سلام‌مامانا شبتون بخیر 😊
امروز تصمیم‌ گرفتم‌مهدیار رو از شیر بگیرم چون دیگه دو سالش شده🥲
امروز از صبحی ک پاشدیم کاچی واسش درست کردم خورد
ناهار میلی نداشت به جاش سیب زمینی سرخ کردم‌حسابی خورد شامم یه چندتا پاچین همین طوری خالی خورد
بهونه خیلی می‌گرفت ولی خب هی شیر و کیک یا خوردنی می‌آوردم و سرش گرم میشد🫠
برعکس همیشه امروز بعدازظهر اصلا نخوابید سر شب بردمش حموم کلی بازی کرد ولی بازم تا همین الان بیدار بود
لحظه آخرم گفت جی جی میخوام ولی گفتم‌نگا جی جی اوفف شده ولی بازم میخواست بخوره ک گفتم بیا بریم‌شیر بخوریم ک خداروشکر بعدش رو تاب سریع خوابش برد🥲
دلم داره میترکه اصن حالم یه طوریه یه بغض سنگین تو گلومه 🥺

از الان غصه نصف شبی رو دارم‌..🥲
آخه این مادر بودن چقده سخته خدا خودش کمکمون کنه🥲
اگ بیدار شد بهش بدم یا نه؟یعنی کلا روزو قطع کنم تا عادت کنه بعد شبا موقع خواب رو کم کم بعد یک هفته بگیرم؟
به نظر شما چیکارکنم؟؟؟

تصویر
۱۰ پاسخ

بنظر من بده من از صبح که بیدار می‌شد نمی‌دادم تاخواب ظهرش اول بعد چند روز تاعصرنمیدادم بعدچندروز تا اخرشب نمی‌دادم فقط موقعی که گیج بود ولی دنبال می می بود به یک هفته که گذشت بل کل ندادمش اصلا نه بهونه گرفت نه مریض شد ونه بی تابی کرد

تا سه شب تو خواب عمیق بهش شیر بده بعدش شب چهارم قطعش کن من اینکار کردم

من کلا یهویی گرفتم.

شبم‌بیدار شد بغلش کن بهش اب بده خوراکی بده

سوره بروج بخون خیلی راحت میشه
بیدار شد بهونه کرد بگو شیر میخای یا هر خوراکی دیگع سه روز بهونه میکنه بعدش یادش میره

من اینطور کردم روزا اصلا ندادم شبا بیدار میشد میدادم تا دو هفته اینکارو میکردم بعدش دیگه شباهم ندادم
اینطوری خودمم اذیت نشدم سینه م ینی اذیتی نکرد چون خودش کم کم خشک شد

وقتی تصمیمتو گرفتی بهش شیر نده دیگ هم توراحت میشی هم اون انشالله شب رو هم راحت میگذرونی اگه هم بیدار شد بغلش کن تکونش بده یا آب بده میخابه نگران نباش

فک کنم تنها مادر این برنامه هستم که پسرم اصلا بهونه نگرفت و نخواست بهش نداوم نخواست همین البته شیر خشکی بود

من تاحالا چن بار خواستم بگیرم ولی نشد موندم چه کنم خیلی بهونه میگیره گریه میکنه خودشو میزنه به درو دیوار آخر بهش میدم

ایشالله راحت باشه واسه هردوتون عزیزم 🥹نمیدونی چقد بعدش هردو راحت میشین

سوال های مرتبط

مامان 🧚‍♀️دیارا🧚‍♀️ مامان 🧚‍♀️دیارا🧚‍♀️ ۳ سالگی
بیاید از تجربم بگم از امروز که استارت قطع شیر رو زدم....
امروز به شوهرم گفتم تلخک بگیره و همزمان یهو به دهنم رسید رژرو امتحان کنم🫠رژقرمز جیغ🫠
زدم و ساعت ۱۱دخترم بیدار شد و سرگرم کردم و ...تا۱۲ونیم که طبق معمول رو مبل نشیتم که با دوق دوید سمتم که جی جی بخوره. گفتم آی اوف شده و کشیدم بالا 😔😔😔
وای مامانا چقد دردناک بود😭😭😭😭
تا دید چنان بغض کرد که واقعا قلبم درد گرفت منم بغض کردم و جفتمون مثل ابر بهار گریه کردیم 🥹🥹🥹🥹
بغلش کردم راش بردم بعد گفتم کرم بیاریم بزنیم خوب بشه ...یکم زد خودش لباسو کشید پایین و گفت نه نه ...دیگه بچم اسم جی جی نیاورد 😔😔
ولی بیتابی کرد و دلش بغل میخواست ...
تا یک ساعت پیش رفتم شستم و گفتم بابا بیا کرم بزن خوب بشه ....
گفتم دیارا جی جی خوب شد تا دید چنان جیغی زد و ذوقی که خدایااااا نمیدونید چی حالی شدم ..... با ذوق خورد و خوابید ...
چند روزه شیرو کم کرده بودم شبا هم چند قورت میخورد میگفتم بسه و ماساژش میدادم بخوابه ...
امروز اصلا شیر ندادم تا شب ...چند شبم همینطور کم شیر میدم و کلا تمام....

ولی مامانا فکر کنم یکی از سخت ترین و حساس ترین دوران قطع شیر باشه خیلی باید قوی باشیم ....
❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹
مامان ستاره 🌟 مامان ستاره 🌟 ۲ سالگی
پارت دو گرفتن از شیر مادر به روش تدریجی
رسیدیم به بخشی ک اون چهار وعده اصلی باید حذف میشد
اول وعده صبح رو حذف کردم تا بیدار میشد میوردمش سر صبحانه و چهارروز اینکارو کردم تا عادت کنه بعد ظهر که از خواب بیدار میشد همینکارو میکردم سریع میوردم عصرونه میدادمش و سرگرمش میکردم کم کم رسیدیم به سخت ترین قسمت ینی خواب ظهر که تمرینی بود برای خواب شب اول چند روز مقاومت کرد ینی مثلا روی تاب میخوابید ولی بیدار میشد و بهونه سینه میگرفت یکم طول کشید تا با موزیک و تاب عادت کرد بدون سینه بخوابه ولی همش ناراحت بود و اخرین وعده شد قبل از خواب شب که چهار شب پیش برای اخرین بار خورد 😭🥺🥺و دیگه شب هاهم عادت کرد رو تاب یا توی بغلمون یا. وی پامون بخوابه😭😭
نمیدونید چقدر اون شب گریه کردم همش داشتم وسوسه میشدم دوباره بهش بدم ولی میدونستم ظلم میشه درحقش🥺🥺🥺خلاصه اینجوری شد که کامل از شیر گرفته شد و من موندم یه دنیا غصه الان هم گاهی بهونه شو میگیره هی بهش میگم تو بزرگ شدی ممه بخوری اوف میشه دردم میاد دیگه بزرگی نباید بخوری بعد میره

و اینجوری شد که بقول دوستی اخرین وظیفه بدنم در مقابل عشقم رو انجام دادم🥲❤️
مامان علیرضا کوچولو مامان علیرضا کوچولو ۲ سالگی
سلام خانوما صبحتون بخیر میخوام تجربه از شیر گرفتنو براتون بگم
من پسرم خیلی وابسته شیر بود وشبا فقط با شیر می‌خوابید روز جمعه یهویی تصمیم گرفتم از شیر بگیرم وچسب سیاه زدم رو سینم وقتی خواست بهش نشون دادم گفت لولو شده ورفت عصر بردمش تولد و شبم بردمش پارک حسابی خسته شد و موقع خواب یه کم بیقراری کرد تا ساعت یک خوابید وساعت چهار بیدار شد گریه کردن یک‌کم کمرشو ماساژ دادم خوابید دوباره ۶ بیدار شد بازم همین کارو کردم دوباره عصر روز دوم بردمش پارک تا خسته بشه شب دوم خیلی بهتر خوابید ودوباره ساعت چهار بیدار شد ودوباره کمرشو ماساژ دادم تاخوابید روزا یه کم بهونه می‌گرفت یا درخواست شیر داشت ولی سرگرمش میکردم خوراکی براش گرفتم هروقت خیلی بهونه بگیره میدم بهش و غذا هم تواین پنج روز همیشه آماده داشتم تند تند بهش دادم که سیر باشه و تا دیشب که شب چهارم بود بازم همون ساعت چهار بیدار شد یه کم بهونه گرفت آب دادم بهش خورد خوابید بنظرتون تاکی ساعت چهار بیدار میشه الان خیلی بهتره شده و دیگه بهونه گرفتنش خیلی کمتر شده و دیگه درخواست شیر نمیکنه هروقت میخواد به زبون بیاره خودش به خودش یواش میگه جوجو لولو شده اینقدر دلم براش کباب میشه 🥲❤
مامان محمدومهدیار مامان محمدومهدیار ۲ سالگی
شب دوم‌ ترک شیر مادر🥺

دیشب با کلی خوراک و تاب بازی وماساژ بالاخره خوابید روزا بااینکه بهونه ی شیر رو میگیره ولی خب وقتی میبینه میگه اوف شده خودش میره،بهش خوراکی میدم غذا میدم‌سرش کلا گرم میشه
ولی شبا خیلی بده...
دیشب بیدار میشد ولی بهش آب میدادم‌میخورد می‌خوابید بهونه نگرفت ولی
امشب بیدار شد همین چند دقیقه ی پیش با گریه ی شدید 😭
گفتم مامان جون آب میخوای بهت بدم میگفت نههه و گریه‌می‌کرد..
میگفتم‌شیر و کیک بدم‌میگفت نههه..
حالا فکر شو بکن هی راه میبرمش گفتم‌رو پام بزارم بخوابی هیچ جوره آروم‌نمیشد فقط گریهههه
کلمه ای نمی‌گفت جی جی میخوام ولییی فقط گریه می‌کرد و آرومم‌نمیشد تا اینکه طاقت نیاوردم‌ خودم بهش دادم‌خورد خوابید😭😭
دلم داره میترکهههه😭
کار بدی کردم بهش دادم؟؟
آخه بچم نباید زیاد گریه کنه بیضش باد میکنه ترسیدم دلم‌طاقت گریه هاشو نداره
بخدا هرکاری کردم‌آروم‌بشه نشد🥺😭
قربونش برم خورد و راحت خوابید..
خدایا چیکارکنم‌من الان.......😌
مامان محمد علی مامان محمد علی ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن پسرم
پسر من آخر این هفته دوسالش میشه و من میخواستم تا اخر دوسالگی بهش شیر بدم ولی چون چند روز بعدش وقت پریود شدنم بود نخواستم تداخل پیدا کنن بخاطر همون یه هفته زودتر از شیر گرفتمش
چهارشنبه صبح از خواب بیدار شد دیگه بهش شیر ندادم از دارخونه تلخک گرفتیم زدم یبار که اومد سمتش خورد حالت تهوع گرفت بعدش دو سه بار دیگه اومد بو کرد بوش حالشو بهم میزد دیگه سمتش نیومد هی گفتم اوفو شده.تلخک مزه و بویی خیلی زننده ای داره.دیگه از بعدازظهرش سینه هام شروع کردن به پر شدن پسرمم هی بهونه میگرفت از عصر بردیمش پیاده گردوندیمش تا شب که بلکه خسته شه بخوابه خودمم سینه هام بشدت پر شده بودن ولی دردش آنچنانی نبود شب موقع خواب بزور خوابوندمش حدودا یه ساعت خوابید دوباره بیدار شد گریه کرد هی بهونه میگرفت تو فلش برنامه کودک یوز و پسر دلفینیو زدیم تا صبح هی اونو نگا میکرد صبح ساعت حدودا ۷ اینا خوابید تا ۱۱ ک بیدار شد باز هی بهونه میگرفت دوباره با همسرم از عصر بردیمش تا شب پیاده گشتیم شب که خوابوندمش باز بعد یه ساعت دیگه بیدار شد برداشتم بردمش هال گذاشتمش رو پام دیگه زمین نذاشتمش چند ساعت هر سری که بیدار میشد بهش آب میدادم سری میذاشتم روپام تکونش میدادم اینجوری شد که عادت کرد به آب خوردن چون به شدت به شیر شب وابسته بود من فکر میکردم خیلی سختر از این باشه خودمم برا درد سینه هام دوبار استامینوفن خوردم کلا دوروز یکم درد داره بعدش دردش کم کم از بین میره برا من الان خیلی بهتر شده
و اینکه اشتهایی پسرم بشدت زیاد شده ولی خداروشکر الان بعد از شیر گرفتن صبحا که بیدارمیشه خودش درخواست خوردنی میده
و اینکه اصلا یبوست نشد چون هی بهش آب میدم
سوالی داشتین در خدمتم
مامان آریو❤ مامان آریو❤ ۲ سالگی
از شیر گرفتن زندگی مامان💞

تقریبا ۱ماهه که آریو رو از شیر گرفتم❣

خوشگل مامان خیلی وابسته بود🥲

این آخریا هر نیم ساعت درخواست شیر می‌کرد 🥺 واقعا دیگه کلافه شده بودم

یهو ۹ فروردین تلخک زدم و ماژیک قرمز و بهش گفتم اوخ شده🤕

اولش گریه کرد و گیر داد بخوره ولی وقتی دید تلخ نخورد😥

۳روز اول هی میومد چک می‌کرد که ببینه خوب شده یا نه و دوباره بیخیال می‌شد

میگن شب سوم توی خواب به بچه شیر بدید تا هم سینه ها خالی بشن و هم بچه حسرت به دل نمونه😥

ولی میخوام بهتون بگم شب سوم من حسرت به دل بودم😭😭😭

دلم میخواست بهش شیر بدم، از عمق وجودم اون شب گریه کردم و جریان از شیر گرفتن برای من خیلی سخت تر گذشت😔😔

نفس مامان، برای خواب میگفت دستش رو بذاره روی ممه و بخوابه و خدا روشکر
دیگه خوابش مستقل شده و معمولا خودش میخوابه

شب ها زیاد بیدار می‌شد ولی الان اصلا بیدار نمیشه مگه تشنه باشه یا دندونش اذیتش کنه🥲🥲

اگه هنوز کوچولوهاتون رو از شیر نگرفتین، تا میتونین بهش شیر بدین🥺🥺 بعدش دلتون میخواد بهش شیر بدین😓😓😓

زندگی مامان خیلی خوب با این چالش کنار اومد و تموم شد 🥰🥰🥰