۷ پاسخ

دختر منم خجالتیه نه گفتن براش سخته برااینک بقیه بازی کنن یا ناراحت نشن ب خواستشون تن میده وسیله ای ک دوسش داره بهشون میده ازش میگذره منم هرچی بهش میگم گوش نمیده

من خجالتی هم هستم دخترمم مثل خودم شده
ناراحتم

برعکس بچه من هرچیزیو میگه😂😂

من نیز...
حلما به ماها که راحت میگه نه
با بقیه نه

آفرین به شما
همینطور ادامه بده

چقد شبیه منی،منک۳۲سالمه اعتماد به نفسم صفره،گاهی میبینم دخترم خجالت میکشه سریع هولش میدم جلو،میگم حرفتو بزن،چیزی برخلاف میلت بود بگونه،از پس خودت بربیا،شوهرم گاهی میگه ما بی زبون بودیم این چرا این مدلیه،میگم هرچیه فردا مثل ما حسرت نمیخوره از خواسته هام گذشتم بخاطر بقیه

منم به همین شکل بودم ، بعد مادر شدن یکم تغییر کردم بخاطر بچه هام
از همون اول به دخترام گفتم کاری که دوست ندارید اصلا برای هیچکس انجام ندید، و نه بگید، و از حق نگذریم نه گفتنو خیلی خوب یاد گرفتن

سوال های مرتبط

مامان 🫶HAKAN🫶 مامان 🫶HAKAN🫶 ۶ سالگی
سلام مامانا، یه مشکلی که چن وقته با پسرم دارم اینه که خیلی میترسه گم بشه مثلا تو آپارتمانمون حاضر نیست تنهایی تا حیاط بره، آپارتمانمونم کلا چهارطبقه و چهار واحده ما طبقه دومیم من بهش میگم دو طبقه رو برو پایین من از بالای پله ها نگات میکنم بازم میترسه بره، بهش میگم آخه از چی میترسی تو که بلدی ما طبقه دومیم میگه میترسم یکی درو باز کنه منو بدزده، پارک بریم من همیشه نزدیک تاب و سرسره ها زیرانداز پهن میکنم و چشمم بهش هست ولی تا من نرم کنار تاب و سرسره بایستم نمیره بازی کنه مگه اینکه پسرخالش باهاش باشه، کلا تا دو ثانیه منو نبینه یهو هول میکنه و گریه میفته، البته با مهد مشکلی نداشت و اونقدر وابسته نیست ولی همیشه از گم شدن میترسه، هرچقدرم باهاش صحبت میکنم که ما حواسمون به تو هست و ما که تورو نمیذاریم بریم بازم فایده نداره، توی مهدم اگه جایی میبردنشون میگفت مامان ترسیدم خانوممونو گم کنم، از لحاظ سر و زبون و اعتماد به نفس تو صحبت کردن خوبه و اصلا خجالتی نیست و کوچیکترم که بود اینطوری نبود ولی الان چن وقته اینطوری شده و بیرون میریم حاضر نیست دو قدم از من فاصله بگیره، نمیدونم چیکار کنم که انقد نترسه، البته من خودم موافق این نیستم که بچه تنها جایی بره با این اوضاع جامعه ولی دیگه انقد که پسر من میترسه ام خوب نیست