شب دوم‌ ترک شیر مادر🥺

دیشب با کلی خوراک و تاب بازی وماساژ بالاخره خوابید روزا بااینکه بهونه ی شیر رو میگیره ولی خب وقتی میبینه میگه اوف شده خودش میره،بهش خوراکی میدم غذا میدم‌سرش کلا گرم میشه
ولی شبا خیلی بده...
دیشب بیدار میشد ولی بهش آب میدادم‌میخورد می‌خوابید بهونه نگرفت ولی
امشب بیدار شد همین چند دقیقه ی پیش با گریه ی شدید 😭
گفتم مامان جون آب میخوای بهت بدم میگفت نههه و گریه‌می‌کرد..
میگفتم‌شیر و کیک بدم‌میگفت نههه..
حالا فکر شو بکن هی راه میبرمش گفتم‌رو پام بزارم بخوابی هیچ جوره آروم‌نمیشد فقط گریهههه
کلمه ای نمی‌گفت جی جی میخوام ولییی فقط گریه می‌کرد و آرومم‌نمیشد تا اینکه طاقت نیاوردم‌ خودم بهش دادم‌خورد خوابید😭😭
دلم داره میترکهههه😭
کار بدی کردم بهش دادم؟؟
آخه بچم نباید زیاد گریه کنه بیضش باد میکنه ترسیدم دلم‌طاقت گریه هاشو نداره
بخدا هرکاری کردم‌آروم‌بشه نشد🥺😭
قربونش برم خورد و راحت خوابید..
خدایا چیکارکنم‌من الان.......😌

تصویر
۹ پاسخ

تا سه شب باید تو خواب بهش بدی

همون یه مدت شبا یکبار بده دیگه نده
بعد دیگه اونم قطع کن
منم یکدفعه‌ای گرفتم خیلی بچم غصه خورد یبارم‌نگفت شیر میخوام فقط ناراحت بود

آره عزیزم کارت درست نبوده چون اون داشته عادت می‌کرده و ترک شیر سخته هم برای مادر هم برای بچه اینجوری سر در گم میشه که واقعا قطع شده یا کم شده یا نیست اصلا براش جا نمیفته
می‌دونم درک میکنم واقعا برای مادر سخت تر از بچس

چجور روزا از شیر گرفتی ‌من یکماهه هنوز نتونستم‌روز هم ترکش بدم .یا در حال دندونه یا مثل امروز تب داره و یه سره داره شیر میخوره

اخرشب بهش غذا یا یه تیکه نون بده بهش بده سیرشکنی شب بیدارنمیشه بیدار شد بهش اب بده و هیچی نگو

طبیعیه بغلش کن بهش حس امنیت بده

نه خوب کردی،بچه گناه داره،من اگه پسرم شیر مادر میخورد شاید نمیتونستم از شیر بگیرمش تا خودش نخواد🤭

الهی..چقد سخته اخه این قسمت....دلم خیلی از پیامت گرفت‌...خدایا خودت ارومشون کن که بتونن راحت کنار بیان

نە عزیزم کارە خوبی کردی بچه باید کم کم عادت کنه نه یهویی بگیری حالا چن شبه دیگه کلا عادت میکنه خودش بیدار نمیشه

سوال های مرتبط

مامان علیرضا کوچولو مامان علیرضا کوچولو ۲ سالگی
سلام خانوما صبحتون بخیر میخوام تجربه از شیر گرفتنو براتون بگم
من پسرم خیلی وابسته شیر بود وشبا فقط با شیر می‌خوابید روز جمعه یهویی تصمیم گرفتم از شیر بگیرم وچسب سیاه زدم رو سینم وقتی خواست بهش نشون دادم گفت لولو شده ورفت عصر بردمش تولد و شبم بردمش پارک حسابی خسته شد و موقع خواب یه کم بیقراری کرد تا ساعت یک خوابید وساعت چهار بیدار شد گریه کردن یک‌کم کمرشو ماساژ دادم خوابید دوباره ۶ بیدار شد بازم همین کارو کردم دوباره عصر روز دوم بردمش پارک تا خسته بشه شب دوم خیلی بهتر خوابید ودوباره ساعت چهار بیدار شد ودوباره کمرشو ماساژ دادم تاخوابید روزا یه کم بهونه می‌گرفت یا درخواست شیر داشت ولی سرگرمش میکردم خوراکی براش گرفتم هروقت خیلی بهونه بگیره میدم بهش و غذا هم تواین پنج روز همیشه آماده داشتم تند تند بهش دادم که سیر باشه و تا دیشب که شب چهارم بود بازم همون ساعت چهار بیدار شد یه کم بهونه گرفت آب دادم بهش خورد خوابید بنظرتون تاکی ساعت چهار بیدار میشه الان خیلی بهتره شده و دیگه بهونه گرفتنش خیلی کمتر شده و دیگه درخواست شیر نمیکنه هروقت میخواد به زبون بیاره خودش به خودش یواش میگه جوجو لولو شده اینقدر دلم براش کباب میشه 🥲❤
مامان ماهلین مامان ماهلین ۳ سالگی
دخترم و سه روزه از شیر گرفتم روز اول در طول روز میومد نگاه. می‌کرد من چسب ضد حساسیت زدم با رژلب شب ک شد بردمش پارک بازی کرد حسابی خسته شد اومدیم خونه خوابید یهو وسط خواب بیدار شد سینمو ناز میکرد بوسش می‌کرد بعد گفتم مامان ببین اوف شد خوابید بعد گفت آب بده خلاصه تا صبح برنامه ها داشتیم ک‌ فقط شیر نخوره
صبح روز دوم رفتیم خونه مامانم خواهرم کلی باهاش بازی کرد غروب بردمش شهربازی دونفری کلی کیف کردیم اومدیم شام خوردیم آخر شب باز پارک خواست ک بردیم باز بازی کرد آوردم خونه بهش شام دادم ک سیر بمونه و راحت بخابه شب فقط یه بار بیدار شد آب خواست اما سینم بی نهایت سفت شده و درد داشت
ا
صبح روز سوم بیدار شد فرنی دادم ظهرم غذاشو کامل خورد ولی بی نهایت آب خورد امروز یه
چرت زد و بیدار شد رفتیم حیاط بازی توپ بازی دوچرخه بازی
عصرانه هم خورد و شب باز رفتیم پارک الان بهش غذا دادم دستشویی هم رفت لباساشو عوض کردم اومد رو پام گفت مامان لالا یه تکون دادم خوابید ایشالله واسه همه ی مامانا راحت باشه
تاریخ ۱۴۰۴/۶/۲۵ساعت یازده صبح از شیرگرفتم بمونه یادگاری