مامانا توروخدااااا کمکم کنین من نمیدونم بچم چش شده رفتیم شمال و اومدیم پسرم یه جوری شده موقع خواب انقد اذیت میکنه ک اشک من درمیاد خودشم که فقططططط گریه بدون وقفه میکنه شدید و بهونه های الکی که منو ب جنون میرسونه
خودشم کلافه فقطم موقع خواب اینجوری میکنه دیشب ۳ ساعت کامل بهونه و گریه کرد بردیمش اخر دکتر گفت سینوساش درد میکنه سرش درد میکنه درصورتی که هفته پیش سرما خورده بود و خوب شد چرک خشک کن داده بودمش یه هفته پیش
دوباره دارو سرما خوردگی داد بهش
یعنی دیونه میشم از دسش خودمو میزنم دیگه مثلا گیر میده میگه پتو رو صاف کن بالشم بده اونورش کن اونورش میکنم میگه نه اونجوریش کن
بزن تو کمرم بخوابم میزنم تو کمرش مبگه نه بالاتر نه نه پایین تر
اب میخام تو لیوان نه تو کاسع تو کاسع میارم میگه نه تو نده بابا بده
خلاصه اعصاب نداریم نمیدونیمم چشه روزا کلا خوبه شبا داغونمون میکنه موقع خواب

۹ پاسخ

پسرمن پارسال رفتیم شمال یهویی توجاده زدزیرگریه توی ماشین شب بود اصلن آروم نمیشد خیلی ترسیدبودیم دیگه ماشین شوهرم نگه داشت باهاش حرف زدیم یکم آروم شد بچه شماهم حتمن ترسیده

تو‌جنگلا شمال و اینجور جاها میگن جن و این چیزا خیلی هست زحمت برمیدارندبچه ها

من نظرم اینه شاید ترسیده از چیزی یا خواب بدی دیده. دختر من کوچکتر بود خیییلی از خواب میورید یهویی جیغ میزد یعنی زود به زود میترسید و خواب میدید. ولی من هر بار سوره های اخلاص و ناس و فلق و حمد و کافرون و قریش وآیه‌الکرسی رو هر کدوم سه بار روی یه لیوان آب میخوندم میدادم بهش کاملا آروم میشد و تا مدتی آروم میخوابید و اگه بعد یه مدت ترس میومد سراغش بازم تکرار میکردم اینکار مثل آب روی آتیشه. اگه آب زمزم داشته باشی و روی اون دعاهارو بخونی که دیگه عالیه. البته بعد اینکه همه سوره هارو سه بار خوندی دعای(أعوذ بکلمات الله التامات من شر ما خلق) هم سه بار بخون هربار هم هر سوره رو که خوندی چند بار روی آب فوت کن

شاید جای خوابش عوض شده اینجوری میکنه اگه برگشتین بعد یکی دو روز درست نشد
براش یه سرکتاب باز کن

سلام عزیزم یه تخم مرغ دور سرش تاب بده و بشکن بیرون خونه و بگو نظر بدو شکوندم
اسفند دود کن براش بعد اون خاک اسفند که سیاهه رو رو انگشتت بساب بین هم و بزن به پیشونی و لپاش و دست و پاش بگو مهر میزنم مهر سلیمان میزنم داری به درمان میزنم سوزندم چشم بد رو حتما انجام بده قرآنم بزار بالای سرش حتما شبا یا هرموقع میخواد بخوابه ♥️

شاید ترسیده ازچیزی

از چیزی نترسیده ؟ شاید دوس نداره بخوابه یعنی شاید خواب بدی دیده ، چند سالشه ؟

شاید ترسیده ترسشو بگیر
براش صدقه بزار اسپند دود کن

به نظرم یه دعای چشم زخم براش بگیر

سوال های مرتبط

مامان فندوق خداخواسته مامان فندوق خداخواسته هفته بیست‌ونهم بارداری
سلامسلام

دختر دوساله ی من وقتی خوابش میاد خیلی بهانه گیری میکنه،، ب نظر شما باید باهاش مدارا کنم یا بی توجهی؟

چون موقع خوابشه و کلافه ست بهش حق میدم و باهاش مدارا میکنم اما میترسم این بهانه گیری ها را تقویت کنم.

مثلا آب میخواد واسش آب میارم میگه از تو یخچال نه از شیر آب،، دوباره میرم ازشیر آب میارم میگه تو این لیوان نه تو اون لیوان،، دوباره میرم میگه نی میخوام، نی میارم میخوره، تموم که میشه میگه بذار تو آشپزخونه،، لیوانا میذارم تو آشپزخونه میگه اینجای آشپزخونه نه،،، شاید صدبار جای لیوانا عوض میکنم تا راضی بشه، شاید بخاطر یه میلیمتر جابجا گذاشتن کلی گریه میکنه،،، نمیدونم اینجور مواقع هم بی اعتنایی کنم یا مدارا. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

دختر دوساله ی من وقتی خوابش میاد خیلی بهانه گیری میکنه،، ب نظر شما باید باهاش مدارا کنم یا بی توجهی؟

چون موقع خوابشه و کلافه ست بهش حق میدم و باهاش مدارا میکنم اما میترسم این بهانه گیری ها را تقویت کنم.

 مثلا آب میخواد واسش آب میارم میگه از تو یخچال نه از شیر آب،، دوباره میرم ازشیر آب میارم میگه تو این لیوان نه تو اون لیوان،، دوباره میرم میگه نی میخوام، نی میارم میخوره، تموم که میشه میگه بذار تو آشپزخونه،، لیوانا میذارم تو آشپزخونه میگه اینجای آشپزخونه نه،،، شاید صدبار جای لیوانا عوض میکنم تا راضی بشه، شاید بخاطر یه میلیمتر جابجا گذاشتن کلی گریه میکنه،،، نمیدونم اینجور مواقع هم بی اعتنایی کنم یا مدارا.
مامان حلماوامیرمحمد مامان حلماوامیرمحمد ۶ ماهگی
سلام مامان هایی که کوچولوی ۳ ساله دارن اگه میتونن راهنماییم کنن..
من همسرم کارش شیفتیه ۲۴ ساعت سرکاره ۴۸ ساعت خونه است..بعد الان حدودا دو هفته است روزایی که همسرم سرکاره وقتی دخترم از خواب بیدار شه ببینه نیست شروع میکنه گریه کردن اگه صبح زود بیدار شه که حدود یکساعت گریه میکنه ناله میکنه تا خواب بره...اگه هم ۱۰_۱۱بیدار شه حدود ۲۰ دقیقه ای گربه میکنه جیغ میزنه ..نه میذاره بغلش کنم نه حرف بزنم..تا میخوام حرف بزنم جیغ میزنه گریه میکنه...میخوام بغلش کنم میگه برو اونور..نگام نکن...دست نزن ..کلا هیچکاری نباید بکنم وگرنه بدتر میکنه...زنگم زدم باباش باهاش حرف بزنه بدتر شده...دیگه وقتی گریه هاش کرد ارومتر شد من یجوری سرگرمش میکنم مثلا کلیپ کودکانه تو گوشیم خودم نگاه میکنم میشنوه میاد سمتم و دیگه اروم میشه...
تو این دو هفته واقعا هم خودش اذیت شده هم من دارم اذیت میشم...دیروز یکساعت گریه کردم...
از اول کلا بابایی بود و وابسته به باباش تازگیا بدتر شده..این قشقرقی که صبحا راه میندازه واقعا کلافم میکنه...راهکاری دارید؟
چکار کنم دیگه اینجوری گریه نکنه اذیت نکنه...اینم بگم فقط از خواب بیدار میشه ابنجوره دیگه تو روز یا شب موقع خواب بهانه نمیگیره ...
لطفا اگه تجربه ای دارین کمکم کنین🥲🥰