۱۱ پاسخ

نترس عزیزم عادیه براشون عین یه بازی میمونه پسر منم میکنه از اینکارا ولی باید کاری نکنی بیشتر حساس بشه با یه چیزی سرگرمش کن اون لحظه ی مدته از یادشون میره

بعدم این سن اصلا نگاه جنسی نداره بچه، فقط کنجکاویه و مثل اعضای دیگه بدنش میدونه اگه حساسش نکنی با دعوا و توجه زیاد. از دید اون ببینی بهتر کنار میای باهاش

تو این سن عادیه،دختر و پسر نداره،کنجکاون دست میزنن،من پسرمو تو این سن هواسشو پرت میکردم تا یادش بره،دخترم که لجش بیشتر بود مجبور بودم دعواش کنم تا دست نزنه به بدنش

اون ک نمیدونه ماجرا چیه تو با نشون دادن عصبانیتت هم بیشنر حساسش کردی هم گیجش کردی. بعدم مادرشوهرت ک انقد بیخباله چرا میزاری پیشش دگ نزار

وا این چ حرفیه بچش کنجکاو بچه منم ی هفته ای هست خیلی اینکارو میکنه اصلاااا بش تذکر نده حساس نباش بدتر میکنه حواسشو با ی چیزی پرت کن شاید ب مرور از سرشون پرید

پسر منم ۲ماه پیش همینجور بود یک ماه یسرع این حرکت انجام میداد من اصلا هیچی نمیگفتم از سرش پرید

پیش مادرشوهرت یا کسی نذار، اگه میتونی تو خونه ورزش کن الان کلاسای انلاین یا یوتیوب اینا میتونی( چون دغدغه تربیتشو داری که سوال کردی اینجا). داد زدن یا اینکه یکی گفته بگو کثیفه درست نیست اصلا نباید حس گناه و کثیفی به اندامش داشت باشه اونم یه اندامه مثل بقیه اعضای بدنش.باید حواسشو پرت کنی اون لحظه مثلا بگی بیا خمیر بازی با نقاشی یا اینو بگیر از مامان کمکم کن هر کاری که دستاشو‌ درگیر کنه. بازی هم بیشتر بکنه ببر پارک یا خانه بازی یا کارگاه مادر کودک سرگرم شه انرژیش تخلیه شه

عزیزم عصبی نباش دختره منم گاهی دست میزنه از کنجکاویه نه قصد خواستی

درسته که بچه تو این سن بدنش رو شناسایی می‌کنه و طبیعیه، ولی احتمالا ی چیزی باعث کنجکاوی بیشتر شده، سعی کن نزاری جایی باخودت ببر و یا باشگاه نرو ی مدت. هر وقت این حرکت کرد سریع حواسش پرت کن بگو جیشت خون میاد میبرن دکتر

خوشش اومده باهاش ور میره بگو کثیفه بده هواسش پرت کن یادش میره

زیاد توجه نکن داره بدنشون شناسایی میکنه

سوال های مرتبط

مامان پـسَـری❤️👶 مامان پـسَـری❤️👶 ۳ سالگی
نمیدونم درکم میکنید یا نه ولی تاحالا شده عاشق چیزی و کسی نباشید؟ من سالهاس تو این حس گیر کردم و رها نشدم حتی عاشق بچمم نیسم میمیرم براشا مثل همع مادرا نگرانشم و واسم مهمه ولی عاشق نیسم. شاید این بچه از روز اول که ب دنیا اومد تا الان ک تاپیک زدم فقط اذیتم کرده ینی یه روز نشده تو این نزدیک 3 سال ی روز صبح تا شب گریه نکنه و روزمو خراب نکنه😞شاید بخاطر همینه عاشقش نیسم همیشه دوس داشتم ی مادر اروم باشم ولی ب لطف پسرم شدم ی ادم عصبی پرخاشگر که اصلا خودمو نمیشناسم اگ ی روز ی روز فقط با پسرم شمام وقت میگذرونید مطمینم همین میشدید همیشه گله میکنم بخدا که چرا من اصلا از بچه شانس نیاوردم همیشه حسرت بچهای دیگرانو خوردم که چقد ساکت و اروم بودن واقعا حالمو از هرچی بچه و بچه داریه بهم زده هردکتری هردارویی رفتاری هرچی ک فکر کنید از لحاظ رفتارو خوراکو اسبابو بیرونش همیشه خدایی هم باباش هم من فراهم کردیم ولی این بچه بدترو بدتر وبدترشدبنظرتون امیدی هست به درست شدنش؟