سوال های مرتبط

مامان نِلی مامان نِلی ۱ سالگی
تجربه‌ی از شیر مادر گرفتن کودک وابسته توی ۱۸ ماهگی
قسمت اول
نلی من از اولین روز زندگیش وابسته‌ی شیر مادر شد، در حدیکه دائما دوست داشت سینه بمکه و دکترش هم از دهمین روز گفت حتما زمان بندی داشته باشه و مصیبت بود اون روزا. شیرخشک نخورد و پستونک هم به زور تا سه ماهگی مکید و بعدش که انگشت شستش‌رو پیدا کرد دیگه اونم نگرفت. من دقیقا از سه ماهگیش استرس از شیر گرفتنش‌رو داشتم و هر ماه میگفتم ماه بعد میگیرم.
تا اینکه تو چکاپ یک سالگیش دکترش گفت تا ۱۸ ماهگی بده و بعدش یکی دو ماهه تدریجی قطع کن
بعد من اینجوری بودم که وا! مگه میشه تدریجی قطعا یهو قطع میکنم، اما...
توی ۱۴ ماهگیش شرایط اضطراری پزشکی برام پیش اومد که تو یه ماه باید شیر روز رو قطع میکردم. اول تعداد شیرروز رو کم کردم و دقیقا همزمان شد با تغییر الگوی خوابش از دو به یک خواب. بعد یک هفته وابستگی خواب روز به مکیدن شیر رو قطع کردم، درواقع میذاشتم انقدر خسته میشد و خوابش میومد تا میگرفتم بغلم و براش لالایی میخوندم و راه میرفتم تا میخوابید. البته بعضی روزا مقاومت داشت و شدید گریه میکرد اما سعی میکردم با توضیح شرایط و پرت کردن حواسش بخوابونمش
مامان نِلی مامان نِلی ۱ سالگی
تجربه‌ی از شیر مادر گرفتن کودک وابسته توی ۱۸ ماهگی
قسمت چهارم
شب سوم ساعت ۱۱ خوابید و ۳ بیدار شد برای شیر و از همون ثانیه ۱۰ وحشتناک گریه کرد جوریکه تا حالا ندیده بودم اینجوری کنه و با هیچ روشی اروم نمیشد، یک ربع ادامه داشت تا اینکه خودش با مکیدن انگشتش آروم شد و خوابید و من تاصبح از گریه و استرس نخوابیدم که اگه بیدار شه بازم اینجوری کنه چه غلطی کنم ولی خداروشکر بیدار نشد و در کمال تعجب شب‌های دیگه هم یا تاصبح تخت میخوابید یا یکبار بیدار میشد یا آب میخورد یا انگشت میمکید و میخوابید. اینبار این سینه هم اصلا درد و ورم نداشت. دو هفته موندم اونجا تا کامل تثبیت بشه چون اونجا فضا آزاده کلی خسته میشد و هرروز با خاک، آب، گیاه و حیوونا بازی میکرد ذهنشم خسته میشد و تایم خواب شبشم کم شده بود دیگه عالی میخوابید، الانم یک هفته‌ست خونه خودمونیم و کاملا فراموش کرده و کنار اومده و اگه بیدار شه خودشو اروم میکنه و با نوازش من میخوابه گاهیم آب میخوره.
#شیرخشک
#فرزندپروری
#بچه
#بچه_داری
#شیرمادر