۴ پاسخ

مشکل خاصی هستش؟؟

خدارو شکررر عزیزم

الهی شکر خدا به همه اونای که بچه ندارن بچه سالم بد من خودم نازایی داشتم اخ چقدر سخته

چه عملی همسرت انجام داد؟

سوال های مرتبط

مامان چشم عسلی🥰 مامان چشم عسلی🥰 ۱۶ ماهگی
#از آی وی اف تا سزارین
می‌دونم یکم دیر شده برای تجربه سزارین ولی وقتی خودم باردار بودم میومدم اینجا و تجربه هارو می‌خوندم و دلم یکم آروم میشد نوشتم برای تماما مادران باردار و کسایی که می‌خوان برن تو پروسه آی وی اف
پارت یک
ما سه سال بود متوجه شده بودیم که همسرم مشکل کم تحرکی اسپرم داره بااینکه همسرم عمل واریکوسل کرد و چند دوره دارو خورد ولی وضعیتش بهتر که نشد هیچ بدتر شد و ما فهمیدیم که نمی‌توانیم به صورت طبیعی بچه دار بشیم و باید از طریق آی وی اف بچه دار بشیم که اولش قبولش برامون خیلی خیلی سخت بود و من کلی گریه میکردم و ناراحت بودم از سرنوشتم اما بخودمون قبولوندیمو پارسال اردیبهشت ماه اقدام به آی وی اف کردیم که من با مصرف کلی آمپول و دارو بعد از دوهفته عمل پانکچر شدم که عملش با بیهوشی بود و خیلی راحت بود فقط من چونکه تنبلی تخمدان داشتم و تخمک زیاد تولید شده بود یکه هفته بعد از عمل اذیت شده شکمم درد میکرد که با خوردن خوراکی های شور اثر دارو ها از بین رفت و خوب خوب شدم 🥲
مامان avin مامان avin ۱۷ ماهگی
شاید تجربه ام بشه راهت _تقریبا یکسال و نیم ازازدواجم میگذشت ک تصمیم گرفتیم ی عضو جدید بیاریم رفتم دکتر ازمایشات قبل بارداری برای من چک کرد و گفت تا ۱ سال طبیعی ک بارداری شکل نگیره ۱ سال گذشت شد ۱ سال و نیم بازم نشد دکترای زیادی رفتم داروهای زیادی ک فقط من میخوردم و همشون مواد شیمایی از طرفی هم استرس و حرف های اطرافیان و اشنا هاا وفامیل تاثیرات بدی ک روی مغز و روان و استایل(هیکلم گذاشته بود هرروز پرخوریم بیشتر میشد و اضافه وزن و طی این مدت هیچ کدوم از پزشک هاا همسرمو چکاب نکردن تهش رسیدم مرکز ناباروری اونجا اسپرم همسرمم چک کردن و متوجه شدن ک اصلا مشکل از من نبوده بوده هااا ی تنبلی تخمدان کوچولو ک بخاطر اضافه وزنم اومده ولی همون سال اول ک من اضافه وزن نداشتم و همه چی اوکی بود بگذریم خلاصه مرکز ب ما گفت بیاین ای یو ای یا اگ هزینه دارید ای وی اف و سال ۹۶ ما فکر میکردیم حالا ای یو ای یا ای وی اف چ عمل سنگینی میتونه باشه و....چ راه ها و سختی هایی داره و بی تحربه بی تجربه بودیم و ب کسی هم هیچی نمیگفتیم ک راهنمایی بگیریم مثل حالا هاا نبود ک برنانه باشه یا همه خودشون دیگ راه بلد خلاصه سرو ساده بودیم فکر میکردیم با دارو دکتر اوکی میشه و خوب میشه و میشه گذشت گذشت ۸ سال شد تو این سال هااا هر ننه من غریبی هرچی گفت انجام دادیم هرجا گفت رفتیم از خرافات هااا تا دکتر و دارو از مغز گنجشک نر ک خشک کنی همسرم بخوره تاااااا هزارو ی چی دیگ ک چله دارید و رو موش جیش کنید وخلاصه ۸ سال ب حرف ساده است ی عمر گذشت پیر زندگی و حرف هاا شدم وسواسی شدم داغون شدم ی ادم چاق با روحیات عصبی و.......