سلام مامانا گل خسته نباشید
> مادر دوقلو بودن خودش یه دنیای قشنگه، ولی وقتی توی روستا زندگی می‌کنی و خیلی از امکانات رو نداری، سختی‌هاش چند برابر میشه… 🥺💔
دو تا شیر، دو تا پوشک، دو تا لباس و هزار تا خرج دیگه؛ در حالی که باید همه چیز رو با حساب‌وکتاب جور کنم.ولی خدا از خیلی جاها خیلی آدم هارو واسه ما واسطه کرده که خرج بعضی از روزهاشون در بیاد

از همه سخت‌تر، نگهداری از سه تا بچه‌ست… دوقلوهام هنوز کوچیکن و یه دختر دوساله هم دارم. خیلی وقت‌ها واقعاً کسی کنارم نیست؛ باید تنهایی بغلشون کنم، شیر بدم، آرومشون کنم و به کارهای دختر بزرگم هم برسم. 🥺

گاهی از خستگی حتی خودم رو فراموش می‌کنم، ولی بیشتر از همه می‌ترسم دختر دوساله‌م احساس کنه با اومدن دوقلوها دیگه مثل قبل دوستش ندارم. برای همین با وجود خستگی، سعی می‌کنم بهش بیشتر محبت کنم و بغلش کنم که دل کوچیکش نشکنه… 💔🥹

زندگی توی روستا و بی‌امکاناتی آسون نیست، مخصوصاً وقتی همه این مسئولیت‌ها روی دوش یه مادر تنهاست. ولی وقتی سه تا صورت کوچولو رو می‌بینم، دوباره جون می‌گیرم و میگم برای بچه‌هام باید قوی بمونم. ❤️

مامانای گهواره، شما اگه جای من بودین با این همه خستگی، تنهایی و خرج سه تا بچه چطور از پس روزاتون برمیومدین؟ 🥺🌷

تصویر
۱۶ پاسخ

خدا حفظشون کنه عزیزم و هواتونو داشته باشه،، نمیخام قضاوت کنم ولی چون سوال پرسیدی میگم من خودم وقتی میبینم خرج یدونه بچه رو به زور میدم دیگه به دومی فک نمیکنم وقتی ندارم چرا بچه بیارم اونم زجر بدم

عزیزم چرا من بلاک کردی مگه بهت چی گفتم فقط گفتم خونتون کجاهست امین

تصویر

شما خيلي مامانه مهربون قوي و صبوري هستي عزيزم 🧡🧡🧡انشالله آينده ي بچه هات زيبا و روشن باشه و خستگي از تنت در بياد و بشن چراغ دلت ♥️انشالله كه خيرشون رو ببيني

خدا روزه هاتو برا حفظ کنه
کجا زندگی می‌کنی؟
کدوم روستا؟

عزیزم خدا بزرگه حتما کمکت میکنه
ولی گلم هستن کسایی که خیر هستن و کمک میکنن به خانواده های ندار
ولی شما هیچ اقدامی نمیکنی هیچ جایی سازمانی نمیری دردتو بگی بشناسنت بلکه فرجی شد
خدا از شوهر بی غیرتت نگذره الهیییی

سختهههه ولی اون روزو میبینم که بزرگ شدن دارن میگن مامان این روسریو نبندن این بهت نمیاد اون یکی خیلی بهت میاد.مامان او بشین خسته ای ما میکنیم این کارا رو🥹🥹🥹همشون جلو چشت بیاد قوتت چند برابر میشه🥹🥹🥹

عکسو خیلی حس خوب بهم داد کپی کردم🥹

میفهمم که چقد سخته برات
وای وجود سه تا دختر توی خونه خیلی خیلی قشنگه
وای فقط منتظر باش و ببین بزرگ میشن چجوری باهم جورن و خونتونو قشنگ میکنن😍به روزای خوب فکر کن و انرژیتو حفظ کن💙

عزیزم خدادبهت توان بده.... درسته خیلی خیلی سخته ولی قطعا لذت های زیادی هم داره..‌‌ من خودم عاشق دوقلو بودم همیشه.... عکستون هم خیلی گوگولیه و قشنگهههه

واااای چقدر عکس قشنگی
اصن عشق ازش میباره
همیشه و توی هر شرایطی هیچ چیز در حالت مثبت کامل نیس همیشه خوب وبد در کنار هم هستن انسان فقط وقتی آرامش داره که خوبی ها رو ببینه اگه روی بدی ها ومشکلات زندگی وشرایطتت زوم کنی زندگی رو به کام خودت وبچه هات وخانواده تلخ میکنی میدونم سخته امت سعی کن همیشه مثبت فکر کنی

عزیزم زندگی تو روستا شاید سختی داره اما آرامشش زیاده
استرس و ترافیک شهر نداری
هوای تمیز و آسمان آبی داری
حیاط داری
از نعمتهای خدا لذت ببررررر قشنگم
خدا کمکت کنه بتونی بچههاتو خوب بزرگ کنی

عزیزم آفرین به صبوریت
من فقط یه بچه دارم و بعضی وقتا داد میزنم و شاید بگم دلش بشکنه بهم انگیزه صبر دادی

دوقلوهات چندماهه هستن .منم ی پسر دوساله و یه پسر کوچیک ۸ماهه دارم .راستی شما دختر بزرگت ک دوساله هست رو از پوشک گرفتی؟؟

عزیزم خدا حفظشون کنه

وای حتی نمیتونم تصورش رو بکنم
خدا بهت صبر بده

عزیزم 🥹💚 مادر نمونه ان‌شاءالله عاقبت بخیر بشید 🙏🏻

سوال های مرتبط

مامان جوجه‍ طلآیی🐣 مامان جوجه‍ طلآیی🐣 ۲ سالگی
دیشب یکی از سخت‌ترین شب‌های بچه‌داری رو گذروندم.
چند شبه آرادو از شیر شب گرفتم و دیگه هم تابش نمی‌دم و دارم بهش یاد می‌دم خودش بخوابه. ولی دیشب… با اینکه پنج شب از شروع این روند گذشته بود، فوق‌العاده بی‌قرار بود.
هر نیم ساعت با گریه شدید بیدار می‌شد و شیر می‌خواست. وقتی می‌دید خبری از شیر نیست، خودش رو به در می‌کوبید که باز کنم و بره بیرون. وقتی منصرفش می‌کردم، آب می‌خواست و وقتی لیوان آب رو می‌دادم، روی من می‌ریخت و جیغ می‌زد.

ساعت شش صبح از شدت بی‌خوابی و خستگی دیگه نتونستم تحمل کنم و سرش داد زدم 😔😭
خدایا خیلی خسته‌ام… کاش مامانم کنارم بود که اینجور شب‌ها کمکم کنه.
ولی راه دوره و من تنها موندم. شوهرمم صبح باید می‌رفت سرکار، مجبورش کردم بره اتاق دیگه بخوابه چون بی‌خوابی براش خطرناکه؛ یه اشتباه کوچیک تو کارش می‌تونه جون آدما رو به خطر بندازه.

دست تنها بودم و خسته.
نمی‌دونم این روزا کی تموم میشه…
نمی‌دونم گریه‌های آراد از دندون بود، از دل‌درد یا چیز دیگه. فقط می‌دونم خیلی بی‌قرار بود بچم.

اینجور وقتا هول می‌کنم، نمی‌دونم باید چیکار کنم. حس می‌کنم خیلی بی‌تجربه‌م و یه مامان بد. خیلی خودمو باختم، خیلی… 😔
گاهی حتی به این فکر می‌کنم که کاش بچه نمی‌آوردم که حالا هم من و هم آراد این همه زجر بکشیم.
مامان آریا💙💫 مامان آریا💙💫 ۱ سالگی
اگه با خودت فکر میکنی کاش زود صبح نشه🌕
کاش چند ساعت بیشتر فرصت داشتم فقط خودم باشم🌾
کاش لازم نبود از همون اول صبح دوباره به همه رسیدگی کنم…

این به این معنی نیست که مادری رو دوست نداری…

به این معنی نیست که از بچه‌ات خسته شدی یا مادر خوبی نیستی…🤱🏻

خیلی وقت‌ها فقط یعنی مدت‌هاست زمانی برای خودت نداشتی…

یعنی از وقتی چشم باز می‌کنی تا وقتی شب روی تخت می‌افتی، مدام در حال پاسخ دادن به نیازهای دیگرانی؛ یکی آب میخواد، یکی غذا، یکی توجه، یکی آغوش…🫂

و وسط این همه مراقبت، گاهی خودت فراموش میشی.🥲

مادرها همیشه به استراحت نیاز ندارن؛ گاهی به تنهایی نیاز دارن.

به چند دقیقه سکوت.

به اینکه کسی چیزی ازشون نخواد.

به اینکه برای لحظه‌ای فقط «خودشون» باشن، نه همسر، نه مادر، نه مراقب همه آدم‌های خانه.

پس اگر بعضی صبح‌ها برای شروع یک روز جدید ذوق نداری، قبل از قضاوت کردن خودت، از خودت بپرس:

آخرین باری که واقعا به خودم رسیدم کی بوده؟

شاید مسئله این نیست که مادری برات سخت شده…

شاید فقط خسته‌ای🤍





متن از دکتر فرنوش مومنی✍🏻🌱





نوزاد
واکسن
سلامت مادر
رفلاکس
کولیک
شیرخشک
شیرمادر
فرزندپروری
پوشک
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
یکی از چیزای جالبی که بعد بچه دار شدن باهاش مواجه شدم اینه که وقتی به بچه ها خوش میگذره به منم خوش میگذره و یه جایی از وجود خودم هم واقعاً روشن می‌شه…
رضایتی که از خوشحالیشون می‌گیرم صددرصدیه،نه از جنس فداکاری، نه برای اینکه فکر کنم «مادر کافی»ای هستم…
یه حس واقعی و عمیقه🤍

از تصور اینکه قراره چقدر هیجان‌زده بشن، خودم هیجان‌زده می‌شم
از خنده‌هاشون، از ذوق کردنشون… انگار یه تکه از همون هیجان توی من هم اتفاق می‌افته.
گاهی فقط نگاهشون می‌کنم و با خودم می‌گم چطور ممکنه خوشحالیِ دو تا آدم دیگه، این‌قدر عمیق منو خوشحال کنه؟

مادر و پدر شدن، برای من هنوز هم عجیب‌ترین و جالب‌ترین حس دنیاست!
فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت برام عادی بشه که دو انسان، یه روزی توی وجود من رشد کردن و به دنیا آوردمهنوز گاهی از قدرتی که بدن و وجودم برای انجام دادن این کار داشته، شگفت‌زده می‌شم🥹

شاید به جرئت بگم قشنگ‌ترین نقشی که توی تمام زندگیم داشتم، همین مادریه
وقتی که دست دوتا پسرکوچولو رو گرفتم و کوله ی اسپایدرمنشون رو دوشمه🥹💙


شیرخشک ترک پوشک ترک پستونک شیرمادر بارداری تب واکسن ویروس!