۱۳ پاسخ

فقط اینکه نه تنها کمکی ندارم کمکی بقیه هم هستم مادرم عمل کرده باید کارهای اونم انجام بدم مادر شوهرم هم معلوله باید به اونم همه چیشو برسم فذای سرکار هم واسه سه نفر درست کنم بچمم از همه بچه‌ها بیشتر گریه میکنه بیست و چهاری بغلمه

خسته نباشی خدا قوت ...میشه بگی مراحلی که تونسی فرهنگیان قبول شی؟رشته تحصیلیت چی بود؟

اولش سخته عادت میکنی امسال هم غیر حضوریه

عزیزم ابتدایی بودی؟ من دبیرستانم خداروشکر سه روز در هفته است یکم وسطش استراحت میکنم . حتما کنارش خودتم بخواب . غذا رو یا ازشب قبل بزار یا یه چیز ساده ی فوری درست کن

من خودم مریض شدم شوهرم همش میگه تو بچه داری رو بزرگ میکنی مگه چیکار می‌کنی تو خونه 🫤

من سال اول خدمتم هست یه روستا بهم دادن که ۲ ساعت فاصله داره تا خونم
شهر غریب زندگی میکنم و هیچکی اینجا ندارم
اون روستا هم فاقد امکانات و اسکان درست
فعلا موندم چیکار کنم با این مسیر و بچه ای که به شدت وابستمه🫠

سختے زندگے؟؟؟؟
خانم معلم مگہ قرار بود زندگے اسون باااااشہ؟؟؟؟؟
سختہ دیگہ عزیزززززم🫠

معلم استخدامی هستی یا غیرانتفاعی میری؟
اگه استخدامی که ارزش داره ولی غیرانتفاعی اصلا نمی ارزه

من قبل به دنیا اومدن دخترم میرفتم سرکار ، مستقل بودن خیلی خوبه، الانم دوباره دوست دارم برم ولی کسیو ندارم بزارمش ، هیچکی از جایگاهی که داره راضی نیست

خوش به حالت معلمی یه کم دورمیشی ازخونه
من کمرم کتفم پام درد میكنه کمکی ندارم کارای تكراری غذا ظرفا کمد بچه اتاق هرروز یه دست گریه میكنم خودمو میزنم از دست این زندگی فقط زجره

پ چجورشیرمیخوره؟
والا ماهم که خانه داریم همیشه پا گاز وظرفشویی هستیم

عزیزم خدا قوت سخته ولی خیلی خوبه ک مستقلی من بزرگترین حسرتم اینه چرا ی شغلی ندارم برا خودم

تازه قضیه شیر هم که بماند توی پستونک نمیخوره با قاشق و ... هم نمیخوره جای شیر خودمم تو شیشه نمیخوره

سوال های مرتبط

مامان دختری مامان دختری ۱۳ ماهگی
سلام مامانا
من از یکم برگشتم سرکارم و مرخصی م تموم شد.
روزهای خیلی سختی دارم ، کارمندم و از ساعت ۷ ونیم تا ۳ ونیم سرکارم .
صبح ۶ پامیشم که صبحونه دختری رو اماده کنم مامانم اومد بهش بده .
غذاشم میذارم بپزه که تا ۱۲ اینا مامانم زیرش رو خاموش کنه.

عذاب وجدان دارم من براش سوپ های مختلف درست میکنم و تو دو روز یعنی چهار وعده همونو میدم ، چون وقت نمیکنم براش هر روز درست کنم و یک روز درمیون درست میکنم ، مامانمم میگه درست کردن غذاهاش با خودت و نمیتونه.

گاها از سرکار خیلی خسته میام و توان بازی با دخترم رو ندارم چون کارمند مالیاتی هستم و کارم سنگینه و با ذهن خسته میام خونه و بابت اینم عذاب وجدان دارم که با بچم نمیتونم درست بازی کنم.

بیرونم وسط هفته ها نمیبرمش چون هم من و هم همسرم خسته ایم ، سعی میکیم پنجشنبه جمعه ببریمش بیرون.

مامانهایی که شاغلید شما چیکار میکنید ؟ حای از تصوراتمم خسته ترم و خیلیییی سخته هم خانه دار باشی و مادر و هم شاغل



پوشک شیرخشک سزارین دندان
مامان ریحانه مامان ریحانه ۱۰ ماهگی
سلام خانوما خوبین
ریحانه خیلی بد غذا شده معدشم مشکل داره رفلاکس داره
دیگه نمی‌کشم
میرم دانشگاه از اون ور یازده تا یک میرم آموزش رانندگی تازه شروع شده کلاس عملیم
بعد دارو های بچه رو کلا مامانم میداد حسابش دست من نبود می‌ترسیدم بدم مثلا اون داده باشه زیاد تر بخوره
از طرفی همش بالا میاره همه هم میدونن من به استفراغ خیلی حساسم حالم بد میشه در حدی که خودم بالا میارم
بخاطر یه سری چیزا و دعوا ها هم خونه خودم نمیتونم بمونم 😭💔
دیگه خسته شدم یکی دو ماهه تهش هفته ای دو سه ساعت خونمون میتونم برم ینی خاک تو سر خونواده شوهرم همش تهدید میکنن شوهرم هم سر کاره نیست 😭💔
به هیچ کدوم از کارام نمی‌رسم دو دقیقه هم استراحت میکنم مامانم میگه چرا به بچه نمیرسی دیگه من هم شیر میدم هم نگهش میدارم هم براش وقت میزارم یکاری می‌کنه همش حس میکنم چه مادر بدیم
تازه من فقط ۱۲ تا ۱۵ واحد برمیدارم زیاد برنمیدارم بینش وقت میزارم میام خونه به ریحانه برسم 💔
دیگه نمیدانم چیکار کنم دکتر هم نمیتونه معجزه کنه که ، میگه دارو بده تا یه ماه دیگه حداقل باید از ۶/۸۰۰ بشه ۷/۸۰۰ 💔
دیگه نمی‌دونم چیکار کنم