پارت ۲
از اقدامات و کارهای قبل از عمل بخوام بگم براتون زدن سوند ی مقداری اذیت کننده بود که بعد از نیم ساعت عادی شد.
داخل بخش از روی برانکارد چند نفری انتقالم دادن روی تخت و من تنها کمی که کردم بلند کردن سرم بود.بلافاصله پرستارها بتادین های روی بدنم رو تمیز کردن و بعد تعویض لباس ها،طاق باز خوابیدم برام شیاف و حدودا پنج الی شیش تا پد بین پاهام گذاشتن و پتو کشیدن روم.تا چهار ساعت بدون بالشت و صحبت کردن در حد چند جمله کوتاه و اینکه اصلا سرمو تکون ندادم گذشت.بعد از اون برام بالشت گذاشتن و اثر بیحسی تقریبا تا حد زیادی از بین رفت،تو این فاصله به صورت خوابیده با کمک همراهم بچه رو تو فواصل مرتب شیر میدادم و حدودا ۶ الی ۷ تا سرم و دارو دریافت کردم.در کل بعد از گذر ۸ ساعت با مایعات گرم ناشتاییم رو باز کردم،تو فاصله زمانی یک ساعت پرستار گفت یک لیوان نسکافه،یک لیوان چای نبات،یک لیوان آبجوش خالی با خرما و گردو و با ی فاصله کم یک لیوان آب میوه و در اخر چند تکه کمپوت بخورم.

۱ پاسخ

موقه سزارین متوجه میشدی ک دارن شکمتو باز میکنن

سوال های مرتبط

مامان مهدیار✨️ مامان مهدیار✨️ ۵ ماهگی
پارت چهارم : ورود به بخش ستایش
من اتاق خصوصی میخواستم ولی خب پر بود و رفتم دو تخته
۳تا پرستار که همه خانم بودن و همسرم با زیرانداز بلندم کردن و انتقالم دادن به تخت بخش و بچه رو هم گذاشتن روی تخت خودش و دیگه ما پیش همدیگه بودیم
بعد انتقالم به تخت همه رو بیرون کردن حتی مادرم و پرستارا لباس اتاق عمل رو درآوردن و لباس بخش پوشوندن برام ، منکه نفهمیدم ولی دوتا شیاف هم گذاشتن برام
با ابنکه تایم ملاقات نبود ولی خب میزاشتن پدر بچه بیاد پیشمون و من ساعت ۱۲ از ریکاوری اومدم بیرون و وارد بخش شدم و همسرم تا بعد ساعت ملاقات تقریبا تا ۵ پیشم بود
تا ساعت ۴ نباید چیزی میخوردم ، حس گرسنگی داشتم ولی نه اون قدری که اذیت کنه
مدام هم سرم میزدن ، بعد ساعت ۴ برام آبجوش و با عسل آوردن و گفتن مایعات را فراوون شروع کن ، مواد کافئین‌دار زیاد بخور یک ساعت بعد جامدات رو شروع کن
من تا تونستم چای ، قهوه ، آبمیوه خوردم ، و شروع جامدات با کمپوت بود که گفتن گلابی و انجیر و اگه نبود دیکه نهایت سیب
آناناس چه کمپوت چه آبمیوه اجازه ندادن
مامان رایمُن 💙 مامان رایمُن 💙 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین قسمت ۷

ساعت ۸:۳۰ منتقل شدم به بخش، لباس های اتاق عمل رو با لباس های بخش عوض کردن بچه رو گذاشتن سر جاش
پد و زیر انداز تعویض برام گذاشتن و بالش از زیر سرم برداشتن و گفتن تا ساعت ۱۰ سرت رو تکون نده و زیاد صحبت نکن تا درگیر عوارض بی حسی نشی
ساعت ۱۰ صبح اومدن پشت تخت رو یکمی دادن بالا و بهم چای با عسل و نی دادن که خیلی خوب بود و بعد اون شروع کردن به دادن کمپوت گلابی و انجیر، چای با عسل، نسکافه و … تاکید کردن هر چی بیشتر مایعات بخوری دفع ادرارت بیشتره و زودتر مایع اسپاینال از تنت خارج میشه
و من سعی کردم تا ساعت ۲ که وقت ملاقات بود به حرفشون گوش کنم و همین باعث شد درگیر عوارض اسپاینال نشم
ساعت ۱۱ پرستار اومد برای بار آخر شکمم رو فشار داد ولی این بار متوجه شدم که البته غیر قابل تحملی نبود و واقعاً خوب بود همه چی
ساعت ۴:۳۰ که تایم ملاقات تموم شد اومدن سوند رو کشیدن بهم گفتن نفس عمیق بکش و سریع سوند رو کندن که یه مقدار سوزش داشت ولی خوب بود
و ساعت ۵ بلندم کردن از روی تخت

ادامه تایپک بعدی👈🏻
مامان فسقل خانوم مامان فسقل خانوم ۱ ماهگی
سلام مامانا
پارت ۱
من ۲۵ شهریور ساعت ۳ صبح به گفته دکترم رفتم بیمارستان برای سزارین،تا کارهای بستری و اقدامات اولیه رو انجام دادم حدود ساعت ۷:30دقیقه صبح رفتم اتاق عمل،و مشاوره بیهوشی گرفتم که تشخیص دکتر با توجه به شرایط من بی‌حسی اسپاینال بود،برخلاف گفته های اطرافیان اسپاینال برای من دردناک نبود و دردش در حد آمپول معمولی بود.دستیار دکتر بیهوشی تا آخر عمل کنار من موندن و علائم خطر رو برام توضیح دادن و خداروشکر تا پایان عمل هیچ مشکل خاصی نداشتم.
بیحسی که اثر کرد خیلی سریع پرده رو جلوی صورت من وصل کردن و به فاصله کمتر از پنج دقیقه صدای گریه دختر قشنگم فضای اتاق عمل رو پر کرد، دکتر اطفال نوزاد رو از پزشک خودم تحویل گرفتن و بعد از تماس پوست به پوست منو دخترم برای کارهای اولیه بردن نوزاد رو،بعد از اون حدود نیم ساعت کار بخیه زدن طول کشیدن و زمانی که رفتم ریکاوری به فاصله زمانی کم ماساژ رحم گرفتم که دردی نداشت و نوزادم رو اوردن کنارم و بعد از یک ساعت رفتیم بخش بستری.
مامان مهراد‌کوچولو مامان مهراد‌کوچولو ۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
پارت چهار
تو‌ریکاوری بعد ده دقیقه بچه رو آوردن گذاشتن روی سینه هام و آموزش شیر دادن و توضیح دادن و از هر سینه نگه داشتن به ربع شیر بخوره بعدش گذاشتن تو جاش تا بریم تو بخش اول من و بردن بعد بچه رو آوردن پمپ درد هم گرفته بودم ، پاهام هنوز سر بود .
دو ساعت نذاشتن سرم و تکون بدن و تخت و بالا پایین کنم بعد ۴ ساعت بهم چای عسل و آب کمپوت بهم دادن خوردم ، تقریبا ۸ ساعت بعد عمل هم اومدن سوند رو برداشتن که درد و حس بدی نداشت تا بعدش راه برم
بلند شدن و نشستن از تخت سخت ترین قسمته کلی کمپوت و نسکافه خوردم که فشارم نیافته ، درد تموم وجودم و میگرفت وقتی میخواستم از تخت بالا پایین برم راه رفتن سخت ترین کار بود کل صورتم عرق می‌کرد انگاری که دو ساعت مداوم دوییدم.
ولی هر چی بیشتر راه برید و دستشویی برید دردتون کمتر میشه قبل بلند شدن پمپ درد و بزنید .
لخته های بزرگ خون که خارج بشه ازتون خیلی سبک تر میشید.
بهم دو بار شب شربت و قرص دادن تا شکمم کار‌کنه ، خلاصه تا فردا صبح ساعت ۱۰ بعد خوردن کلی کمپوت و نسکافه بدون گذاشتن شیاف شکمم کار کرد و تونستیم کارای ترخیص و انجام بدیم .
مامان علی جون👶🏻🩵 مامان علی جون👶🏻🩵 ۱ ماهگی
پارت ۲ تجربه سزارین در بیمارستان صارم با دکتر هاشمی جم

بعد اینکه بی حس شدم برام سوند وصل کردن، خیلی خوب بود بعد بی حسی وصل کردن چون دردی حس نمیکردم.
پاهام سنگین شده بود و هیچ حسی نداشت. بعدم دکترم اومد و عمل رو شروع کردن، حدود ۷،۸ دقیقه بعد علی جانم به دنیا اومد. صداشو ک شنیدم ناخوداگاه اشکم درومد. بچه رو گذاشتن پشت سرم که اندازه و وزنشو بگیرن، کلا حواسم دیگه اونجا بود، اما دید نداشتم. فقط نازش میدادم. بعد حدود ۱۰ دقیقه بچه رو آوردن گذاشتن رو پوستم. حسش بی نظیر و غیرقابل وصفه. بعدش هم بچه رو بردن. تو اتاق عمل یک بار ماساژ رحمی دادن فکر کنم، که متوجه نشدم.
بعدش بردنم ریکاوری حدود ۱ ساعت اونجا بودم بچه هم پیشم بود. همچنان میلرزیدم برام بخاری هم گذاشتن باز میلرزیدم. تو ریکاوری هم ماساژ رحمی دادن متوجه نشدم.
بعدش ساعت ۹ صبح من و علی جانمو بردن بخش.
از زمانی که اومدم بخش اصلا سرمو تکون ندادم تا حدود ۶،۷ ساعت، بعدش هم سردرد نگرفتم. تو بخش هم یک بار در حد ۲۰ ثانیه ماساژ رحمی دادن که خیلی درد داشت اما خداروشکر کم بود.