درحال اسباب کشی هستم وسایل اشپزخونه همه رو جمع کردم داخل کارتون کنار پذیرایی پسرمم انقدر ذوق میکنه دائم وسیله هاشو میچینه روکارتون ها بازی میکنه چند روز پیش۳تا ماشین از این کوچیکاگرفتم براش مبلغی هم نداشت اونقدر ۱۵۷تومن ولی رنگی رنگی ان خیلی خوشگلن امشب یکیش از دستش افتاد از رو کارتون زمین سرش شکس اونقدر ب باباش زنگ زد گف بابا ماشین سبز شکس چسب بزن باباش خونه نیس شبکاره اونم گف چشم
منم الان خوابید سریع ماشین سبزو برداشتم با چسب بذارم اونجا باباش صبخ اومد ببینه درس کنه هرچقدر گشتم تیکه قرمز پیدا نکردم اخر سر گفتم بذار رختخوابشم ببینم شاید اینجا باش دیدم تو دستش 🥹🥲🥺 ای خدا اونو نگه داشته بود تا باباش بیاد درس کنه اصن ی حالی شدم بغض کردم چقدر تو فکرش بوده
چندبار بهم گف بابام زنگبزنم اونم گف باش چشم ولی باز تو فکرش مونده بود تیکه اشو نگه داشته بود
#نوزاد#شیرخشک#گهواره#فرزندپروری#
غربالگری بچه قطره آهن
۲۵شهریور

تصویر
۵ پاسخ

الهی من بگردم آخه شما چرا ایقدر ناز دارین

وای ننه خدا حفظش کنه. برا شوهرم تعریف کردم چشمامون قلبی شد🥺🥺🥺

عزیزم بغضم گرفت حالا پسر من بود تا چسبش نمیزدم دست بردار نبود و قیامت به پا میکرد والا پسر من رومانتیک نیست وحشیه دردش به جونم

اشک ماروهم دراوردی اخه چقدر مظلوم و پاکن این بچه ها پسر من عاشقه شیرین عسل و اسمارتیس و انرژی زا و کلا خوراکی تا میگم ندارییم یاد گرفته چون قبلا واس بیخیال شه میگفتم شب ب بابا میگم بگیره و واقعا هم براش میگرفت حالا تا میگم تموم شده میگه زنگ ب بابا شب بگو بگیره😍😍😍😍😍

الهیییی🥹

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان رایان و فندق🤰🏻 مامان رایان و فندق🤰🏻 هفته سی‌ویکم بارداری
⭕️تجربه ترک پوشک⭕️ قسمت 1

تا یک ماه پیش تاپیک میزدم که من نمیخوام از پوشک بگیرم شاید تا سه سالگی طول بکشه وسواسی نیستم ولی حوصله شستن هروز نداشتم
پسرم تو این دوسال تاحالا سرپا نکرده بودم ک جیش کنه بلد نبود،با خودم گفتم بذار تا زمانی ک بخوام بگیرمش یادش بدم ،قصری هم براش گرفتم که عادت کنه رو قصری بشینه ، اولش ک اصن رو قصری ننشست مقاومت میکرد ولی جلو سنگ میشست جیش میکرد، همینجا دیدم بعضیا گفته بودن اهنگ های جیش و پی پی از عموامید خوبه با کارتون های کوکوملون ،دیگه سرچ کردم تو اینترنت هرچی شعر و کلیپ راجع ب جیش و پی پی بود دانلود کردم.
دوتا کتاب هم خریدم (زرنگتر از جیش و پی پی،من بلدم برم دستشویی)
اینا رو ک براش میخوندم ومیذاشتم حاضر شد رو قصری بشینه و جیش کنه.توی خونه ازاد بود میرفتیم بیرون پوشکش میکردم
یادم نیس چن روز گذشت ک یبار خودش گف جیش دارم بردمش سرویس ، همون یبار شد ، باز روز بعد یبارشو گف،دیگه کم کم شد دوبار ، سه بار،،خودش هم خوشش اومده بود ذوق داشت همش میگف جیش دارم،دیگه کلا روی جیشش مسلط شد حتی میتونست خودش رو نگه داره تا برییم سرویس یا بیشتر از نیمساعت نگه میداشت
یروزی دقت کردم دیدم وقتی خونه ایم اصن پی پی نمیکنه همینکه میریم بیرون پی پی میکنه ، گفتم ای واااای کارم واسه پی پی در اومد،اصن حاضر نبود بدون پوشک پی پی کنه میگفت پوشک کن پی‌پی دارم،
تا اینجا جیشش رو کامل یاد گرفته بود از همون اولش خطا نداشت اصلا یا خودم میبردم یا خودش میگفت
فقط مونده بود پی پی و توی خواب