۱ پاسخ

سلام
ادیت ماهگرد کوچوهای نازتون بسیار شیک و جذاب آماده برای قاب گرفتن و یادگاری نگه داشتن 😊
❌❌😍فقط با ۲۰ هزار تومن😍❌❌
عکس دلخواهتون رو برام ارسال میکنید در کمترین زمان ادیت میشه و براتون ارسال میشه 😍😍
❌❌عکس خانوادگی هم ادیت میشه فقط با ۴۵ تومن ❌❌

برای ارسال عکس و ادیت ب آیدی زیر در روبیکا پیام دهید @shahdokht8177✅

سوال های مرتبط

مامان پِسته🤰😎🧒🧿🫀 مامان پِسته🤰😎🧒🧿🫀 ۲ ماهگی
یعنی بیمارستانی هست که وقتی بچه به دنیا بیاد همون اول آزمایش های اولیه مثل زردی،فاویسم،و غیره رو نگیره؟؟؟😕😕😕😕
من پسرم ۲۷ که به دنیا اومد فرداش که مرخص شدم بهمون گفتن ۴۸ ساعت بعد ببرید متخصص کودک
با اینکه خوده دکتر کودک اومده بود چک کرده بود تو خوده همون بیمارستان
ما پسرمو بردیم دکتر شخصی
براش آزمایش نوشت
بچه هم فاویسم بود هم زردی داشت😕
زردیش هم روی ۱۲.۸ بود
۲ روز هم بود تو خونه بود و ما خبر نداشتیم که بچه زردی داره اونم این همه بالا خیالمون راحت بود که بیمارستان میگیره وقتی چیزی نگفتن یعنی نداره
سریع بچه رو بردیم ۱۷ شهریور رشت متخصص اونجا هم دید دوباره آزمایش نوشت اومده بود رو ۱۷.۱ هی داشت می‌رفت بالا دیگه بچه رو بستری کردن
خدا رحم کرد بهمون
دوباره من با این وضع خون ریزی و بخیه موندم بیمارستان بالا سره بچه
حالا همه اینا به کنار شکره خدا زردی پسرم ۲ روزه اومد پایین و مرخص شد
یعنی از بی در و پیکر بودن یه بیمارستان که نوزاد به دنیا میاد آزمایش های اولیه رو نمیگیره از اون بدتر دکتره احمقی که نتونسته تشخیص بده بچه زردی داره آدم واقعا میمونه چطوری دیگه به این بیمارستان ها و دکترا اعتماد کنه
سطح بیمارستان کوثر آستانه از یه درمانگاه هم کمتره خیرنببینن خدا رحم کرد چیزی نشد پسرم
البته تو همون کوثر هم هستن آدم ها خوب و با وجدان و کار راه انداز ولی آدم های اینطوریش بیشتره😕😕😕
والا الزهرا به اون الزهرا بودنش که همه بد میگن ازش پسره اولم که اونجا به دنیا اومد خودشون تمامی آزمایش های اولیه نوزاد حتی بیشتر از اون هم چندتا گرفتن اون وقت اینجا اینطوری 😕😕😕
مامان کیاشا مامان کیاشا ۳ ماهگی
تجربه سزارین پارت دو
خیلی سریع بی حس شدم و عمل رو شروع کردن یکی از کادر بالا سرم بود و همه چی رو برام توضیح میداد و این خیلی خوب بود این رو هم بگم که من حواسم بود و به هیچ عنوان نه صحبت میکردم نه سرم رو تکون میدادم و خداروشکر بعدش سردرد نگرفتم ، به خاطر ناشتایی و اینکه دهنم خیلی خشک بود حین عمل حالت تهوع گرفتم که گفتم و بهم آمپول صد تهوع زدن و خیلی سریع خوب شدم ، نی نی به دنیا اومد و من مدام داشتم تو ذهنم برای همه دعا میکردم ، پسرمو تمیز کردن و گذاشتن کنارم منم کلی بوسش کردم و قشنگ ترین لحظه بود ، چندین بار ماساژ شکم رو انجام دادن که چون بی حس بودم اصلا چیزی متوجه نشدم و بعدشم بردنم ریکاوری و اونجا خوابیدم و خیلی خواب بهم چسبید و بعدش یک مامایی اومد و بچه رو گذاشت کنارم و بهش شیر داد از ریکاوری رفتم بخش و خیلی میلرزدیدم که خب طبیعی بود و تا ۸ ساعت بعدشم چیزی نخوردم حتی یک قطره آب ، توی بیمارستان مدام پرستار حواسشون بود و همه چی رو چک میکردن و رسیدگی شون عالی بود
راجب اولین راه رفتن هم با کمک پرستار خیلی راحت راه رفتم و درد خیلی خیلی کمی داشتم . روز بعدشم که مرخص شدم
خداروشکر همه چی خیلی خوب بود و از همه چی راضی بودم امیدوارم همه زایمان راحتی داشته باشن
فقط اگر سزارینی هستین اصلا نترسین همه چی خیلی راحت تر از چیزیه که بهمون گفتن
مامان جوجو🐣 مامان جوجو🐣 ۵ ماهگی
تجربه بارداری تا زایمانم پارت ششم🌱
عمل انجام شد و بعد از اون مدام سونو میکردن و وضعیت جنین رو چک میکردن
و دکتر طالبی مدام وضعیتم رو چک میکرد و بهم انگیزه میداد و با حرفاش امیدوارم میکرد...
عمل صفرام رو دکتر اصلان پور انجام دادن و نتیجه رضایت بخش بود و کار دکتر عالی بود...
خلاصه بعد از یک هفته مرخص شدم افتادم دنبال کارای غربالگری اول...
سونوی ان تی انجام شد با دکتر و به درخواست خودم به جای آزمایش ان تی سلفری انجام دادم.
آزمایشم رو توی آزمایشگاه آریا ژن انجام دادم اونم خوب بود...
یک هفته گذشت و من همچنان تهوع و ویار داشتم
همش با دمیترون سر میکردم، بی تاثیر نبود ولی خوبه خوب هم نبود...
یه روز دوباره حالم بدتر شد که حتی قطره ایی آب هم نمیتونستم بخورم.
دوباره بستری شدم همون بیمارستان عسگریه
در حدی بودم که پرسنل همگی دعا میکردن واسم که این بارداری رو به سلامت بگذرونم...
دیگه اونجا احساس غربت نداشتم با همه پرسنل دوست شدم و همگی بخاطر وضعیتم خیلی هوامو داشتن و بهم انگیزه و امیدواری میدادن و حرفاشون واقعا بهم دلگرمی میداد...
بعد از چند روز دوباره مرخص شدم و همگی آرزو میکردن که دیگه فقط زایمان برگردم بیمارستان ...
مرخص شدم و تهوعم با قرص و یه سری دارو تقریبا کمتر شده بود
گذشت و گذشت رفتم آنومالی اونم پیش دکتر نصوحیان که به شدت ازشون راضی بودم
شرایطم رو گفتم که چقدر دارو گرفتم و جراحی انجام دادم ایشونم با صبر و حوصله تک تک اجزای جنین رو بررسی کردن و برام توضیح دادن و خیالم رو راحت کردن بابت این که جنین مشکلی نداره خداروشکر....
مامان هانا🩷 مامان هانا🩷 ۱۴ ماهگی
مامان شاهانم 💙 مامان شاهانم 💙 ۱ ماهگی
سلام مامانا
میخوام تجربه سزارین رو بگم شاید به درد کسی بخوره
من سزارین دوم ۲۸ شهریور بود بچه اولم ۱۴۰۰ به دنیا اومد .
اینسری خواستم اشتباهات زایمان اولم رو نداشته باشم .
توب بارداری دوم هر چی دوست داشتم میخوردم و مثل بارداری اول وسواس نداشتم . خیلی بیشتر از بارداری قبلی سر پا بودم و کار زیاد میکردم .
موقع زایمان اول شیر نداشتم تا ۱۰ روز بچم زردی گرفت کلی دردسر کشیدیم با بدبختی سینه مو هر کی میومد با با سرنگ یا با شیر دوش می‌کشید.
اینسری دیگه خودم رفتم یه شیر خشک گرفتم بیمارستان بهش شیر خشک دادم حتی اومدیم خونه هم تا ۳ روز شیر خشک می‌خورد تا اینکه خودم طبیعی شیرم کم کم اومد و شیر خودمو هم دادم البته بدون سرنگ و فشار و کارای دیگه
این پسرم هم خدارو شکر زردی نگرفت ث الان هم شیرخشک و شیر خودم رو میخوره .
میخوام بگم من سر دخالت ها و استرس هایی که دیگران بهم تحمیل کردن خیلی به فرزند اولم و خودم ظلم کردم
شما هوستون باشه هر چیزی رو با تحقیق قبول کنبد
انشالله همه چشم به راه ها نی نی رو بخوشی بغل کننن
مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ ۶ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان آروشا 🩷🎀 مامان آروشا 🩷🎀 ۷ ماهگی
کم خونی نوزاد
ناسازگاری گروه خونی

گروه خونی من o+ و گروه خونی دخترم مثل باباش A+ هستش طبق گفته متخصص اطفال این دوتا کروه خونی توی مادر و فرزند خیلی ناسازگاره
یعنی انتی بادی های بدن مادر که میره داخل بدن جنین تا بتونه خون سازی بکنه و بدن نوزاد هم انتی بادی داشته باشه به جای اون انتی بادی های بدن مادر گلبول های قرمز بدن جنین رو میخوره و اینجوری میشه که نوزاد بدون سابقه کم خونی توی والدین با کم خونی شدید بدنیا میاد
دخترم به حدی با بی حالی به دنیا اومده بود که اصلا نمیتونست گریه بکنه فقط صدای ناله میومد ازش
خلاصه بعد از کلی ازمایش و سونوکرافی از بچه از تمام نقاط بدنش تشخیص دادن علت اینه ۴۰ سی سی خون به بچم زدن و هر روز ازمایش کرفتن ازش دختر من ۴ روز توی بیمارستان بستری بود با هموگلوبین ۵ بستری شد با هموگلوبین ۱۰ مرخص شد و هنوزم تحت مراقبته
اینکه من توی بیمارستان چیا کشیدم اصلا جای تعریف نداره فقط اینو توی این مدت فهمیدم که دنیام عوض شده همه ی دنیام شده دخترم