۶ پاسخ

مایع گوش تکون خورده

باید بری دکتر

احتمال ۹۰ درصد از گوش تون هست مایع پشت گوشت تکون خورده حتما برو دکتر..
بعضی حال تهوع و استفراغ میکنن تازه وقتی این طوری میشن

از گوشته احتمالا

شاید مایع میانی گوش تون جابجا شده
من چند وقته میخوابم یا سرم و یهو میچرخونم سر گیجه دارم

فشیال چقدر عزیزم

سوال های مرتبط

مامان قندکوچولو🙆🏻 مامان قندکوچولو🙆🏻 ۴ سالگی
امروز یه اتفاق خیلی بد واسه پسرم افتاد حالم از اون موقع بده هی اون صحنه میاد جلوی چشمم و حالم دوباره بد میشه 😞😞
بردمش دسشویی بعد گلاب به روتون پیپی داشت وقتی پیپی کرد من داشتم میشستم اونجایی که پیپی ریخته بود رو بعد پسرم عادت داره هی پامیشه میره یه طرف دیگه میشینه پیپی میکنه ، امروز نذاشتم گفتم همینجا فقط پیپی کن بعدکه کارش تمام شد موقع شستوشو پاشد رفت یجا دیگه بشینه یهو پشتش خورد تو دیوار و با سر و صورت پرت شد تو سنگ دسشویی و یه صدای خیلییییی بدی داد سرش و جیغش رفت بالا و خون از دماغش شروع کرد چکه کردن جیییغ میزد و گریه میکرد پیشونیش اندازه یه گردو اومد بالا و سیاه شد
منم همون موقع که این اتفاق افتاد حالم بد شد سرم سنگین و سِر شد و از شدت ترس گلاب به روتون شروع کردم بالا آوردن و دستو پام می‌لرزید
دیگه سریع با مامانم بردیمش بیمارستان و عکس هم گرفت از سرش گفت چیزی نیست فقط اگر بالا آورد باید ببریدش اسکن بشه
خیلی استرس دارم خیلی دارم دق میکنم از این قضیه 😭😭😭😭
مامان ارمان جونم💫 مامان ارمان جونم💫 ۳ سالگی
مامان 💗وروجک💗 مامان 💗وروجک💗 هفته سی‌وهفتم بارداری
من باردارم بعد اصلاااا حال ندارم همش خستم دلم‌میخاد بخابم دوست دارم همش دراز بکشم
یادم نیس سر دخترم چجوری بودم الان مثلا تا یکی دخترمو میبره بیرون فوری میدوعم رو تخت میفتم
این طبیعیه ب نظرتون؟؟الان شوهرم با دخترم رفتن بیرون شوهرم هی گفت توام بیا گفتم بخدا حال ندارم اصن انگار نمیتونه درک کنه هی میگه نمیخاد کاری کنی بشین من بچه رو میگیرم همش گفتم بابا من اصلا حال نشستنم ندارم دلم میخاد بیفتم همش😐
بعد اینجوری ک میگن ادم ب خودش شک میکنه میگم نکنه من زیادی گندش میکنم شاید اگه بخام برم بتونم و این حرفا ی جورایی عذاب وجدان میگیرم😵‍💫
ب نظرتون طبیعیه کسی بوده تو بارداریش اینجوریی حال و تنبل شه؟؟
الان خونه جارو میخاد ...سینک پره...بادمجونارو پوست کندم ک سرخ کنم رخت خواب وسط خونه پهنه تخت نامرتبه بعد تا اینا رفتن‌من اومدم دراز کشیدم تازه حمومم باید برم ولی اصلا دلم‌نمیخاد پاشم😣😣خدایا چرا اینجوری شدم اخه😟باور کنید از دست خودم ناراحتم فک میکنم شاید من زیادی گندش میکنم ولی بعد میبینم ن واقعا اینطور نیس ..مدام تهوع دارم و دلم بهم خوردس دولا راست ک میشم دلم میخاد بالا بیارم🫢
دیگه همینا مرسی ک خوندید 😙لازم داشتم بگم اینارو


پوشک بچه فرزندپروری بچه تپل شیرمادر شیرخشک رفلاکس کولیک شبانه شیشه شیر بچه
مامان جانان مامان جانان ۳ سالگی
سلام سلام
بعد 14 روز زایمان از تجربه ام بزارم براتون
بخش اول

زایمانم بیمارستان غرضی بود و دکتر گفته بود 6 نیم بیمارستان باشم..روز قبلشم تمامی کارای پرونده و بستری رو انجام داده بودم. خلاصه رفتیم سوند زد و سرم وصل کرد تا 10 نیم ک بردنم اتاق عمل.. راستشو بگم من از سوند خوشم نمیاد و نمیتونم بگم آسون گذشت.. نمیدونم چرا اتاق عمل نمیزارن یا قبل عمل نمیزنن ک آدم ضجر نکشه.
چون زایمان قبلیمم بی حسی بود مرحله ب مرحله اش تو ذهنم بود و استرس خیلی زیادی داشتم.. اتاق عمل بسیار تمیز و خلوت بود.. دانشجو ک اصلا نبود..
مسئول بی حسی خیلی هوامو داشت نفسم ب سختی بالا میومد و خیلی هول داشتم ک همین ک اون بنده خدا بود دلگرمی بود برام..
مدت زمان بی حسیم نسبت ب زایمان قبلی خیلی کم بود و زود حس برگشت.. بدی ماجرا این بود وقتی رفتم بخش خونریزی داشتم ک شکممو فشار دادن و عملا مرررردم و زنده شدم.. چون دگ بی حسی هم نداشتم.
با شیاف یکم قابل تحمل تر میشد دردام و خب رسیدگی پرستارام در حد خودشون خوب بود.
ساعت 11 سوند رو درآوردن و من دیگ از ساعت 2/3 شب یکم از تخت پایین اومدم راه رفتم.. بازم رتبه سخت ترین قسمت، متعلق به همین قسمته.
از بخیه هام تقریبا راضی ام، میتونست بهتر باشه. چون ی قستمش خوب بخیه نشده بود یکم عفونت کرد و من روز 12 ام بخیه رو کشیدم.. برای کشیدن بخیه هام دیگه مطب نرفتم و رفتم خود غرضی.
من بقیه رو نمیدونم، اما کلا شب و روزایی ک زایمان کردم خیلی بهم سخت گذشت، کمردردش، قفل شدن بدنم و کمرم، درد و سوزش بخیه ها، نشستن و پاشدن و ..
دعام اینه انشالله هرکسی زایمان میکنه بهترین هارو تجربه کنه و خوش زا باشه و زود سرپا شه