۶ پاسخ

ببین هرچی زودتر بگیری بهتره بیشتر بمونه وابسته تر میشه
ببرش بیرون پارکی جایی خوراکی بده

عزیزم فعلا نگیر ازش چه اشکالی داره بزار یه مدت باهاش باشه عید به بعد بگیر بااون آرومه گناه داره پستونک دیگه

ای کاااش بچه من پستونکی بود
تا کلاس اول پستونک میدادم
اصن تا هر موقع دلش میخاست میزاشتم بخوره
بس ک بچه پستونکی دوسسسست دارم 😩😩😩

منم دقیقا درگیرهستم ممنون پسرم وابستمه ولی دخترم 7 سالشه یعنی روانیمون کرده

من الان روز سومه ترکش دادم
خداروشکر خیلی اسون بود و زیاد اذیت نشدم
یبار فقط گفتم هاپو برد پستونکتو و
یکیشو هم پاره کردم و گفتم اینم هاپو خورده
دیگه نمیخوره
یکم بهونشو میگیره ولی زودی قانع میشه

منم درگیرم ولی اصن مغزم نمیکشه بهونه زیاد بگیره میدم دیگه از مغزم مهم تر نبس که

سوال های مرتبط

مامان سبحان وبهار🇮🇷 مامان سبحان وبهار🇮🇷 ۳ سالگی
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
اولین تجربه من از شیر گرفتن دلسا رو میگم شاید بدردتون خورد
خوب از اونجایی که دلسا هم شیر خشک میخوره هم شیر خودمو ولی عادت بدی که داشت باید حتما موقع خواب سینه تو دهنذمیشد و انقد مک میزد تا خوابش ببره و من تو مهمونی یا ماشین همش تو عذاب بودم کم کم دوساعت من و مک میزد و تا میخواستم در بیارم بیدار میشد حتی شده بود شب تا صبح زیر سینه م بود و من اصلا خواب راحت نداشتم دیگه گفتم کم مونده روانی بشم این که شیر خشک میخوره و شیر من هم کمه اونقدی نیست دیگه بسه و عزمم و جزم کردم و صبح دیگه واقعا رد داده بودم از این اوضاع تا قبل اینکه از خواب بیدار بشه سینه رو رژ لب زدم و این هم طبق عادتش صبح که بیدار میشد دنبال می می میگشت و همش نق میزد و دید قرمزه شوکه شده من هم گفتم زخم شده و هی آخ و اوخ کردم 😅که نخوری مامان دردش میگیره اونم هیچی نگفت و یجورایی تو شوک بود یکم بازی میکرد دوباره میومد نگاه میکرد تا ظهر که باید می‌خوابید و داستان بدخلقی این شروع شد و دلسا که باید ساعت ۳ می‌خوابید با گریه و بهونه های الکی ساعت ۶ عصر خوابید و تایم ظهزش بهم خورد ولی اصلا نذاستم گریه کنه مدام باهاش بازی کردم و خوراکی های که دوست داره رو دادم بهش و کلا آزاد بود هر کاری دوست داشت میکرد و بردمش برف بازی و بالاخره این وسطا هی بهونه می‌گرفت ولی مشغولش میکردم تا موقع خواب هم همش سینه میخواست و با گوشی مشغول کردم و چشماش خسته شد و خوابید ادامه تو کامنت