۶ پاسخ

باهمه سختی هاش پشت سر گذاشتی💫تو مامان قوی ای هستی💪

اخیییی عزیزم روزای بهتر بهتری رو تجربه میکنی با نی نی اون عکسم پاکش کن بنظرم هی نگاش میکنی ناراحت میشی ، منم تقریبا مثل تو بودم بچم کلا بیمارستان بود تا ۱۲ روز ن جشن ۶ نه ۱۰ شب هیچی نگرفتم (ما رسم داریم) خلاصه منم هی اون عکس های بچه رو ک تو دستگاه بود همه رو پاکیدم دلم کباب میشد نگاشون میکردم

هم ان ای سیو بود هم زیر دستگاه؟

واقعا سخته
من سزارین بودم همین‌که از بیمارستان مرخص شدم گفتن باید بیای پیش بچه ت بمونی و ازش مراقبت کنی با اون همه بخیه ۵ روز بیمارستان بودم با هزار تا بدبختی دستشویی میرفتم

عزیزم همه سختی ها میگذره ولی فراموش نمیشه

راستی اون شیشه شیر پستونکی رو خریدی؟من میخام بخرمش

سوال های مرتبط

مامان سوین مامان سوین ۱۶ ماهگی
مامان مهرانا 💖 مامان مهرانا 💖 ۵ ماهگی
زایمان طبیعی
قسمت چهاردهم

شاید باورتون نشه اما
دختر من مدام بالا می آورد
هم سرم قندی ها
و هم شیرخشکی که بهش می دادن

4 روز بستری بود

روز بعد زایمان
من رو مرخص کردن
وقتی اومدم خونه بدون دخترم بدترین روزهای زندگیم بود
درد داشتم
خونریزی زیاد داشتم
تپش قلب بالا
و
جای خالی دخترم توی اتاقی که واسش چیده بودم


روز سوم تماس گرفتن که دکتر اجازه داده به بچه شیر بدین
رفتم بیمارستان به سختی بغلش کرد
یک پاش به دستگاه قلب وصل بود
و یک دستش به سرم قندی
بدون اینکه یاد داشته باشم از هر دو تا سینه ام بهش شیر دادم
گذاشتنش توی دستگاه
بهم لباس دادن
و گفتن برو اتاق مادر
و امشب توی بیمارستان بمونین
همسرم پایین توی ماشین خوابید
و من اصلا درست نخوابیدم
چون هر دو ساعت می رفتم که بهش شیر بدم
ولی می گفتن یا خوابه
یا سرم بهش وصله
یا الآن بهش شیر خشک دادیم

شیر خودمم کم بود و هنوز درست و حسابی راه نیفتاده بود


فرداش باید دخترم رو از بیمارستان می آوردیم خونه
چون بعد از شیر خودم دیگه بالا نیاورده بود 😍
مامان بچه مامان بچه ۱ سالگی
تجربه عفونت بخیه سزارین
بعد از سزارین راستش من اولش خیلی درد داشتم. روز دوم ولی دیگه راحت داشتم راه میرفتم. پسرم زردی گرفت روز چهارم بستریش کردن. خونه ما طبقه سومه. شانس من توی همون دوران آسانسورمونم خراب بود. روزی سه چهار بار سه طبقه رو بالا پایین میرفتم که به بچم شیر بدم. انگاری همین باعث شده بود که بخیه هام از داخل جوش نخوره و عفونت کنه. بیرونش مشکلی نداشت بخاطر همینم من نفهمیدم عفونت کرده. یه روز به پسرم شیر داده بودم. گذاشتمش سر جاش یهو دیدم زیر شکمم خیسه. فکردم بچه نم داده. دست زدم دیدم خونه. رفتم دکتر برام دوباره زخم رو باز کرد گفت روزی سه چهار مرتبه بصورت عمقی با شامپو بچه و آب، یا با محلول شستشو تمیز کن. تاکید کرد از گاز استریل استفاده کنم برای شستشوی عمقی. بعدم با شسوار داغ خشکش کنم کامل. چرک خشک کن سفکسیم نوشت ده تا روزی یکی. آناهیل نوشت برای ترمیم. اسپری نقره هم داد. قرصام که تموم شد دوباره رفتم پیشش سونو کرد گفت عفونت تموم شده خدا رو شکر
اینم بگم که از نشونه های عفونت، فقط کف لگنم سنگین بود. مثل وقتی که نزدیک پریود ادمه. همچین مدلی بود. یکمی هم لش شده بودم. سنگین از جام بلند میشدم. سخت بود به کارام برسم. ولی فکر میکردم بخاطر زایمانه. یکمی هم ذهنم کند بود. مثلا میخواستم یه غذا درست کنم نمیتونستم فکرمو جمع کنم که چی رو اول بردارم چیو کجا بذارم. اینم فکر کردم بخاطر بیحسی سزارینه. ولی عفونتم که خشک شد کامل سرحال شده بودم. تروفرز به کارام میرسیدم