پارت چهار/🌸
خلاصه تا صبح مایعات خوردم و هی اروم اروم تو راهرو و اتاق راه رفتم(راه رفتن خیلی اسون نیست اما جوری هم نیست که نشه. هرچی بیشتر راه برید قدمای بعدی راحت تر میشه) خلاصه دیگه انقد راه رفتم که فردا صبحش تقریبا راحت بچه بغل میکردم و تو اتاق میچرخیدم.
این وسطا هم پرستارا دائم میومدن قند بچه رو چک میکردن و پوشکشو عوض‌ میکردن. صبح هم گفتن باید حتما مدفوع کنم که مرخصم کنن. همراه صبحونه هم بهم یه شربت دادن که کمکم کنه مدفوع کنم(خیلی مهمه تو بیمارستان مدفوع کنید حتی درحد خیلی کم چون باید مطمئن بشن که دچار انسداد روده نشدید پس ریسک نکنید و الکی نگید کردید)
خلاصه تا ۱۲ ظهر دکتر اطفال رسید و اومد بچمو معاینه کرد و زردیشو ظاهری چک کرد بعدم براش واکسن زدن و مرخصمون کردن. خلاصه به من واقعا خوش گذشت و هزاربار برگردم عقب انتخابم سزارینه. از تک تک مراحلش لذت بردم حتی باوجود سختی اما واقعااا شیرین بود
فقط یه نکته که خیلی کمکتون میکنه. اینکه وقتی رسیدید خونه حتما هر ۱۲ ساعت شیاف دیکلوفناک بذارید قشنگ آب رو آتیشه
امیدوارم برای کسایی که استرس سزارین دارن کمک کننده باشه
اصلا استرس نداشته باشید
مطمئن باشید بکی از قشنگ ترین تجربه های زندگیتون میشه🌸

۱۱ پاسخ

عزیزم کی همسرتون گل اینا میاره با شیرینی میان
یا مثلاً کی اون لباسی که گرفتیم رو می‌پوشیم عکس میگیریم فرداش یا بعد بیحسی؟
من اصلا اینارو نمیدونم

مبارک باشه عزیزم

عزیزم کدوم بیمارستان سزارین شدی
کاش منم سز اورژانسی بشم هزینه شخصی رو ندارم
طبیعی هم میترسم خدایا کمکم کن

خداروشکر عزیزم
منم رفتم طبیعی چون فوبیا اتاق عمل و سزارین داشتم بعد سه روز فرستادن سزارین چون طبیعی اصلا دردی نداشتم دهانه رحم باز نشد از اولش هی داد میزدم سزارین نمیخوام پرستارا بامهربونی حرف زدن بردنم اتاق عمل اصلا اصلا دردی نداشتم حتی خط برش انقدر کوچیک بود رفتم بهیه بکشم باورشون نمیشد بیمارستان دولتی چون خیلی تعریف کردم خیلی مراقبم بودن

شما همراه نداشتی ؟؟
پرستارا انجام میدادن این کارارو ؟؟

چ بيمارستان خوبي رفته بودي همه كاري برات كردن
خداروشكر عزيزم

خداروشکر ک‌برات اسون بود
کدوم‌بیمارستان بودی

کدوم بیمارستان بودی
شکم اولت بود؟
سز اختیاری بودی یا اجباری

ممنون که به اشتراک گذاشتی عزیزدلم 🌷💝 خیر ببینی استرسم کم شد😬

عزیزم ساعت چند رفتی برا عمل؟چند ساعت قبلش چیزی نخوردی؟

کدوم بیمارستان بودی عزیزم؟

سوال های مرتبط

مامان دلارام 🦋 مامان دلارام 🦋 ۵ ماهگی
مامان نینی مامان نینی ۶ ماهگی
سلام خانوما میخوام تجربه زایمان سزارینمو بهتون بگم
من منشی دکترم جمعه شب بهم زنگ زد که برای شنبه ناشتا باشم
ساعت پنج گفت برم بیمارستان انصاری
رفتم بیمارستان بستری شدم ساعت پنج که تا ساعت هشت دکترم بیاد کارای قبل عمل انجام بشه
من خیلی از سوند گذاشتن میترسیدم ولی واقعا اصلا درد نداشت اصلا
خیالتون راحت باشه
اگه بازم ترسیدید به دکترتون بگید نامه بده از قبل که تو اتاق عمل بزارن
خلاصه همه کارا انجام شد قلبم از استرس داشت از جاش کنده میشد
هم ذوق داشتم هم استرس
نوبتم شد رفتم تو اتاق عمل امپول بی حسی برام زدن که اصلا درد نداشت بازم خیالتون راحت باشه من آستانه دردم زیر صفر خیلی لوسم ولی واقعا درد نداشت
یه حس خوبی بود بی حسی
جلومو پوشوندن دکترم شروع کرد من حالت تهوع گرفتم ولی سریع زدن بهم اروم شدن
فک کنم دو دقیقه یا سه دقیقه بعد صدای نینی شنیدم اوردن دیدمش و بردنش
پمپ درد حتما بگیرید
خیلی لازم میشه
چند ساعت بعد عمل اومدن برای راه بردن تنها سختی سزارین اولین راه رفتنه که فقط یک یا دو دقیقه اوله بعدش اصلا درد ندارید عادی میشه فقط یه حس کشیدگی سادس
فقط حتما خیلی راه برید هر چی راه برید راحت ترید
گفتم بیام بگم خیالتون راحت باشه من لوس ترین بودم و خدا بهم آسون گرفت خیلی از خدا بخواید کمکتون کنه خیلی به من کمک کرد ♥️
مامان دیار مامان دیار ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان taha💙 مامان taha💙 ۱۰ ماهگی
پارت چهارم تجربه زایمان سزارین

همش استرس داشتم که دیگه چی شد صدای جیغ بچه نمیاد
که ازشون پرسیدم گفتن خیلی وقته به دنیا اومده داریم بخیه میزنیم گفتم پس چرا نزاشتین ببینمش دیگه به پرستار گفتن بچه رو بیارین مامانش تماشاش کنه چرا اینکارو رو کردین اجازه ندادین مادر بچشون ببینه
خلاصه از اتاق عمل جا به جا شدم به ریکاوری که اونجا لرز خیلیییییی شدیدی داشتم که اومدن یه آمپول زدن به ران پام و یه پتو زدن روم
حدود یه ساعت نیم داخل ریکاوری بودم بعدش رفتیم بخش تا ساعت ۴ شب لرز داشتم
بعد شش ساعت باید می‌نشستم ک چیزی بخورم خیلی سخت بود نشستن واسه منی که بدنم ضعیف بود و بعد هشت ساعت هم باید راه میرفتم خلاصه که هر بخشی سختی های خودشو داشت اما وقتی بچمو میدیدم دلم آروم میشد
خلاصه که طاها کوچولوم تاریخ ۹/۲۳ ساعت ۱۲:۳۵ به دنیا اومد 💙
الانم بستریم به خاطر عفونت خون خفیف که طول درمان یک هفته تا ده روز رو بهمون احتمال دادن که چهار روزش گذشته
دیگه همین❤️
مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۱۱ ماهگی
پارت ۴
خلاصه هر مرحله که رد میشد میگفتم این دیگ درد داره اما شکر خدا هیچی درد نداشت
تا اینکه از اتاق ریکاوری بردنم بخش از اتاق دراومدم پشت سرم هم مهوا می اومد اومدم دیدم شوهرم و ماهلین مامانم منتظرن انقد لحظه خوبی بود کیف کردم رفتیم بخش که اتاق های دو تخته بود پرستار اومد چندتا دارو زد یه سرم وصل کرد گفت این ممکنه یکم درد ایجاد کنه میزنم که رحم برگرده سر جاش
که دردش مثل درد پریودی یا درد شکم درد وقتی اسهال داری هست
ک اونم چند ثانیه می‌گرفت و ول میکرد یک ساعت همین درد رو داشت دوتا شیاف هم گذاشتن برام
که دیگ همسرم اومد منتظر بود مامانم و باباش برن خجالت می‌کشید کاری کنه اونا رفتن تو سالن موقع رفتن یکی منو بوس کرد گفت دستت درد نکنه همون لحظه ک خم بود رو من باباش اومد 😁😁
اونا برگشتن شهرمون ماهم با مامانم موندیم
دیک تا ساعت ۵ گفتن شروع کن به خوردن که من شکلات تلخ و نسکافه خوردم اصلا هیچ دردی نداشتم تا شب ساعت ،۹ گفتن آروم راه برو تکون خوردن برام یکم سخت بود اما نه اون قدر چون بدنم از صبح ثابت بود خشک شده بودم هربار ک حرکت میکردم بعدش مکث میکردم دردش هم کاملا قابل تحمل و کم خیلی کم
یکم تو سالن راه رفتم شیش دوباره رفتم سرویس هربار ک راه میرفتم دردم کمتر و کمتر میشد خلاصه فردا شب تا صبح هم گرفتم خرخر خوابیدم 😁 هم نداشتم فردا صبح دکترم با دکتر اطفال معاینه کردن گفتن مرخص میشد ساعت ۱۲
پمپ درد هم راستی نداشتم
هزینه ام هم ۴ تومن
فیلمم هم ۱۰ تا عکس با یه فیلم ۵ دقیقه ای هست
شکر خدا خیلی راضی بودم تجربه زایمان قبلی رو شست برد برام
این زایمانم برام یه رویا بود انشالا قسمت همه مامان های باردار
یه زایمان راحت
دکترم فاطمه مردی بیمارستان بهمن