اقا تاپیک قبل که گفتم من میخوام دخترمو ببرم عروسی شوهرم میگه بمونه پیش مادرش
من میگم ببرم چون مادرشوهرم میخواد تا ماه ها بگه بچه نگه داشتم رفتین خوشگذرونی از طرفی اگه پناه اذیت کنه پدرشوهرم میخواد بگه یا نمیرفتن و اگه میرفتن بچه شونو میبردن و از این حرفا که بچه براش مهم نبود ولش کرد
من تا حالا اصلا هیچکدوم از دوستای شوهرم رو ندیدم و هیچ کس رو نمیشناسم از طرفی همشهری هستیم خیلیاشون منو میشناسن اما من نمیشناسم یعنی من بدون دخترم برم تک و تنهام و بشدت اضطراب اجتماعی دارم مخصوصا اینکه تا حالا تنها عروسی نرفتم یا از دوستام بودن یا مادرشوهرم یا مامانم، باز میگم اگه دخترم باشه باهاش سرم گرم میشه
واقعا دوست ندارم برم اما وقتی من نمیرم و شوهرم میره همه دوستاش و خانوماشون فکر میکنن من خودمو میگیرم چون چند باری تو بارداری منو دعوت کردن خونشون و من بخاطر ویار شدید نمیرفتم
واقعا نمیدونم چیکار کنم گیج شدم این وسط






شیردهی شیشه شیر شیرخشک پوشک الرژی مکمل عکس قلب چشم واکسن

تصویر
۱۶ پاسخ

دخترتو ببر باهم برید کیف کنید
زیاد کوچیکم نیست اذیتت کنه

من بشخصه دخترمو دست هیچکس امانت نمیزارم

ببر فاطی بت فردا میگم چرا ولی ببر مادر شوهر رو ول کن

اگر از صدا بلند و جمعیت نمیترسع ببر همه چی ب پناه و خودت بستگی داره

من 4ماهگی بردم
از ساعت 9ونیم تا شام که 12 بود
بهتر بود نمیبردیم
اشتباه همسرم
خودشم اذعان داشت
دکتر گفتن من باشم نمیبرم

با دخملی بری که عالیه خیال خودتم راحت تره

من همسرم حتی پیش مادر خودشم امانت نمیذاره بچمونو. بنظرم با خودت ببرش

اگه تالاره،ببرش
اذیت نمیکنه
با آهنگ می‌رقصه
فقط تو گوشاش دستمال بزار ک صدا اذیت نکنه
با خودتم خوراکی و آب و میوه ببر براش ک مشغول باشه
من هفته پیش دوتا تالار بردم اصلا اذیت نکرد
اگه هم بتونی تایم خوابشو با عروسی هماهنگ کنی عالی میشه،
من یکی از تالار ها کلا خواب بود

برو با بچت
من همه جا میبرم

با بچت برو من رفتم عروسی با اینکه کوچیک تره ولی خوب بود هروقت اذیت کرد بده دست باباش

دخترتو ببر عزیزم دست کسی امانت نزار

وای نگو من نمیتونم ی لحظه هم دخترم بزارم پیش کسی همش دلم پیشش استرس میگیرم براش خیلی باشه یکی دوساعت اونم پیش مادر خودم بکسی اعتمادندارم

خب با بچت برو عزیزم چه اشکالی داره؟
من تا هالا چند بار با پسرم رفتم عروسی چ الان چ وقتی کوچیک تر بود

خودت .

ببر بچت.و چون منم مثل شمام 😁
رفته بودم جشن
پسرم دست باباش بود با اینکه همه فامیلامون بودن حوصلم سررفت
رفتم پسرم و اوردم زنونه پیش خودم با اون سرگرم شدم😂

هم‌خکوت برو هم بچرو ببر نهایتا دور بشین که صدا اذیت نکنه

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۱۰ ماهگی
دخترا مشاوره 🥴🥴
ما دو ساله مسافرت نرفتیم
دوسال پیش ماهلین ۸ ،۹ ماهه بود رفتیم شمال چهار شب موندیم همه شهر هارو گشتیم
با مادر شوهرم اینا باز اون نگه می‌داشت یا کمک میکردند
ولی باز برگشتیم ماهلین مریض شد
پارسال باردار بودم نرفتم
امسال هم با یه بچه دو سال و خورده ای
و یه بچه ۹ ماهه واقعا سخته
از طرفی مادرشوهر اینا دست منو خوندن نمیان باهامون میگه بچه هاش رو میندازه گردن من
از طرفی غیر از اونا هم کسی شرایط ندارع تایم مرخصی شوهرم باهامون بیاد
خلاصه از طرفی من قول دادم برم
ولی میدونم برم شوهرم عاشق دریاس همش میخواد بی افته تو آب منم با دوتا بچه بمونم ساحل تو گرما
از طرفی همش میگه دوساله هیج جا نرفتیم .
خلاصه من امروز صبح پیشنهاد دادم دو شب با دوستت برو مارو بیخیال شو
اول گفت نه مهوا دریا ندیده ماهلین آب بازی می‌کنه
اما میدونم واقعا می‌خوان اذیت کنن
من دوتا بچه رو تو خونه راحت مدیریت میکنم اما وقتی بیرون میریم یا حتی خونه مامانم
سخته نگهداشتن هردو
خلاصه چیکار کنم ؟؟؟
دوستش هم صبح بهش زنگ زد قرارع ببینه مرخصی می‌تونه بگیره یا نه