۵ پاسخ

خداقوت مامان کارن♥️♥️

چقدر خوبه که می‌نویسی،منم باید امتحانش کنم
واقعا تاثیر داره تو انجام و انگیزه برای کار؟

خسته نباشی مامان قوی
کارن چرا شام نخورد
اینارو شب قبلش مینویسی؟ یه روتین ورزش برا خودت اضافه که نیم ساعت

غذا دادن ب حیوانات😍😍😍😍😍😍😍

منم‌خیلی دوست دارم بنویسم ولی وقت همینم ندارم

خداقوت عزیزم🌸

سوال های مرتبط

مامان ویهان مامان ویهان ۱ سالگی
سلام خوشگلای من😌🤌
دوستان من الان پسرمو ۱هفتس از شیر گرفتم و عذاب وجدان داره ذره ذره جونمو میگیره ک چرا زود از شیر گرفتمش🥺هی نگاش میکنم بغض گلومو میگیره🥲با اینک دکتر هم گفت هیچ مشکلی نداره ک از شیر بگیریش🥺
اینور مادرشوهرمینا کلی حرف میزنن ک آره بچه رو زود از شیر گرفتی و هزار و یک حرف دیگ......
اینور خودم شدم مث مرده متحرک لاغر الانم شیرم خشک شده سینه هام کوچیک کوچیک شده 🥲🤌
از لحاظ روحیه داغونم داغووووونم بگید ک کارم اشتباه نبوده🥲من سر پسرم هم یکم زود رفتم زایشگاه زود ب دنیا اومد اونم تقصیر خودم شدددد از خودم متنفرم حس میکنم مادر خوبی نیستم😭
اینور پسرم شب ک سیرش میکنم خوبه ولی ساعت ۶صب بیدار ک میشه دیگ ب هیچ سرامیک مستقیم نیس کلی گریه میکنه مقاومت میکنه تو شیر خوردن براش شیر و کیک میدم اوکی میشه میخوابه ولی خیلی مقاومت میکنه برا خوردن چشاش رو میبنده و فقط گریههههه میکنه
ببخشید سرتونو درد آوردم چون کسیو ندارم درد و دل کنم فقط اینجارو دارم اوندم🥲
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
واییییییییییی ک چقد اعصابم بهم ریخت
رید...ن دهن اینجور خواهرشوهرا
بچه پوشک نوزاد زایمان سزارین بچه
من دوتا خواهرشوهر دارم یکی تهران یکی همینجا بعد اونیکه ک شهر خودمونه ما سال به سال فقط عیدا میبینیم خونشو خب
بعد این یه بچه بی نهااااایت شلوغ داره ینی یه چیزی میگم یه چیزی می‌شنوین همه جارو خراب میکنه فقط میدوئه خیلی اذیت میکنه
بعد من خواهرشوهرمو ک از راه دور اومده دعوت کرده این خانم هم توقع داره اونم بگم خجالتم نمیکشه خودش ک دعوت نمیکنه بعد انتظار داره من اونم بگم با اون بچش تازه همین دیشب خونه مادرشوهرم بودم یهو رفت از همه خدافظی کرد من بلند شدم باهاش خدافظی کنم باورتون نمیشه روشو کرد اونور و رفت بعد توقع داره دعوتش کنم بیا اینو بخور👍
بعد حالا شوهر خنگم میگه مهدیه قهر کرده مامانش میگه اگه قهر هم کرده باشه با توئه میگم خب با اون بچه اون اگه میومد من میخواستم حواستم به بچم باشه یا کارا میدونین ک همینجا هم با هانا دعوا میکنن و اذیت یه شبم اومده بود خونمون خیلییییی اذیت کرد گفتم یادتونه اون سری چقد اذیت کرد
بعد پدرشوهرم میگه عه پس تقصیر شماس میگم نه چرا تقصیر من تقصیره خودشه خب انتظار الکی داره بعد میگم من الانم انتظار ندارم اون منو دعوت کنه ولی اعصابم بهم ریخت از حرفاشون اه الانم تو آشپزخونه چای میخورن من نرفتم اصلا دوباره هیچکدومو دعوت نمیکنم😡😡😡
بچه پوشک زایمان سزارین بارداری