشید یه چند وقت
تا چندین ماه سوتین زمخت و سفت ببند
لباس پوشیده بپوش
اصلا هم خودت حموم نبر
صورتش رو موقع بغل به سینه نچسبون یا حالت شیر دادن نگیر
بزار یادش نیفته
کاش یه تاب براش بگیری از این ریلکسی هاشب ها بره تو اون همونجا خوابش ببره
این خیلی بمن کمک کرد

وااای عزیزم چقدر اذیت شدین هردو تون
صبر کن تا این مرحله هم بگذره واقعا سخته روزای اول هم تیارا همینطور گریه میکرد اما بعد روز چهارم کلا یادش رفت

یا ویکس یا تلخک بگیر ولی تلخک رو باید فراوون بزنی که بیاد دوسه تا میک بزنه نزه مزه اش ببینه تلخه نمیخوره منم از یک سال ونیم پسرم و میخاستم از شیشه بگیرم نمیشد الان سه روز با این دوتا تونستم بگیرم منم همه کار کردم همه جام یبرم همه نوع خوراکی اسباب بازی خریدم اخر این کمکم کرد یه لیوان زرد داره مال قمقمه اش خودش میگه تو اون شیربریز قبل خواب من بخورم

مهسا سعی کن یکم ماساژش بدی پشت کمرش و یا با موهاش بازی کنی که آروم بشه و بخوابه

من کلا همه رو یهویی گرفتم راحت شدم ولی خب رایان خداروشکر اصلا بهونه نگرفت ن پستونک ن شیر..شیر خشکیه یا ن؟

الهی بگردم چقدر اذیت شدین دوتایی 🥲🥺
میفهمم چقدر خسته ای
کاش میتونستم کمکت کنم
بخداهمش تو فکرتم ببینم چکار می‌کنی و گندم درچه حاله 😓😥

یه شربت هست بگیر براش خیلی نابود میشی بخدا اینجوری پدیابست اسلیپ

منم همینطور بود صبحاپامیشد گریههه کله صیح راش میبردم همونارو ک میدادمش یکم اروم میشد اخر سر باهمونا خنگش میکردم پشتشو میمالیدم اخر سر بااینک جی جی بغل میگرف میخابید دیگ الان عادتش شده کلا دستش میگرا میخابه من تلخک زدم بزن ببینه تلخه نخوره

ببین تو همش تلخک به سینت بزن .زمان خواب دو سه روز اول داستان بخون تو تاپیکم گفتم از تجربه م .
بعد گفت چیزی نگو .صدا خروپف در بیار و حرف نزن یکم گریه می‌کنه ماساژش بده می‌خوابه

چرا کم کم ترکش ندادی مثلا روزی دوبار میدادی بعد فقط موقع خواب اینجور تا کم کم ترکش بدی شیر هم هر موقعی که خواست با لیوان نی دار بهش بده اخه بچه اینجور افسرده میشه اعصابش داغون میشه نمیفهمم چرا اینقد بچه رو اذیت میکنین به خدا گناه داره ما بزرگا به چیزی عادت داریم تا یکم ترکش کنیم داغون میشیم پس فکر کن این بچه کوچیک چه حسی داره 😔💔

الهی بگردمت من علیسان چیزاییک دوسداشتو براش خریدم شکلات نگی پاستیل ببین می دوسداره رنگی پنگی بهش بده وقتی بهونه میکنه عزیزم

عزیزم براش دارو رویال اسلیپ بده چندوقت بخوره سروقت مبخوابه شیر هم فراموش مبکنه و یادمیگیره چجوره بخوابه بدون شیر

سوال های مرتبط

مامان گندم🩷🎀 مامان گندم🩷🎀 ۲ سالگی
به امروز خودم ک فکر میکنم
باورم نمیشه چطور دومم آوردم🥲
دم خدا گرم صبر و حوصلشو داده وگرنه ادم عادی عمرااااااا بتونه وقتی خودش از لحاظ روانی داغونه😵‍💫
جسمی درد داره🫠
باز تمامممم نق و بهانه های ی بچه ۲ ساله رو ب جون بخره🫂🥲


امروز ، روز دوم ترک شیر بود ....❤️‍🩹
دخترک من ۵ صبح برای شیر بیدار شد،
هرچی تلاش کردیم نتونست بخابه(نق و گریه و بهانه)🥲
یکم سرگرمش کردیم
ساعت ۷ ونیم زدیم بیرون دوتایی🚶🏻‍♀️
تو ماشین چرخوندمش تا بخابه🥺
بعد رفتیم جلوی در خونه مامانم جفتی تو ماشین خوابیدیم یکم🫠
بعد از بیدار شدن همچنان خانوم نق و گریه داشت
رفتیم خونه خالم
سر راه واسش جایزه هم خریدیم✨️
کل مسیر نان استاپ واسش حرف زدم و توضیح دادم اما بازم بهانه داشت بچم🥲

اونجا خوابش گرفت و از اونجایی ک با ممه میخابید خیلی اذیت بود واسه خوابیدن....

بغلش کردم و بردمش پایین مجتمع خالم اینا
کلیییی باهاش حرف زدم و توضیح دادم تا خوابیده
اومدم بالا
همین ک گذاشتمش زمین بیدار شد و جیغ و گریه🥲

دوباره بغلش کردم رفتیم پایین
اونم گفته آسانسور نههه فقط پله

فک کن ۴ بارر این کار تکرار شد
اونم از پله طبقه چهارم.....

حالا قیافه من: مث میت داغون خسته پارههههههه😭

بازم نخابید اومدیم با کارتون و بزوررررر دگ روی پام خوابیده...
اونم ۴۵ دقیقه...
بعد از بیدار شدن هم ب شدت جیغ و گریه و بهانه داشتیم🥲

رفتیم پارک
کلییییی بازی کرده
بعدش کلییییی تو خیابون دور دور کردیم نخابیده
اومدیم خونه
کلی شعر و کتاب قصه خوندیم

آخرشم دخترک قشنگم روی دلم خوابید🥲

و من خسته و پاره حتی حال ندارم ک برم مسواک بزنم🥲

سخت ترین قسمت همه اینام اینه ک فقط میگه مامان
واسه همههههه کاری فقط من🥲


با این تفاسیر روزای بعد بهتر میشه یا بدتر؟
مامان مهرسا و مهراد مامان مهرسا و مهراد ۲ سالگی