۱۶ پاسخ

هرچی زندگی جلو تر می‌ره میفهمم آدم چقدر تنها هست رفته رفته فقط خودت برای خودت میمونی🥲💔
ناراحت نشو حتما اونم به دلیلی داشته که نگفته بهت مثلا یکی از اقوام ما دوقلو داشت تا ماهای آخر نگفت بعد معلوم شد وضعیت یکی از قل ها خوب نبوده می‌ترسیده بگه توهم جای اون نیستی نمیدونی چی بهش گذشته پس خودتو اذیت نکن 😘❤️🌹🫂

مهم نباشه برات
توقع از آدما آدمو پیر میکنه

نه حساسی نه چیزی وقتی همیشه زنگ میزنی حالشو میپرسی بزاریم دوقلو بودنشو نگه
بزاریم تاریخ به دنیا نیومدنشو نگه
چرا نگه داشته بعد از ۹ ماه گفته؟ توی‌اون ۹ ماه کم کمش ۱۰ بار حرف زدین؟ اره زدین
بزارش کنار واسه چی اینقدر دوسش داری ؟ واسه اینکه تورو ادمی میشناسه که چش‌میزنی یا دلت بده یا چیته که نمیگه بهت
از صد تا دشمن هم بدتره ولش کن
انگار نه که خودت بچه نداری فک کرده حسودی میکنی ندید بدید

هیچ کس اون کسی نیست که ما فکرشو میکنیم درون آدما با بیرونشون خیلی فرق داره

شاید برای دوری چشم زخم به همه همینطور گفتن مادرت هم حتما خاله ات خودمونی حساب کرده بهش گفته

اصلا به فامیل دل نبند همشون عوضین

چرا هرچی میخونم متوجه نمیشم 😐

من درک نمیکنم چراپنهون میکنن اونم دروغ ب این بزرگی مثلا میگ مهربه دنیامیاد بارداره باخودش نگفته فامیلیم بالخره میپیچه میفهمه بد میشه مگ بدنیااومدن بچه روهم پنهون میکنن تاکی پنهون کنه نمیخواد ینی باخودش توفامیل بیاره ینی دیدنش نرفتن مگ میشه همچین چیزی بعد چراچشم زخم خودت ک بچه داری الانم میگی بارداری حالا بچه اولتون هراتفاقی افتاده بچه ک داری الان

شاید خودش دلش نمیخواست پنهان کنه ولی مجبور شد
بعضی شوهرا یا خانواده شوهر میبینی اجبار میکنن ک ب کسی نگین دوقلوعه یا فلانه طرفم از ترس اینکه یهو چیزی بشه سقط بشه بندازن گردنش چیزی نمیگه

من باشم خیلی واضح سوال میکنم میگم برای چی دروغ گفتی بهم

خیلی دروغگو و حسودی میکنن دختر خاله ها😩🤐🤐🤐

ول کن بابا به یه ورت هم‌نباشه

اخی چقد ناراحت شدم برا پسرت متاسفم ولی ربطی نداره که اگ بچه نداشتی میشد گفت بخاطر اینک یوخ یچیزی از دلت نگذره نگفتن ولی الان دوتا گل پسر داری چرا باید مخفی میکرد
منک بدم اومد
توام دیگ زنگش نزن بعضیا لباقت احوالپرسی ندارن.
فقط یه پیام تبریک یذع

یعنی برا چی بهت دروغ گفته ؟!!!

انکار تچو بیشتر دوستش داری تا اون

عزیزم چون بارداری انقد حساسی عیب نداره بیخیال باش
خیلی اینجور آدما هست تو زندگی همه..

سوال های مرتبط

مامان نیهان🩷گل پسر🩵 مامان نیهان🩷گل پسر🩵 ۱ سالگی
خانما بیاین میخوام یه چیزی بهتون بگم






من خیلی زود باردار شدم (بعد نیهان . وقتی دخترم ۴ماهش بود دایان تو شکمم بود )
و من خیلی به شوهرم گفتم بداندازیمش ولی از اونجایی که من در دوران بارداری پریود میشدم نفهمیدم که کی باردار شده بودم و وقتی رفتم سنو که اگه هنوز قلبش تشکیل نشده بندازیم که فهمیدیم ۳ماه باردارم و تصمیم گرفتیم که نگهش داریم و خیلی خیلی کار خوبی کردیم اما بارداری پشت سر هم خیلی به زن اسیب میزنه حتی اگه بچتون یک سالش باشه
این تاپیک گذاشتم به عنوان کسی که پشت سر هم بار دار شد بگم
هم خودتون هم بچتون و هم تو دلیتون خیلی اذیت میشه
و چالشاتون نسبت به بارداری اول بیشتر
من ماه اخر بارداری خیلی درد داشتم هر بار میرفتم ان اس تی بهم میگفتن درد زایمان نشون نمیده و میومدم خونه با کلی درد گریه میکردم تو ۳۶هفته دردم خیلی شدید شد و بازم دستگاه دردو نشون نمیداد اما من بیقرار و گریه زاری میکردم بیمارستان به شوهرم گفت اگه رضایت میدید تا سزارین کنیم شاید مشکل دیگه هست که درد داره و شوهرم رضایت داد موقعی مه دکترم داشت شکمم تیغ میزد بهم گفت خدا رحمتون کرده رحمت پاره شده دقیقا پشت جفت اگه نمیومدی جفت میوفتاد رو بچه و خودتو یچه میمردین


خواستم تجربمو بزارم چون من خیلی اذیت شدم خیلی ارزشش داشت اما اگه دایان به خواست خودم بود هرگز اینقدر زود نمیزاشتم که بیاد. امید وارم حرفام به دردتون بخوره😘❤️
مامان مهراد🐻 مامان مهراد🐻 ۲ سالگی
بچه هاا حوصلم سر رفته بیاید حرف بزنیم
الان داشتم مهرادو نگا میکردم یاد دوسال پیش این موقع ها افتادم که ان تی بهم گفت به احتمال زیاد پسره و من با اینکه قطعی نبود جوووری گریه میکردم که شوهرم میگفت از نگاه مردم پیداس فک میکنن دوست بودیم تو حامله شدی من گردن نمیگیرم😂 خلاصه که خییلی ناراحت بودم چون همیشه تو دلم یه دختر با لباس گل‌منگولی داشتم و اون لحظه همه تصوراتم خراب شد
ولی الان که دوسال از اون روز میگذره دارم فک میکنم من اصلا آدم دختر داشتن نبودم من هم خودم خیلی نازنازی ام هم زیادی تو همه چی کمالگراام اگه دختر داشتم هم خییلی لوسش میکردم هم خودمو همه چی رو فراموش میکردم که اون بی نقص ترین و زیباترین باشه و هم اینکه چون شوهرم فقط پسر دوس داشت حتی اگه بعد به دنیا اومدن عاشق دخترمون میشد بازم من همش حس میکردم باید یه پسر براش بیارم
اما الان با مهراد حسابی تغییر کردم و از هر لحاظ قوی تر شدم و خودشم با این سن کمش انقددر مهربون و با درکه که حس میکنم خدا یه تیکه از بهشتشو برام فرستاده تو این دنیا
البته اینکه مهراد یه ایزی بیبی واقعی بود هم رو همه این احساسات تاثیر داشت من راحتترین بارداری و زایمان ممکن رو داشتم و بعد بدنیا اومدنشم بعد از دوماه اول هیچ سختی و اذیتی واسم نداشت و کلا هرچی که مربوط به مهراد بود سریع راحت پیش میرفت و قدمشم حسابی برا زندگیمون خوب بود
خلاصه که میخوام بگم واسه پدر نمیدونم ولی واسه مادر جنسیت بچه‌ش کوچکترین تاثیری روی احساسش به بچه نداره البته که تا تجربه نکنید متوجه نمیشید ولی واقعا اینطوره
حالا شما بگید جنسیت بچه‌تون همونی بود که دلتون میخواست یا اصلا براتون فرق نمیکرد؟ شما روز تعیین جنسیت چه حسی داشتین؟