۱۰ پاسخ

اینکه خودتو دوس داشته باشی برا خودتم وقت بزاری خودخواهی نیس گلم.
برا هممون لازمه گاهی دور باشیم از استرس وبچه داری وکارای خونه.

منم همه کارامیکنم بچه ها بخابونم ک اپن بخابع ولی

من به شوهرم گفتم از این به بعد میخواهم مثل مادرت باشم
کار درست رو اینجور زنها میکنن

واه خب چراهمچین کاری میکنی
شوهر آدم کمک آدم نباشه تو خونه و بچه داری از کی کمک بگیریم پس
تنهایی ک بچه نزاییدیم

منوهمیشه اولویت بچه هان ولی من خودمو هیچ
میخوام بخودم برسم ولی نمیرسم

این خودخواه بودن نیست احتزام به نیازته

اینکارت خودخواهیم نبوده خواهر جان از بس کوزت بار اومدیم و در حال سرویس دهی ی استراحت خودمونو خودخواهی می‌بینیم حقت بوده استراحت

خود خواهی امروز من مصادف شد با ترکیدن خونه🤣🤣🤣🤣 فعلا شل کردم ببینم کی حسش میاد جمع کنم
چرا باید من هر رووووز جارو و تیکه بکشم و ظرف بشورم و غذا درست کنم و...
روتین کاملا تکراریه واقعا نمیکشم

من یه مدته دارم به خودم یادآوری میکنم که خودمم مهمم و لابلای روزمرگی یکمم به خودم بها بدم اونروز به شوهرم گفتم اگه کمک حالم نباشی و گهگاهی بچه رو نگه نداری خودتت ضرر میکنی و من میشم یه زن خسته که آخرشب فقط له و لورده میافته اون ساعت دیگه انتظار نداشته باش وقتی برات داشته باشم چون انرژی بدنم به صفر رسیده و فکر نکن اونموقع جونی تو تنمه که بتونم رابطه داشته باشم.. باید بیشتر هوامو داشته باشی چون دارم لابلای این همه کار خونه و رسیدگی به دوتا بچه از بین میرم.
گفت حق با توعه و خلاصه از اون روز بیشتر کمک میده البته میگه نمیدونم چ کاری باید انجام بدم بهم بگو.. مثلا میگم امروز خونه رو جارو بکش یا ظرفا روبشور یا بچه رو حموم بده یا تعویض کن
من بیست روز دست تنهام شوهرم راه دور سرکاره بچه کوچیک و بچه مدرسه ای شبا رو بدون مرد تنها میخابم با هزار استرس اما باید قوی باشم میگم حداقل ده روزی که میای مرخصی کمکم کن

منم اینجورم دخترمو میخابونم ک شوهرم راحت بخابه بعد مردا فکز میکنن خونه وبچه هیچ کاری نداره

سوال های مرتبط

مامان جوجه و🤰🏻 مامان جوجه و🤰🏻 ۱ سالگی
مادر شوهر و پدر شوهرم به شوهرم خیلی وابسته اند شوهرمم خیلی وابسته شونه ... یعنی هرروز برا شوهرم زنگ میزنن تقریبا هروز میره خونشون . اگه یه روز نره بشه دو روز زنگ میزنن میگن چرا نمایی ؟
خوب من میگم شوهرم اینجوری اشکال نداره ولی حالا همسرم اگه موقع دوباره حامله شدم هر وقت میره با خودش میبره پسرمم وابسته شده من نمیخوام وابسته شه مثل شوهرم 🥺
با خانواده خودم هم رفت امد میکنیم ولی اینجوری نیست هر روز بریم ...
به غیر شوهر دو تا پسر دیگه و دوتا دختر دارن اوناهم بچع دارن ) ولی این وابستگی فقط برای شوهر منه
مادر شوهر و پدر شوهرم ادمای خوبینااااا فقط من دوست ندارم پسرم وابسته شه که هر دقیقع زنگ بزنن بگن بیار خونمون ....
و طبق تاپیک قبل خیلی برا ی گربه تو خونه شونه و اصلا رعایت نمی کنن برا پسرم نگرانم ...
چه طور به شوهرم بگم نمیخوام پسرم وابسته بشه مثل تو چژور بگم کمتر ببر ...امروز هی گفتم نه تو برو بیاااا ما خونه میمونیم .... چند بار گفتم ولی گفت پسرم بریم خونه عزیز جون و ماشین سواری پسرم دنبالش گریه میکرد بازم رفتن .. دیروز اونجا بودیم😬😬😬😬
من نمیدونم زیاد حساس شدم یا حس میکنم پسرم داره ازم دور میشه .. 😭
شاید خیلی خود خواهم که میخوام وابسته خودم باشه ...

شاید مادر شوهر چیزی نگه ولی از این که پسرم همش اونجاست میترسم یه وقت خواهر شوهرام چیزی بگن نمیدونم دیگه چه کنم )
مامان پارسا مامان پارسا ۱ سالگی
مامانا میشه لطفا به من کمک کنید؟ من واقعا نمیدونم‌چه کنم؟ من از خانوادم دور زندگی‌میکنم، برای همین پسرم رو تنهایی دارم بزرگ میکنم. یعنی فقط من هستم و باباش. گهگاهیی مهمونی میریم و همین رفت و آمدهای معمولی. بیرون میبریمش، پارک میبریمش، من از صبح تا شب که باهاش تنهام، بازی میکنم، براش غذا میپزم، میخوابونمش، کتاب میخونم براش، کلی باهاش کارای مشارکتی میکنم. هر یکی دو ماه یه بار هم میرم خونه مامانم اینا و یک هفته پیششون میمیونم. ولی پسر من بیش از حد تصور وابستس بهشون. اونارو که میبینه دیگه انگار مامان یا بابا نداره. من صداش میکنم میترسه و بدو بدو میره بغلشون انگار مثلا میخوام دعواش کنم. درحالی که من اصلا تا حالا دعواش نکردم. باباش رو که کلا نمیبینه. تا یه جایی این وابستگی طبیعیه ولی این فراتر از طبیعی وابسته هست بهشون. اصلا نمیتونم ازشون جداش کنم. مثلا مامانم میره حموم میشینه جلو در حموم گریه شدید که مادر بیاد. یعنی خلاصه بگم اونا بودنی نه تنها من، بلکه باباش رو هم نمیخواد. ما نگران این حجم از وابستگی و این نوع رفتار هستیم. تجربه مشابه دارین؟ میتونین راهنمایی کنین که باید چیکار کنم؟ من مخالف این نیستم که وابستشون نشه، ولی رفتار پسرم اینجوری میشه که انگار من و باباش رو آدمای ناامن میبینه. من کم آوردم دیگه