۱۴ پاسخ

حتما پمپ درد بگیر ببین خیلی خیلی خیلی تاثیر میزاره

نه عزیزم موقع بی حسی سوند وصل میکنن اذیت نمیشی منم سزارین بودم
اوکی بود همه چی نترس
اگه دکترت خوب باشه بیمارستان خوبیم بخوابی از بهترین تجربه هات میشه ❤️

نگران نباش عزیزم درد و سوزش و بیحالی که هست بعد اینکه از اتاق عملم میارنت میلرزی به شدت بهت وارمر میدن و پتو خوب میشی.اتاق عمل ترس داره ولی اونقدر که می ترسی اذیت نداره

در مورد سوند هم اصلا نترس و خودتو سفت نکن . باهاشون همکاری کن و اروم باش
مهم تر از همه چیز ؛ خودتو و بچتو به خدا بسپار و توکل کن و بعد نگران هیچی نباش🤍
انشالله که زایمان خیلی خیلی راحتی داشته باشی

منم خیلی لرز داشتم بعد عمل . تمام فک و بدنم میلرزید. ولی یه چیزی که فهمیدم اینه که هر چی کمتر هیجان زده بشی و کمتر صحبت کنی و آرامش داشته باشی و دورت خلوت باشه، شدت لرز کمتره
نهایتا هم دو ساعته کامل از بین میره
ولی فقط بدون موقتیه و همه چی زود به حالت خوبش برمیگرده و حتما هم قبل عمل و هم تو اتاق عمل و بعدش اروم باش و نفسهای عمیق بکش. انشالله بهترین برات اتفاق بیوفته

سوند زیاد درد نداره

زایمان بدون درد نداریم اصلا
سزارینم افتضاحه

نه بابا من دوتا زایمان سزارین داشتم اولی خیلی می ترسیدم نمیذاشتم سوند وصل کنن دردناک بود به زور زدن دومی وایستادم اصلا اصلا درد نداشت حتی اندازه یه نیشگونم درد نداره

جالب اینجاست سون. که برای من زدن درد نداشت
وقتی خواست بکشه درد داشت

اینکه میگفته دستشویی داره حس میکنه میخواد دستشویی کنه در صورتی سوند داره ادرارشو تخلیه میکنه و فقط حس این داری الان میخوای ادرار کنی
اون لرز هم من سر پسرم داشتم قبل اناق عمل از ترس میلرزیدم چون تاحالا اتاق عمل نرفته بودم

نه عزیزم سوند در نداره همون لحظه اول یه خورده درد سوزش داره بعد بهتر میشه نترس اون حتما سیزارین اورژانسی بود که لرز داشت

نه اصلا نترس باورکن سزارین انقدرها هم سخت نیس.سوند یکم اولش درحد دوثانیه میسوزه

سوند در برابر شکم باز هیچی نیست من دوبار تجربه ش کردم بار اول راحت‌تر بود ابن بار بیچاره شدم با درد بخیه الانم بعد ۱۹ روز علائم سری گرفتن زده به دستم درد میکنه بخیه م درد داره

تنها امیدم سزارین بود ک با این حرف ترس برداشتم💔

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ ماهگی
تجربه من از سزارین
من دوشب قبل قرار بود سزارین بشم رفتیم بیمارستان چون دکتر نامه داده بود سزارین اورژانسی رفتیم زایشگاه گفتن احتمالا قبول نمیکنن باید برین تریاژ زایشگاه رفتیم اونجا یه خانومه بداخلاق بود گفت چون سونو و نامه رو یه دکتر داده نمیشه ولی باید زنگ بزنم از دکتر انکال بپرسم زنگ زد و اون دکتره گفت اوکیه مشکلی نیست من رفتم زایشگاه لباسام رو عوض کردم واومدم رو تخت برام انژیوکت وصل کردن و سوند وگذاشتن یه سوزش ریز داشت ولی اوکی بود یه نیم ساعتی بودم که گفتن الان میان میبرنت اتاق عمل که دیدم اومدن گفتننمیشه سقف اتاق عمل ریخته و نمیشه ببریمت مریض رو گفتن مرخص کنین اومدن سوند و انژیوکت رو کشیدن منتظر بودم مامانم لباسام رو بیاره که بریم دیدم دوباره ماما اومد گف گفتن تو اتاق عمل اورژانس عمل میکنن مریض رو اماده کنین دوباره انژیوکت و سوند پنج دقیقه بعدش گفتن دکتر بیهوشی قبول نکرده تو اتاق عمل اورژانس عمل کنه چون امکانات کمه مریض رو مرخص کنید
مامان شهرزاد مامان شهرزاد ۸ ماهگی
تجربه سزارین: پارت یک
من بخاطر ترسی که از زایمان طبیعی داشتم از دکترم نامه سزارین اختیاری گرفته بودم اما هفته بعدش تو هفته ۳۸ بچه چرخید و بریچ شد
خلاصه رفتم نامه مو عوض کرد و سزارین اجباریدبرام نوشت.
روز قبل عمل با همسرم رفتیم تشکیل پرونده دادیم و همونجا هزینه بیمارستان رو تسویه کردیم...
روز عمل شد با همسرم و خانوادم رفتیم بیمارستان، پذیرش شدم و بهم سوند ادرار و انژوکت وصل کردن.. سوند اصلا درد نداشت فقط احساس سوزش داشت که اونم بخاطر بتادین بود...
تخت کناریم یه خانومه سزارینی بود و اون یکی تخت خانومی که میخواست طبیعی زایمان کنه.. با حس خوشحالی تو دلم گفتم سزارین میکردی راحت میشدی دیگع😒 ولی خبر نداشتم که .....
خلاصه سوار ویلچر شدم و رفتیم اتاق عمل
اونجا یه نفر تو اتاق عمل بود برای همین تو ریکاوری معطل شدم تا عمل تمام بشه، تو این فاصله دکترم خانم کوچکپور که خدا خیرش بده بابت همه چیز ،اومد و اومد پیشم و دستم رو گرفت و بهم دلگرمی‌داد که خیلی از استرسم کم شد🥰😍🌷
ادامه پارت بعدی....
مامان بهار مامان بهار ۵ ماهگی
تجربه سزارین سوم من
رفتم مطب دکتر ۳۶هفته و ۳روز بودم که نامه بگیرم برا ۲هفته بعد که یهو رقتم دکتر ضربان قلب گوش داد دست زدبه شکمم گفت درد نداری گفتم این درد عادیه همیشه دارم گفت همیشه همین دردو داری!؟ گفتم اره گفت این ینی الان هر ۲ثانیه انقباض داری درواقع بچه داره بدنیا میاد ولی واقعا درد زیادی نداشتم گفت همین الان پاشو باید بریم بیمارستان.من با خواهرم و پسر اولم رفتیم خونه سریع وسایلو گرفتیم با شوهرم و خواهرم و پسرم رفتم سمت بیمارستان پسردومم هم سپردیم دست خانواده...رفتم زایشگاه تا اونموقع استرس نداشتم چون تجربه کرده بودم ولی این سری همچی فرق داشت...سوند رو بهم زد خیلی خیلی درد داشت سری های قبل اصلا درد نداشت.‌‌... پاهام میلرزید خیلی زود بهم سوند رو وصل کرد تا اتاق عمل اماده بشه نیم ساعتی طول کشید به پرستار گفتم حس دفع دارم رفتم سرویس ابگرم گرفتم رو جای سوند خیلی خیلی اروم تر شد تا صدام زدن برای رفتن به اتاق عمل...تو مسیر خانوادمو دیدم و رفتم تو اتاق عمل چون پنیک داشتم دکتر اطلاع داده بود و پرسنل باهام خیلی رفتار مهربونی داشتن رو تخت گذاشتنم امپول بی حسی سری های قبل اصلا درد نداشت متوجه نشدم ولی این سری انگار مار نیشم زد سوختم و درد گرفت ولی خب پاهام بی حس شد درد سوند رفت حس بهتری داشتم. بچه رو بدنیا اورد حرکات شکم و دست و حس میکردم ولی دردی نداشتم