۱ پاسخ

خب بعدش عزیزم

سوال های مرتبط

مامان فرشته ها🥹😍 مامان فرشته ها🥹😍 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین


من سزارین چهارمم بود ۳۸هفته و ۳روز با نامه از دکترم برا امروز ک بستری بشم

دیشب ک انقد استرس داشتم تا ساعت یک نیم شب غذا درست میکردم بزارم برا بچه هام ساعت دو شب شد رفتم حمام و خابیدم تا ساعت ۵صب بیدار شدم انقد بدنم میلرزید ک نگو ی پتو دور خودم گرفتم نشستم. بعد آیته الکرسی گذاشتم و صداشو شنیدم یکم اروم شدم بچه هامو اماده کردم با خودم و شوهرم وسایلو جمع کردیم اومدیم بیمارستان
با ترس رفتم. برگه بستری رو‌دادم فرستادنم برا تشکیل پرونده رفتم همه کاراشو انجام دادم لباس گرفتم اومدم برا بستری میترسیدم معاینه کنن اخه ترس داشتم سال قبل خیلی اذیتم کردن. خداروشکر معاینه نکرد و سوند وصل کرد امادم کرد برا اتاق عمل برا سوند خیلی گریه کردم درد نداشت ولی حس بدی بهش داشتم ی برگه هم امضا گرفتن از شوهرم ک سز چهارم خطر مرگ و خونریزی شدید داره و ممکنه رحمشو‌در بیارن. بنده خدا شوهرم ک انقد ترسیده بود ک گفت فک نمیکردم دیگه سالم برگردی😥😥😥ادامشو هم میزارم
مامان معجزه💙🧿 مامان معجزه💙🧿 ۱۶ ماهگی
پارت اول:: سلام دوستای گلم اومدم از تجربه زایمانم بگم براتون. من بیمارستان انصاری نارمک زایمان کردم از اول تصمیم داشتم سزارین کنم چون واقعا از طبیعی فوبیا دارم.. ساعت 5ونیم صبح 6خرداد رفتم بیمارستان اونجا من رفتم قسمت بلوک زایمان همسرمم رفت برا تشکیل پرونده که همونجا 22میلیون گرفتن فعلا تا موقع ترخیصم تسویه کامل... لباسامو عوض کردم بعد منو بردن برا نوار قلب و وصل کردن سوند که من واقعا وحشت داشتم از این قسمت چون تجربه بدی داشتم ولی پرستاره با حوصله ایی بود گفت خودتو شل بگیر اصلا نمیفهمی منم چون ترس داشتم یکم پاهام میلرزید ولی سعی کردم تا جایی که میتونم خودمو شل بگیرم خلاصه سوند رو زد یه حس سوزش بدی گرفتم که بعد از پنج دیقه رفت بد نبود ولی من همش چندشم میشد و دوست نداشتم بعد که تموم شد دقیق طبق گفته دکترم ساعت هفت و نیم منو بردن اتاق عمل دکترم اماده نشسته بود منتظر من یه پرستار هم اومد گفت پمپ درد میخوایی که من گفتم نه نمیخوام ولی بعد از عمل پشیمون شدم بنظرم خیلی خوبه اگه بگیرید چون دونفر از هم تختی های من داشتن واقعا راضی بودن خلاصه منو دراز کردن رو تخت یه دکتر
مامان Artmis 🎀🩷 مامان Artmis 🎀🩷 ۱۵ ماهگی