سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان هفته سی‌وهفتم بارداری
وقتی ۱۲wرو کامل شدم تصمیم گرفتم برم یه شهر دیگه که سونوگرافی قابل اطمینان تری داره سونوگرافیمو انجام بدم
تصمیم گرفتم برم اهواز
هوا بارونی بود ومنم همش دعامیکردم که به حق همون نعمت بزرگ بچم سالم باشه و هماتومم رفع شده باشه و با دل خوش برگردم
اصلا توان شنیدن هیچ حرف منفی رو نداشتم
تاریخ ۲۳فروردین سونو انتی رو انجام دادم
هزاااار بار خداروشکر کردم
دکتر گف همه چی نرماله
وقتی دیدم حرفی از هماتوم نمیزنه با ترس پرسیدم دکتر هماتومم چی؟
گف هماتوم نداری که ...🥲🥲🥺🥺
گفتمش تو ۸wداشتم و دوباره برام چک کرد و گف که همه چی اوکیه و هیچ هماتومی هم نیس بدون هیچ خونریزی ای فقط با شیاف و استراحت رفع شده بود😍😍😍😍
سونو انتی خوب پیش رف
کوچولوم رو با ضربان قلب ۱۶۵ و قد ۵۲mmدیدم
و کلی خوشحال شدم
دکتر هم تشخیص داد که ۹۰درصد جنسیت پسره 😍😍😍
دقیقا همون چیزی که ارزوم بود 😍😍😍
کلا روز خوبی بود واسم 😍😍
برگشتم شهرخودمون و فرداش رفتم ازمایش انتی رو هم انجام دادم
و چن روز بعد جوابشو گرفتم و اونم کاملا اوکی بود 😍😍
مامان پناه مامان پناه ۶ ماهگی
پارت 1️⃣3️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه دکتر غدد پیدا کردم و نوبت گرفتم و رفتم پیشش ازمایشا رو نشونش دادم پرسید عصبی هستی یا زیاد عرق میکنی و خلاصه چند تا سوال اینچنینی که همه رو گفتم نه
گفت پس این پرکاری بخاطر هورمونای بارداریه و ۲۰ هفته و اینا بهتر میشه و بعد مجدد یه ازمایش بده ۲۰ هفته به بعد
خیالم راحت شد و امد بیرون و ماجرای این تمام شد
و زمان انومالی رسید یکم استرس داشتم و بعد از چند هفته قرار بود ببینمش تازه چند وقتی بود راجب طول سرویکس و اینا خونده بودم برای همین استرسش رو داشتم و قبل انومالی استراحت داشتم و به خودم فشار خاصی نمیوردم دکتر هم برام سونو واژینال نوشته بود هم شکمی برای بررسی طول سرویکس خلاصه انجام دادم و گفت تو سرش دو تا غده است یکم استرس گرفتم اما بعد خوندم راجبش و همه میگفتن برطرف میشه و خداراشکر هم برطرف شد توی ۲۰ هفته
اما خب طول سرویکس که خیلی نگرانش بودم چون چیزای راجبش ندیده بودم و همش میترسیدم یه وقت کم باشه و خب میگفتن رابطه هم خوب نیست و من روزی یکی دوبار و اونم هر روز رابطه داشتم از اول بارداری و همین استرسم رو بیشتر میکرد
جواب سونو رو که گرفتم اولین چیزی که چک کردم همین بود
نوشته بود واژینال ۳۹ شکمی ۳۷ خیالم راحت شد چون طبق چیزایی که خونده بودم خداراشکر عالی بود و همین خیال راحتی کار دستم داد چون قبل سونو به خودم فشار نمیوردم و کارای خونه رو مرتب انجام نمیدادم در حد غذا که اونم گاهی همسرم درست میکرد اما بعد سونو که فهمیدم خوبه تازه همه چیز شروع شد...