۱۴ پاسخ

والا من بچم یک سالو ۱۰ماهش بود دخترم دنیا اومد شوهرم پشت من بود جایه غریب پسرمو می‌برد گردش‌دور میزدن خلاصه نازش می‌کشیدیم توجه میکردیم الهی شکر خوب گذشت که سختمم نشده

مبارکه عزیزم 🥰 خدا سوپرایزت کرده

واقعا سخته منم خرداد ماه ناخاسته باردار شدم همش به پسرم فک میکردم نگاش میکردم و غصه میخوردم گریه میکردم میگفتم زوده هنوز پسرم حداقل دوسال دیگه باید بهش رسیدگی کنم ببرمش بگردونمش وقت بزارم براش ،،،، کهبه لکه بینی افتادم رفتم سنو گفت قلب تشکیل نشده و روز بعدش خودبخود سقط شد توخونه با دردوحشتناک

مبارک باشه عزیزم، من پسرم دوسال و یکماهش بود دخترم به دنیا اومد الآنم واقعا سخته برام ولی پسرم کم کم دیگه به وجود خواهرش تو خونه عادت کرده
به این فکر کن باهم بزرگ میشن میشینن یه گوشه باهم بازی می‌کنن ، باهم مدرسه میرن از همه چی دوتا دوتا با ذوق خرید می‌کنی فقط اگه بارداری رو راحت بگذرونی ماه‌های اول سختته من خودم دارم از خستگی جر واجر میشم ولی به روزای خوبی که در آینده میاد فکر میکنم و میگذرونم

عزیزم مبارک باش من دخترام ۱۵ ماه فرقشون اتفاقا خیلی خوبه هم بازی میشن باهم واس من خیلی سخت بود و هستااا ولی واس خودشون الان و آیندشون عالیه من دختر اولم نوزادی خیلی خیلی سختی داشت تا نزدیک ۱۵ یا ۲۰ روزه گیش آن ای سو بستری بود بعدش مرخص شد کولیک و رفلاکس شدید خیلی سخت بود خیلی ولی دومی و خداروشک اصلا هیچکدوم اینارو نداشت بچه ها باهم فرق دارن نگران نباش اصلا

مبارکه

ظلم ب بچه های ما شده دخترم با پسرم ۱۸ ماه تفاوت دارن طفلک دخترم ۱۴ ماهش بود لز شیر گرفتمش خیلی وقتا ک باید تمام و کمال برای دخترم می بودم مجبور بودم پسرم رو بغل کنم ....توام بگی ظلم شده و منم بگم ؟ .....نمی دونی من چه روز هایی رو گذروندم ک بارداری ناخواسته با ایودی .....وخشتناک بود تا ۱۰ روزگی پسرم دوسش نداشتم ....تا روز اتاق عمل برا دخترم گریه می کردم ....من بیشتر از دوبار تاحالا نتونستم ببرم پارک تا حالا نبردمش خانه ی بازی چرااا چون حامله بودم نمی تونستم بغل بکیرم و جفتم پایین بود بعدشم ک پسرم دنیا اومده تو شهر غریب کسی نیس کمک کنه ک من بتونم بچه ام رو ببرم تفریح .....دختر من شدیدا خجالتی و با کسی نمی تونه ارتباط بکیرع و من خیلی ناراحتم و غصه اش رو میخورم چرااا چون با دوتا بچه ی ریز نتونستم درش بیارم تو اجتماع ک اجتماعی بشه .....تو شیرش رو دادی رسیدگی کردی الان وقتش بوده ک دومی بیاد ناشکری نکن

منم امشب میخام بیبی چک بزنم استرس دارم🫠

دختر مبارکه ول کن زیاد سخت نگیر به خودت اتفاقا بهترین فاصله سنی رو دارن
سعی کن این بار متفاوت باشی و از هر لحظش لذت ببری چون میدونی که زود تموم میشه

عزیزم باز شما خوبی
من دخترم ۴ماهش بود باز باردار شدم
خیلی زیاد سخته
اما همون قدر شیرین
و خدا صبرت رو دوبرابر می‌کنه
سختیش دو سه سال اوله بعدش دیگه راحتی پشت هم هستن

مبارکه 🥰🥰🥰 من تا حالا بی بی چک به این پررنگی ندیده بودم

مبارک باشه عزیزم قدمش ب خیر و برکت و شادی غصه نخور چرا ظلم بشه مادر جفتشونم شمایی قطعا همچین اتفاقی نمیوفته الان با این غصه خوردن گریه کردنت داری ظلم میکنی ب اونی ک توراهه

مبارکه ایشالله بشلامتی❤️

چندوقت اقدام بودی

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
دیروز سمت غروب بی دلیل توی خواب پنیک شدم خیلی حالم بد بود علی رغم میلم زنگ زدم گفتم مرخصی بگیره بیاد خونه خلاصه ک اومد اپل خودش یکساعت خوابید و بعدش ما رو هم برد بیرون ک حالم مثثثلا بهتر شده برگشتیم خونه دخترم نمیخابید رو پاک بود منم واقعا سمت چپ صورتم از فشاری ک روم بود درد داشت هی بهش میگفتم بخواب
یهو شوهرم پرید ب من ک چرا بچه رو ب زور میخای بخوابونی منم دارم فیلم میبینم بعد مدتها صبببببرررر کن تموم شه
درصورتی ک مرخصی گرفت مراقب من باشه متتتتسسسفانه جوری تربیت شده ک فقط و فقط خودشو میبینه
دقیقا همون سمتی ک صورتم درد داشت و خودش میدونستم دوبار زد تو گوشم منم حالم بد شد و ساعت یک و نیم شب از خونه زدم بیرون
البته تا همون دور و بر خونه بودم خیلی زنگ زد و پیام تهدید فرستاد ک برنگردی زنگ میزنم خانوادت منم مجبور شدم برگردم
دوباره ک برگشتم خونه دوبار ب فاصله دوساعت تا صبح مجدد پنیک شدم
اینا اصننننن برام مهم نیست اما درد من این جاست اون میدونستم من درد دارم و منو زد 😔😭
نظرتونو‌بگید هرکی خوند مهمه واسم



فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری شیرخشک آنومالی
مامان نویان مامان نویان ۳ سالگی
مامان فاطمه و تودلی🤰 مامان فاطمه و تودلی🤰 ۲ سالگی
مامانای دختردار بیاین تو تایپک

شوهرم مغازه لوازم یدکی داره پیش میومد که دخترمو بعضی وقتا میبرد باخودش اونجا ی ساعتی سرگرم میکرد
یا با خودش بیرون میبرد
اونروز مغازه برده بود بعد ک گفتم بیارش داده بود دوستش اورد من خیلی ناراحت شدم گفتم نباید اعتماد کنی ب هرکسی. هم من خونه تنهام و اون دوستت میدونه هم تو بچه رو ک اونم دختره میسپری بهش ک چی بشه؟؟؟
امشب همین موضوعو پیش مادرشوهرم تعریف کردم گف عاطفه تو کارت خیلی اشتباهه اصلا نباید بچه رو بفرستی ببره. حتی اگه اون بگه.
تو مادری باید ب فکر باشی مردا اهمیت نمیدن یا فک میکنه همه مث خودشن. انقد کودک ازاری و... زیاد شده گناه داره
هیچوقت تنها نفرستش بیرون حتی با باباش.هرجور شده خونه سرگرمش کن
بعد ی قضیه ای تعریف کرد ک خانومه تو اتوبوس بوده سرپا بوده ی مرد ک نشسته بوده گفته دخترتونو بدین بغل من ک شما سرپایین اذیت نشین خانومه هم میده
بعد ک میاد پیاده بشه میبینه دختره گریه میکنه و لباسش خونیه
مردتیکه بیشعور انگشتش میکرده درهمون حین نشسته🤕😫

خیلی اعصابم خورد شد

شماها چطورین؟
بچتونو ب کسی میسپرین یا نه؟؟
واقعا دوره بدی شده
منم تصمیم گرفتم ب هیچ عنوان دیگه نفرستمش بیرون حتی با باباش