۱۰ پاسخ

عزیزممم 🥹

اوه بی خوابی های اول تیلی سخته،کم کم خوابش تنظیم میشه

ایییی دردتتتت🥺🥺🥺میفهممت او خوابه خیلی میچسبه

کمر درد و اسید معده داره داغون میکنه منو

این پروسه هنوز مونده برا ما 🥲🥲🥲

😂😂از بعد از زایمان دیگ ادم نمیتانه مث قدیم بخابه هیچ وقت😭😭🤣

منم دیشب تا میومدم خواب خوش برم پناه خانوم بیدارم میکرد با گریهاش
دلم میخاست گریه کنم 🤦🏻‍♀️😂

خاصه پید کرد🤣🤣ولی وجدانن چ خاو عمیقی دری آیم

من از بی خوابی دارم جون میدم

🥲🥲🥲🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان ILMAH مامان ILMAH ۱۱ ماهگی
مامان ᴋᴀᴠᴀɴ 🪽👶🏼 مامان ᴋᴀᴠᴀɴ 🪽👶🏼 ۷ ماهگی
•تجربه سزارین ، پارت 3🩵💉
-
بچه رو آوردن گذاشتن رو صورتم و تماس پوست با پوست دادن🥲منم فقط داشتم گریه میکردم و نگاش میکردم🥺🤍بعدش بردنش بخش و من هنوز موندم تا بخیه اینامو بزنن ، خیلی خیلی میلرزیدم ، سردم نبود ، ولی شدیدا لرز داشتم و کنترلم دست خودم نبود
کار بخیه هام ک تموم شد برم داشتن گذاشتن رو تخت ریکاوری ، یکی از پرسنل برام ماساژ انجام داد ، با اینکه بی حس بودم ولی انقد محکم فشار داد تقریبا دردشو فهمیدم ،اونجا توصیه های لازمم کردن و بردنم اتاق ریکاوری ، همچنان لرز داشتم و بی حسیمم داشت باز میشد ، دردش در حد پریودی شدید بود قبل اینکه منتقلم کنن ب بخش هم یبار دیگه ماساژ رحمی انجام دادن ، واقعا دردناک بود😑(بجز اون تو بخش هم هربار با تعویض شیفت باز هم برام ماساژ انجام میدادن)
یکم بعد بردنم بخش ، یه حالی داشتم ، هم دردام داشت شروع میشد هم اینکه گفته بود اصلا تکون نخور و صحبت نکن داشت خفم میکرد ، دلهره ی شدید داشتم و میگفتم خدایا چجوری قراره ۸ ساعت این وضعو تحمل کنم اصلا نمیتونم و هر لحظس خفه بشم ، واقعا بدترین لحظه بود برام خیلی حس بدی بود و ب معنای واقعی کلمه میگفتم غلط کردم...
مامان دختر کوچولوم مامان دختر کوچولوم ۵ ماهگی
پارت دوم اتاق عمل
منو بردن اتاق عمل دکتر بیهوشی یه خانوم مهربون بود اصل اون آمپول سری دردی نداره برام زد کفت سریع دراز بکش جلو یه پارچه سبز گذاشتن منو دیگه هیچی متوجه نشدم‌ولی در کل فضا اتاق عملش خیلیییییی فان باحال بود همشون حرفا بامزه وفان میزدن من کلا استرسم صفر بود دختر به دنیا اومد بهم نشونش دادن خودم بعد ۴۰دقیقه بردن ریکاوری لرز کردم یه بیست دقیقه ریکاوری بودم بعد منو بردن بخش زنان کم کم سریم رفت دردام شروع شد دردش از پریودی بیشتر ولی قابل تحمل من بیمارستان دولتی سزارین شدم خودشون بدون اینکه درخواستی بدم برام پمپ درد گذاشتن …
یه خانوم ماما اومد فشارم داد حسابییی دوباره گریم دراومددد چهار صبح بهم اجازه دادن آبمیوه یا چای شیرین بخورم آبمیوه طبیعی خوردم
صبح گفتن باید راه بری وایییییی از راه رفتنش نگم واقعا درد داشتتتت یکسره جیغ کشیدممم ولی تلاشمو‌کردم راه برم شکممم خوب کار کرد بهم شربت دادم خوردم تا روز ترخیص ۶بار شکمم کار کرد 🤣🤣۵شنبه شب سز شدم شنبه مرخص شدمم
البته شنبه ظهر مرخص شدم دیگه دردامو با شیاف کنترل کردم الانم که خیلی اکیم شنبه باید برم واسه کشیدن بخیه