دوستان شوهرای شما هم انقدر بی احساسن؟
من هر چی میگم میگه دهن منو سرویس کردی با این زاییدنت،
من بارداری و زایمان سختی داشتم ولی خب دست خودم نبود لوس بازی هم نداشتم خب سخت بود و حالم بد بود ،نه دوران زایمانم حمایتم کرد نه دوران بارداری ، حمایت که میگم حمایت عاطفی منظورمع وگرنه مالی که همه مردا وظیفشونه موقع بارداری و زایمان زن انجام بدن
کلا از لحاظ عاطفی و از نظر احساسی اصلا حمایتم نکرد و اصلا هوامو نداشت آخرشم تا چیزی میگم میگه چیکار کردی یه بچه زاییدی ، میخوای زن نشونت بدم فردای روزی که زایید مثل قرقی باشد کاراشو کرد 🙂 این در حالیه که خواهرای خودش تا یکسال نتونستن بچشونو بشورن
من با زایمان سخت و پره اکلامپسی و سزارین از روزی که اومدم خونه خودم کارامو کردن با بخیه شکم آشپزی کردم با بخیه شکم دنبال شناسنامه و کارای بیمارستان بچه رفتم ، تنها بچه رو بردم بیمارستان ، با اون شرایط فشار بالا بچه دو روز بستری بود و کلی درد سر
هر کاری کنی بازم از نظر این مرد انگار هیچه
خیلی دارم سعی میکنم افسردگی زایمان نگیرم ، خیلی روزای سختی پشت سر گذاشتم خیلی خاطرات بدی از زایمانم دارم خیلی حالم بده و دارم میجنگم مادر خوبی برای بچه هام باشم دارم میجنگم سرپا باشم میجنگم افسرده نشم کلی حس بد دارم اینم از یه طرف 😔

۲۲ پاسخ

توهم محل سگ بش نده محبت نکن بهش از لحاظ عاطفی کم محلی کن

مشکل بعضی از خانوما اینه که صد خودشونو میزارن، اینجوری وظیفه میشه. بنظرم گاهی نیازه به خودتم توجه کنی و انقدر از خودت کار نکشی.

ن اینجوری کار شوهرت اشتباهه تورو نباید بازن دیگ مقایسه کنه تو کارت اشتباه باید استراحت کنی ن کار خونه کنی پرو بشه تو وقتی قدر جونتون نمیدونی قطعان شوهرم نمیدونه

به نظرم با توجه به چیزایی که گفتی، طبیعیه که هم تو و هم همسرت این مدت تحت فشار باشید. مردها هم وقتی مسئولیت زندگی و بچه و هزینه‌ها و نگرانی‌های بعد از زایمان رو دارن، ممکنه خودشون خیلی استرس داشته باشن و بلد نباشن درست بیانش کنن. سعی کن خیلی به دل نگیری و هر رفتار یا حرفی رو به حساب بی‌توجهی و دوست نداشتن نذاری. شما هر دوتون یه دوره سخت رو پشت سر گذاشتید و احتمالاً بیشتر از هر چیزی خسته و تحت فشارید. ان‌شاءالله کم‌کم که شرایط آروم‌تر بشه، حال هر دوتون هم بهتر میشه.

خب عزیزم اشتباهات همین هرچقدرم حالت خوبه بلند نشو کارارو بکن بذار سختش بشه بچه ک گریه می‌کنه نصف شبا بذار اونم اذیت بشه خونه رو مرتب نکن هرروز اینجوری متوجه میشی بچه داری چیه نود درصد مردا همینن حالیشون نمیشه زن توی بارداری و زایمان ک یادش خواهد موند شوهرش چقد کنارش بوده تو خیلی قوی و اصلا اجازه نده درگیر افسردگی بشی

حق داری ولی تو الان یه مادری هستی که باید روحیه داشته باشی بچتو بزرگ کنی
غصه داره اره درست ولی چاره چیه

منمممممم 🥺 همه کارامو تنهایی هرجا رفتم تنهایی

تنها نیستی عزیزم
چقدر مردا بی فرهنگ و احمق و بی شعورن

خیلی ناراحت شدم متأسفانه زندگی خیلی ها این مدلیه 😣😔🥺😭

حق داری واقعاً ولی منم تو این ۹ ماه تنها بودم

خیلی از مردها اینجورین تو هم فقط ب بچه محبت کن ب شوهرت محل نزار هر مردی وظیفشه ب زنش محبت کنه و مخصوصا وقتی زایمان میکنه دو برابر باید محبت کنه ولی متاسفانه بعضی ها...

خداروشکر شوهرمن اینجوری نیست میخام کار کنم نمیزارع همش میگ استراحت کن خونه کثیف باشه یاغذا نزارم هیچی نمیگه درک می‌کنه

فداتشم خودتو ناراحت نکن اصلا.

منم دقیقا همین شرایط رو دارم و مثه تو میخواستم جلوی افسردگی رو به زور بگیرم اما بعد دیدم این کار بدتر میکنه حال آدمو اصلا نباید احساست رو سرکوب کنی اتفاقا به خودت حق بده گاهی گریه کنی، به خودت حق بده ناراحت بشی، عصبانی بشی این احساسات هم مثل بقیه احساسات در هر آدمی هست و نباید نادیده بگیری هر چقدر بیشتر به خودت اجازه بدی احساساتت بروز کنه زودتر حالت خوب میشه

تازه همسر من میگه تو که زایمان نکردی سزارین کردی

مال منم همینه قبلا زایمان خیلی ارتباطمون بهتر بود الان خیلی همسرم بد شده

عزیزم حال و روز منم همینه دقیقا همین حرفارو به منم میگه یعنی بگم دریغ از ذره ای محبت و احساس نسبت به زن و بچش، کار من که فقط گریه شده حس هیچکاری ندارم انگار دلم میخواد بمیرم و خلاص بشم از این حجم بی محبتی،

عزیزم شوهر منم همینه فکر می‌کنه زایمان الکیه من با اینکه طبیعی بودم هنوز بخیه دارم و کارای خودمو انجام دادم هنوز بخیه هام خوب نشده ولی شوهرم فکر می‌کنه الکی هسته

اگه تمام این کارارو انجام نمیدادی تا مجبور بشه یه فکری براشون بکنه اینجوری بلبل زبونی نمیکرد

برای این جور مردا نباید بچه اورد بخدا

مرد جماعت چش به احساس خواهر من

نترس تنها نیستی گلم.... اکثرا اینجوری ان
از بسس روی پای خودت بودی و لوس بازی درنیاوردی هار شده
شوهر منم همینه

سوال های مرتبط

مامان آنا مامان آنا ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی، قسمت سوم
من بیمارستان صارم تهران زایمان کردم. کل زایمانم ۴ ساعت نشد و خیلی خوش‌زا محسوب می‌شدم. دکتر دکتر کرم‌نیا بود و از لحظه‌ای که اومد تا بعد تولد بچه کنارم بود و کلی بهم دلگرمی داد. بخیه‌هامم خودش زد و کارش حرف نداره. از اول بارداری هم من رو تشویق و حمایت کرد و واقعاً براش مهمه که کسی که می‌خواد طبیعی زایمان کنه. ماماها و محیط زایشگاه خیلی آروم بود و همه چیز داشت. همسرم از اول کنارم بود و حضورش خیلی تأثیر داشت. من همش نگران بودم که بعد اون همه درد کشیدن نتونم و سزارین بشم که خدا رو شکر اتفاق نیفتاد.
من باز هم برگردم عقب انتخابم زایمان طبیعیه. حالم از کسانی که سزارین شدند خیلی بهتره و احساس می‌کنم خیلی سلامت‌ترم.
برای تحمل اون درد خیلی آمادگی روحی و ذهنی لازمه و من خوشحالم که از پسش براومدم. موقع زایمان به خودم می‌گفتم این همه زن در طول تاریخ تونستن و تو هم می‌تونی و سعی کردم به بدنم اعتماد کنم. امیدوارم همه زایمان راحت و خوبی رو تجربه کنند.
مامان گل پسرم 💙 مامان گل پسرم 💙 ۲ ماهگی
سلام خانومای گل منم بالاخره هفته پیش زایمان کردم و خداروشکر پسرم کنارمه😍 هربار میبینمش با عشق به خودم میگم دیدنِ بچه هامون ارزش سختی هایی که تو دوران بارداری و حتی زایمان میکشیم رو داره❤️ موقع زایمان و حتی الان هر لحظه که پسرمو میبینم دعا میکنم همه به این آرزوشون برسن 🥹❤️

درمورد زایمان هم بگم من زایمانم طبیعی بود و ماما همراه گرفتم که راضی بودم اگه تجربه بچه اولتون هست حتمااااا ماماهمراه بگیرید و اینکه یبوست اصلا نداشته باشید من کلا همیشه چه قبل بارداری چه تو بارداری یبوست داشتم و بعد زایمان برای دفع اذیت شدم.
درد زایمان طبیعی هم برای من اولش کاملا قابل تحمل بود آمپول فشار هم بهم زدن چون ۴۰ هفته تکمیل شده بودم دردای آخرش که فول بودم خیلی سخت بود ولی اینجوریه که با راهنمایی ماما زور که میزنی یهو تو یه لحظه میبینی تو دلت خالی و سبک میشه و بچه ت رو میزارن رو سینه و تو فقط گریه میکنی از شوق که دیگه اصلا دردات برات مهم نیست 😭❤️

درکل بخوام بگم هردو زایمان مطمئن باشید سختی ها و عوارض و درد خودش رو داره اما حرف اینایی که تو گهواره خیلی با اطمینان میان میگن زایمان فقط سزارین یا فقط طبیعی رو اصلا باور نکنید هیچوقت اینجوری نیست هرکس با توجه شرایط و بدن خودش و تحقیق باید نوع زایمانش رو انتخاب کنه من خودم با توجه به شناختی که از خودم دارم اگر بازم بچه بخوام بیارم انتخابم طبیعی فقط برا بعدی ورزش هامو از خیلی زودتر شروع میکنم.
اینم تجربیات من ☺️
مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۱۰ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن
مامان آرن مامان آرن ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من #پارت_آخر
از اونجایی که هیچ بی حسی درست و حسابی نداشتم تمام بخیه زدنای دکترمم حس کردم. واقعا از درد کشیدن خسته شده بودم. پرستار یا ماما هر کاری میخواستن بکنن میپرسیدم اینم درد داره؟ دیگه از دست من خندشون گرفته بود 😂 بعدا متوجه شدم مامانم و مادرشوهرم هم پشت بخش زایمان منتظر ما بودن و تمام جیغای منو شنیده بودن. تو کل دوره زایمانم از من خواسته بودن سزارین بکنم و من با پررویی گفته بودم که نه من طبیعی بچمو به دنیا میارم و این حق طبیعی بچه اس که من ازش نمیگیرم و این حرفا.
دکترم در کنار بخیه درمانی، بخیه زیبایی هم زد و به خاطر همین روند بخیه زدنش یکم طول کشید. ماما ها ۲ بار و پرستار یک بار ماساژ شکمی هم دادنم که واقعا در مقابل درد زایمان میتونم بگم هیچ دردی نداشت. خلاصه درسته که زایمانم دردناک بود ولی خداروشکر سرعت پیشرفتم خیلی خوب بود و من الان هم برگردم عقب بازم زایمان طبیعی رو انتخاب میکنم. درسته که بخیه هام کمی اذیتم میکنن ولی من از وقتی از بیمارستان مرخص شدم تمام کارای خودم رو انجام دادم و با وجود اینکه چندین روزه خونه مامانم اینا هستیم و مامانم و بابام کمکون هستن اما بیشتر کارای پسرم هم خودم انجام میدم.
اینم بگم که هر چقدر از بخش زایمان بیمارستان آرام راضی بودم؛ از بخشش ناراضی بودم. من اتاق خصوصی گرفته بودم اما امکانات کافی نداشت و پرستار ها هم رسیدگی خوبی نداشتن. البته من ظهر فردای زایمانم مرخص شدم و زیاد توی بیمارستان نبودم.
این بود تجربه زایمان طبیعی من 😊