۱۲ پاسخ

فکر میکنی شوهرای ما خوبن؟؟؟
اونام مثل مال تو حرف مفت زیادمیزنن
تازه دیروز ب من میگه وظیفم نیست نگهش دارم
از دیروز داره میمیره بچه رو بغل کنه ولی بهش نمیدم
گفتم هیچ وطیفه ای نداره
مثل ادم غریبه فقط از دور نگاهش کن

مردا بی خواصیت ترین‌موجودات دنیا هستن پشه بیشتر از اینا به ادم‌نفع میرسونه .

ی شب لیاقت ندارن با بچه بیدار بمونن فقط زر زر میکنن من که دوس دارم شوهرمو ببندم ی جایی تا میخوره بزنمش تن لش .دم به دقیقه بهم میگه بچه رو میدم خواهرم نگهداره

منم مریضم بچمم امروز بدترین روزش بود،اسهلل داشت نمیخوابید،شیروغذانمیخورد دیوونم کرد از شش صبح ی دقیقه استراحت نداشم داد زدم اه بخواب دیگه شوهرم میگه هی هیچی نمیگم حق نداری داد بزنی گفتم بچمه دلم میخواد داد بزنم نزنم تو رو سننه،حسابی بحث کردیم،

باید اونایکه خودشون زدن به نفهمی قشنگ بفهمانم شان اینطوری که نمیشه همش دنبال بهانه باشن

شوهر من خدارشکر خیلی به من کمک میکنه اولا خیلی اذیت میکرد منم اونقدر نق میزدم سرش دیگه یاد گرفت بجای غر زدن کمک کنه بهترس

میدونم عزیزم منم بعضی وقتا سر پسرم داد میزنم ولی خودم خیلی پیشمان میشم بخدا کدوم مادر دوست داره بچش اذیت شوه خب مادرهم ادم هست یه وقتایی کم میاریم نمیشه که همش جون بکنه

اگه یه روز جایی تو مادری کنه درک میکنه که مادر بودن یعنی چی ولی حیف که بعضیا خودشنو به نفهمی میزنن تو بیشتر مواظب بچت باش داد نزن گناه داره اون هنوز خیلی کوچیک

مگه اون بگه مادر بدی هستی تو واقعا مادر بدی میشی؟ تو با جون خودت به بچت جون دادی چی از این بالاتر

منم زایمان بدی داشتم دوبار رفتم اتاق عمل از بدو تولد برا همه چی چالش دارم ....برا من تازه جدیدا ساعت خواب مشخص کرده فلان ساعت دیگه میخوابم فلان ساعت دیگه حتما خونه باشیم و....

خخخ بیخیال منم داد میزنم گاهی وقتا ک صبرم لبریز میشه خیلی هم مادر خوبی هستیم دیگه باید چیکار کنیم ک نمیکنیم

همش میگم نکنه مامان بدی ام . میگه به درک که بخیه هات فلان شد به درک که سردرد عجیب داشتی بعد زایمان نمردی که

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۱ سالگی
سلام مامانا من امروز با شوهرم بحثم شد سر اینکه یدقیقه این بچرو نگه نمیداره پسرمم میاد تو اشپزخونه تو دستو پای من منم انقد خونم بهم ریخته بود دوروز بود نتونستم خ‌ب تمیز کنم پریود شدم خیلی حالم بد بود گفتم امروز بگیر تو دستو پای من نیاد یکم به این خونه بیصاحاب برسم پسرمم امروز کلا لج کرده بود خوابش میومد نمیخوابید الکی بهونه گریه به شوهرم بی عرضم امروز سپردم سر بچم دوسه بار خورد اینور اونور کله مرگسو گذاشته بود بهش از تو اسپز خونه هی میگفتم پاسو ارینو بگیر گفت عرضه نداری یه بچه جم کنی منم هم درد پریودی هم خونه که دوسه روز بود جم و جور نکرده بودم پسرمم گریه دیگ اعصابم خورد شد شروع کردم گریه کردن تو خونه داد و بیداد سر شوهرم بچم از داد و بیدادای من تو خونه ترسید شروع کرد گریه کردن سوهرم خدا لعنتش کنه رفت سر بچه داد زد من دیگ انقد بهم فشار اومد خواستم طرف چینی دکوری بکوبم رو سرش که بچه برداشت باز ارومش کردخیلی ناراحتم چرا داد زد سر بچم هدا اعنتش کنه الهی بمیرم برای پسرم بچم نکنه تا اخر عمر یادش بمونه میترسم با اون دادی که سر بچم زد بهش اسیب زده باشه هیلی ناراحتم هیچی ارومم نمیکنه هی باخودم فکر میکنم خدا لعنت کنه این مردای نفهمو حمله کرد سمت من منو بزنه بهش گفتم ناخنت به من بخوره تیکه پارت میکنه جرات نکرد خیلی اعصبانی بودم ولی بمیرم برای پسرم داد زد سرش الهی من بمیرم راحت شم از طهر ناراحتم یعنی یادش میمونه؟لخودم گفتم این خر نمیفهمه حداقل دیگ دفه اخرم باشه که تو‌خونه بخاطر پسرم داد بزنم