تاپیک قبل ...اومدم سر شوهرم داد زدم گفتم حواست کدوم قبرستون بوده کور بودی ندیدی کلی غر زدم بچه رو دادم بغل دنبال پماد میگشتم گفتم ادعات میشه بچه نگه میداری اونم عصبی شد داد زد یکی اون گفت یکی من گفتم رفتم بچه رو محکم گرفتم ناخنم کشیده شد به بازوی شوهرم اومد بزنه پشیمون شد رفتم تو اتاق پسرم گریه میکرد فقط اونو فوحش میدادم اومد گفت چی زر میزنی ۳ تا محکم با تمام وجود زد توی سرم منم چندتا پنگال محکم کشیدمش رفتم با زانو بزنم توی بیضه هاش نشد اخرین ضربه رو به سرم زد با بچه تو بغلم داشتم از حال میرفتم میوفتادم یهو بغلم کرد گفت ببخشید غلط کردم اروم باش بچه رو بگیر کلی بوسم کرد من گیج بودم بچه رو گرفت خودم افتادم زمین اومد بوسم کرد هی پسش میزنم هی نزدیکم میشد😭پسرمو ساکت کرد بعد اومد منو بغل کرد کلی گریه کردم هم از درد هم دست بچم بدجور تاول زده بود😭 رفتم پماد اوردم چندبار زدم یخ اوردم بازم فایده نداشت سوختگیش زیاد بود .گرمش بود دستش عرق کرده بود میسوخت اوردمش جلوی کولر نگهش داشتم ساکت شد و خوابید شوهرمم کلی منت کشید که ببخشید هی سرمو بوس میکرد خودش فهمید محکم زده میگفت حرف بزن زبونت بند نیاد ...اخرشب آشتی کردم باهاش

۷ پاسخ

بااین اوضاع اعصابی برای مردم نذاشتن

ببرش دکتر بلکه زود خوب بشه بمیرم براش تو رو خدا از این به بعد بیشتر مواظب باش به این مردا اعتمادی نیست همیشه هم زبونشون درازه

گلم شما که میدونی شوهرت دست بزن داره چرا یه بحث و بزرگ میکنی و کش میدی؟ درسته اتفاق افتاده واسه بچه ولی خداروشکر دستشه و صورتش نیست ممکنه حتی وقتی خودت ۱۰۰ درصد مواظبشی خدایی نکرده اتفاقی واسش بیفته اونوقت شوهرتم تلافی میکنه واست....یه داد زدی و دعوا کردی بس بود اونم پدره و صد درصد از این اتفاق ناراحت بوده
منم نمیتونم اصلا بچمو به باباش بسپارم چون هم سریع عصبی میشه و هم نمیتونه کامل مواظبش باشه اکثر مردا همینجورن وقتی هم بهش میسپارم سعی میکنم محیط ایمن باشه

خاک تو سرش اتفاق ممکنه برا همه پیش بیاد تو خوب سوزن بزن آب ها آبله دستش تخلیه شه پماد لیدوکائین بخر برای وقت هایی بی قراری می کنه پماد سوختگی نمی دونم چی خوبه از دارو خونه بپرس با سرم شست و شو که پماد ها از دست بچه کم کم بشوری عفونت نکنه آروم با شه با آب صابون هم می شه

مردا تو عصبانیت همین

هوف خیلی بدع

سفیده تخم مرغ ،روغن نباتی ،ماست این ۳تارو هرکدومش همون اول بزنی میسوزه ولی تاول نمیزنه
دوتاشون عصبانی و ناراحت بودین درسته ولی شوهرت رفتارش خیلی اشتباه بود بازم خداروشکر آشتی کردین

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۱ سالگی
مامانا بیاین بگین وقتی فهمیدین حامله اید چه حسی داشتین ؟؟
شوهرتون چه حسی داشت ؟
چطور ب خانواده ها گفتین ؟؟
من ۷ ماه اقدام کردم ناامید شدم دیگ باید دوم عید پریود میشدم ک نشدم تا ۱۳ فروردین میگفتم نه بابا این همه اقدام کردم نشد شاید هورمون بهم خورده شبش رفتیم با همسرم بیرون گفتم حالا دوتا بیبی چک بخرم دیگ ساعت ۱۱ شب بود رفتم دستشویی گفتم ی تستی بزنم
واااااایییی تست زدم دیدم مثبت قلبم ریخت کلی گریه کردم تو دستشویی شوهر دیده بود دیر اومدم نگران شد اومد دستشویی دید گریه میکنم بغلم کرد به ده دقیقه تو دستشویی گریه میکردیم 🤣🤣🤣🤣
تا صب خوابمون نبرد شک داشتم ساعت ۷ رفتم آزمایشگاه فوری آزمایش اورژانسی گرفتم ی ساعت بعد جواب مثبت اومد😍😍 از ازمایشگاه رفتم سیسمونی فروشی دوتا جوراب کوچیک گرفتم رفتم مشهد سمت خانواده ها
اول رفتم خونه مامانم گفتم مامان واست ی کادو گرفتم جعبه ک باز کرد جوراب دید از خوشحالی از حال رفت دیگ چند دقیقه طول کشید تا حالش خوب شد این‌قدر گریه کرد شکم بوس کرد 😍😍
بعدش رفتم خونه مادر شوهرم گفتم مامان کادو تولدت ۲۰ روز زودتر گرفتم وقتی جوراب دید با خواهر شوهرم همو بغل کردن گریه کردن بجایی ک منو بغل کنن🤣🤣عکس العمل قشنگی بود 😍😍