خانما اومدم یه تجربه ام بهتون بگم
بچه من یه مدتی هست خیلی عصبی و پرخاشگر شده خیلی زیاد ما رو میزنه داد میزنه و بهانه میکنه قشقرق ب پا میکنه .
دیشب تصمیم گرفتم امروز وقت بیشتری براش بذارم باهاش بازی کنم و اینجور چیزا
یه مدت هست جو خونمون خیلی بد هست.
و تحت فشار هستیم.امروز ک بیدار شد طبق معمول هر چیزی گفتم میخوای بخوری گفت ن. کار هر روزش هست وزن قدش کم هست.بچه کوچکم رو خواب کردم ظهری و بهش گفتم تا بازی کنیم چند مدل بازی کردیم و آروم بود مثل قبل و خوشحال
عصرم بردمش حیاط خاک بازی کرد خیلی رو روحیه اش اثر گذاشت و براش خوب بود.
میخواستم بگم گاهی شاید مشکل از ما هست ک بچه همچین واکنشی میده اکثرا بچه ها تو خونه هستن و همبازی ندارن
من امروز حالم خیلی بد بود ولی بلند شدم بازی کردم تاثیر داشت و چند لقمه هم غذا خورد با هم مغازه بازی کردیم و با ذوق بازی می‌کرد کاش سختی های روزگار. کمتر میشد و اعصاب هممون سر جاش بود‌.ب خودم‌قول دادم هر چقدرم زندگی سخت شد با بچم دعوا نکنم هر روز عصبی بودم و امروز هر وقت کار اشتباهی کرد خشممو کنترل کردم یکی از کارهاش اینه میاد محکم منو گاز میگیره ول کن نیست.از خدا میخوام‌کمکم کنه بتونم ب بچم آرامش بدم.مامانم خیلی منو عصبی و پرخاشگر کرده خیلی زیاد
هر کس از چیزی ناراحته من مامانم.
میشه هر کس پیامم رو دید دعا کنه حاجتی دارم زودتر بهش برسم و آرامش بهم برگرده؟

۱۱ پاسخ

وای دقیقا پسر من خیلی جیغ میزنه
هی میاد میگ من عصبی بشم
البته بچم سه هفته بیمارستان بستری بود بخاطر اونم میشه

موندم چیکار کنم ک این جیغ داد نکنه

آن شاالله به حاجتت برسی به نظر من آدم باید یه دوستی داشته باشه حرفاشو به اون بزنه که راحت بشه

آفرین بهت عزیزم ، انشالله هرچی صلاحتونه براتون پیش بیاد ، دقیقا منم رفت و آمد ندارم همه ی وقتم برای پسرامه من حتی اینستا رو هم چند ماه میشه گذاشتم کنار چون دخترخاله هام اونجا اذیتم میکردن الان خیلی روانم آرومه

آره واقعا وقت گذاشتن خیلی خوب ولی بیشتر اوقات کار خونه من زیاد نمیدونم کی شب و روز میشه

منم دقیقا امروز برا پسرم وقت گذاشتم چشاش اینقد از ذوق برق میزنه ادم دوست داره بمیره

اگر حاجتی دارید برید ایتا گروه ختم صلوات عشاق امام رضا ع ببینید چه معجزاتی رخ داده قربون اقا برم فلج کامل از جاش پا شده شفا گرفته

عزیزم🥺منم از صب دارم با دخترم بازی میکنم بردمش پارک ...تصمیم گرفتم بیشتر وقت بزارم واقعا گناه دارن از الان درگیر گرفتاریای ما بشن

انشاالله حاجت روا بشی قشنگم
بله عزیزم تو اینترنت کلی بازی هست که میتونی با بچه هات انجام بدی
تازه اگر مهد نمیره میتونی براش دفتر تمرین هم درست کنی ،کلی ذوق میکنه
تو تایپیک هام از دفتر تمرین بچه هام عکس گذاشتم

بچه ها با بازی خیلییی حالشون خوب میشه. خدا رو شکر خوشحال شد 🤩

یکی از دلایلی که زیاد رفت و امد ندارم و رفیق ندارم همینه .تمام وقتم شده زندگی برای بچه اام از نهار شامشون بگیر تا بازی و دنبال کلاساشون.از وقتی هم رفتو امدو کمتر کردم و توخونه بودیم با بچه اام .بیشتر انرژی دارم دیگه ام عصبی نمیشم چون حرفاو غیبت هارو دیگه نمیشنوم که بخوام رو سر بچه هام در بیارم .فقط و فقط خونه و پارک و بستنی خوردم و کلاس رفتن با بچه اام🥹🥹💪💪💪

اخی عزیزم🥺🥺🥺
ایشالا هرچی ب صلاحتونه مقدر بشه❤️❤️❤️❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان مامان فلفلی مامان مامان فلفلی ۱ سالگی
خانما خیلی از دست شوهرم ناراحتم
دیشب خونه مادرش بودیم بچه کوچکم خیلی باید مواظبش باشی اینا هم تو حیاط میشینن اگ یهو پاش لیز بخوره سرش بخوره زمین یا سنگی چیزی چی ؟ اصلا هم‌نمیشینه یکجا
بعد بچه های خواهرش هم اصلا بازی درستی نمیکنن با سنگ و چوب بازی میکردن
یکیش خیلی فضول تا حالا دست پای داداش خودش شکسته دندونش شکسته
بعد شوهرم حاضر نبود حواسش ب یکی از بچه ها باشه
خیلی عصبی شده بودم چند باری گفتم حواست ب یکیش باشه میگفت این همه آدم اینجاست من بگیرمش
دلم‌میخواست بزنم تو سرش و آر اونجا برم از بس عصبی بودم
خدایی نکرده سنگی چیزی بزن تو سر و چشم بچم چی یا هلش میدادن از بس دنبالشون رفتم و اومدم ک حالم بهم خورد گفتم دیگ باهات هیچ جا نمیام وقتی برات مهم نیست سر بچه هات بلایی میاد گف کی گفته بلا میاد گفتم انگار بچه های خواهرت نمیشناسی یکیش ک فقط هر بار غافل شم بچه هامو میزنه دیشب باز میخواست بچمو بزنه نذاشتمش گریه کرد بعد مادرش اومد گفت چبسده گفتم‌میخواست بچمو بزنه نذاشتم گریه کرده بعد انگار با کمال پرویی بهش برخورد ب شوهرش گفت رفتن خونشون انتطار داره با کمال میل بذارم بچه هامو بزنن خیالشون راحت شه
مامان مو خرمایی مامان مو خرمایی ۵ سالگی
اشتراک تجربه....
چند روزی دختری سرما خورده بود و توی خونه بود منم چون که خیلی حال و حوصله نداشت میذاشتم تلویزیون بیشتر ببینه... ولی دیگه امروز حالش خوب شده بود و گفتم شروع کنم تایم تی وی رو کم کنم ، ولی چنان مقاومتی کرد و گریه و جیغی راه انداخت که نگو ، من تی وی رو خاموش کردم و گفتم وقتش‌ تمامه... فک کنم حدود نیم ساعتی جیغ زد و گریه کرد ، آخریا دیگه کم آورده بودم میخواستم برم روشن کنم دوباره تی وی رو ، ولی گفتم نه...‌ مشاور کودکشم گفته بود وقتی میخواین یه عادت بچه رو ترک بدین دیگه اگه شروع کردین نباید برگردین و کم بیارین چون بچه میفهمه که میتونه با داد و بیداد به خواسته هاش برسه
خلاصه خیییییلی سعی کردم آروم باشم و باهاش حرف بزنم ولی دیدم راه نداره اصلا... رفتم سراغ کارای خودم بعد نیم ساعت اومد گفت بیا باهم بازی کنیم ، گفتم آروم شدی پس؟؟ چه بازی کنیم؟ دیگه پیشنهاد بازی داد و رفتیم بازی کردیم و تی وی رو بیخیال شد 😁😁
خلاصه که مامانا مقاوما کنین اگه اعصابتون میکشه 😮‍💨🤪