۸ پاسخ

کنارش بمون یکم مدا ا کن درست میشه مال منم همینجوری بود

باید بشینی تا عادت شاید شش ماه طول بکشه اما نتیجه ش خوبه

پسرمن ۱ماه موند ماه دوم نموند ۱ماه موندم‌نو مهد پیشش بعد یک ماه می‌بردم سرش گرم میشد ولش میکردم می‌آمدم ۱یا ۲ساعت گریه میکرد بهد دوهفته درست شد دیگه میمونه،البته مربیا همکاری کردن،گفتم گریه کرد زنگ‌نزنین بیام استرس نگیرین بزارین با محیط وفق بده خودش

حالا دخترمن ب محض ورود چنان دوئید و رفت ک اصلا نفهمیدم کجارفت. یکسره دنبالش بودم توشلوغی پیداش نمیکردم. بهش میگفتم بیابریم یابیا پیش من میگفت توبرو من هستم.
بعضی وقتا دلم میشکنه اینقد میبینم بیخیال منه😂😂😂😂

دوره جذب رو حتما براش بگذرونین
تاحالا کلاسی به جز مهد رفته؟

پسر منم همینه حتی خودمونم میمونیم واینمیسه

خوب باید ۲هفته زمان بدید و بنشینید اونجا و بچه رو هدایت کنید به داخل مهمد پیش دوستاش
اینی که ول کنی بری بده دیگه باید زمان بدی

حالامن برعکسشماوپسرتون هستم من خودم خیلی وابسته ام به دخترم حتی یک ثانیه هم نمیتونم ازش دور باشم اگه یه موقعه کارواجب داشته باشم از خودم دورش کنم هزاران بار بهش زنگ میزنم

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۵ سالگی
سلام بچه ها کسی بیداره؟؟
من دو شبه عذاب وجدان روانیم کرده تا صبح بیدارم الان با دوتا قرص آرامش بخش هرکار کردم خوابم نرفته....
من جز ایلیا یه دوقلو ۲ ساله هم دارم دیشب خونه برادر شوهرم بودیم ایلیا خیلی دوقلو ها رو اذیت میکرد و میزد یه بارش چنان محکم زد زمین بچه رو که. خون دماغ شد هرچی صحبت میکردم باهاش فایده نداشت هرکار کردم سرگرم بشه ولی کنه دوقلو ها نبود و میزدشون به درو دیوار و اونام یه سره گریه و جیغ
انقد عصبی شدم ایلیا رو زدم😭تا آروم نشست و ول کرد
اینو بگم من صبرم خیلی زیاده اصلا اینجور نیستم دست بزن داشته باشم و بزنم بچه ها رو بخدا آنقدر اذیت میشم ولی مدارا میکنم کل زندگیمو گذاشتم پاشون و اینکه توجه هم من هم باباش به ایلیا خیلی زیاده گفتم اینجور باشیم که وجود دوقلو ها اذیتش نکنه ولی انگار بدتر شد بیشتر وقتا میگه کاش این بچه ها رو نداشتیم و.....
بابت کتک دیشب خیلیییییی ناراحتم 😭هرچی گریه میکنم آروم نمیشم دیوونه شدم کل روانم به هم ریخته می میکنم مادر خوبی نیستم براش😔کاش دستم می‌شکست همون لحظه....
مامان هلسا مامان هلسا ۴ سالگی
مامانا من چرا وقتی شوهرم خونه اس.اصلا بهم خوش نمیگذره حس میکنم اصلا دوسش،ندارم فقط میخوام بگذره اصلا طاقت دیدن خوشی هام رو نداره مخصوصا وقتی خواب هستم یا پسر بزرگم رو دوست دارم باهاش خوبم همه اش میخواد یه جوری بین منو و اون دعوا راه بندازه.میونه ام رو با رفتارش با همه بد کرد حتی خانواده ام.با آدمای اطرافم با مردای اطرافم رفتارش فرق داره حس میکنم داره دستکاری روانیم میکنه بعدا خودش،میره بیرون با اطرافیان بگو و بخند میکنه و خودش رو آدم خوبه جلوه میده مثلا وقتی میمونم خونه غذا درست میکنم نه.ز.د.یکی میکنیم بعدش،یه آدم دیگه میشه.خودش قبلا میگفت یه لحظه ازت متنفر میشم.بعد از ظهرش دارم کارم رو میکنم یهو میگه تو چرا بیرون نمیری دم در بشینی پیش همسایه ها.بیرون میرم خب آدم خسته اش میشه خواب هستم میگه تو چرا همه اش خوابی نمیای پیش من.نمیدونم وقت نمیکنی بیای پیش من بخوابی و چرت و پرت.یا میگه ببین فلان زن اینجوره تو نیستی اصلا تو زندگیم گیجم کرده.هم پول نداره و نمیده هم میگه ببین فلانی اینجوره اونجوره خسته ام کرده بیست ساله.دیگه خسته شدم
هر روز یه جوره
فرزندپروری پوشک شیرخشک پمپرز