۱۷ پاسخ

دقیقا من جندماه پیش رقتم بیمارستان سرم بزنن پرستارا باهم میگفتن ی بچه ای از سرسری افتاده بیهوش شده پسر بچه ۸ ساله
بعد خداروشکر ب هوش اومده بود انگار

خداییش تاب محکم هل دادنش مزه داره.من وقتی بچم رو تاب میشینه میگ مامان محکم هلم بده برم بالا بالا. پ وقتی ام یکی سوار تاب میشه باید حواسمون باش بچه نره سمت تاب.

مشکل اینه تاب و بغل سرسره میذارن اونی ک میخواد سرسره بازی کنه باید ازبغل اونا رد شه کیان ی سری تاب خورد دهنش شانسش آهنی بود دندونش ضربه خورد

آره ولی نباید از هییییییچ کس توقع داشت باید فقط و فقط خودمون حواسمون کاملا ب بچه باشه.

سلام عزیزم بی زحمت درخواست دوستی مو قبول میکنید تا تمرینات کار درمانی رو از پیجتون بردارم ،قربون شما

پاخاا من خیلی میترسم باید مراقب بچه ها بود خیلی خیلی نمیشه بچه ها بزرگتر دپست دارند تاب بخورند اروم نمیتونن گوشم نمیدن خیلی باید تو پارک مراقب بود بهشونم زیاد باید تاکید کرد نرن سمت تاپ

ایکاش شهرداری بغل همه تاب ها نرده بزاره که جلو و پشتش کسی نتونه بره واقعا خطرناکه

آره من همیشه نگرانم تاب به بچه های خودم یا دیگران بخوره
چندروز پیش رفته بودیم پارک ،یه بچه ی دوساله جلوی تابی که بچه هام روش بودن داشت توپ بازی میکرد ،یعنی از استرس مردم ،همش میترسیدم بهش بخوره
پدرومادرشم بچه رو ول کرده بودن سرشون تو گوشی بود
دلم میخواست برم بگم ،آخه مگه پدرومادر نیستین چرا جون بچتون مهم نیست ،خدایی نکرده تاب بخوره به بچه چیزی بشه میخولید چیکار کنین

وای یه پارک نزدیک ما هست، بچه های 10،12 ساله میان، نمیشینن که سر پا وایمیستن خودشون تاب میدن اونم با شدت، نمیشه حرفم بزنی، میگی شما بزرگین میخوان درسته آدم قورت بدن، من دیگه وقتی شوهرم باشه میبرم یه محله دیگه پارک

وای این مشکل منم هست
یه وحشیانه بازی میکنن وای من دلم میریزه آراز نزدیک اونا میشه سریع بدو بدو میرم پیشش اگه شعورشون هم نمیرسه بچه کوچیک اومده کنار تاب ما ارومتر بازی کنیم
هنوز اون روزی یه پسر بزرگ تو پارک ب پسرم گیر داده بود خاله چرا پسرت داره شعر میخونه روی اعصاب خواهرمه بگو نخونه
گفتم وا آبجی توام داره میخونه گفت ن اون فقط خودش دوس داره بخونه شما پسرتو ساکت کن
پشمام ریخته بود

وای دقیقا میگی هم طلبکارن

خیلی خطرناکه ... هر دو طرف باید مراقب باشن

وایی دقیقا من همیشه ترس اینو دارم
یکبارم به پسرم خورد ،با طرف بحثم شد ،شوهرم نذاشت وگرنه خفش میکردم
جوری بچه رو هل میدن اینکار مسابقه اس یا بچه میخواد بال بگیره پرواز کن ،اصلا بفکر بچه خودشونم نیستن ،چه برسه بچه مردم

من که جرات نمیکنم پارک هایی ک تاب هم داره ببرمش اخه پسرم همش در حال بدو بدوه

روناک جون شما دوقلو ها پسرفت نداشتن از پوشک گرفتی؟بعد کی خوب شد؟

اره من فقط پارک هایی میرم که تاب نباشه
اگه تاب باشههمش باید دنبالش برم

من همدان پسرم و بردم پارک یلحظه تا اوردمش پایین رفت پشت اون یکی تاب همچین زدنش نقش زمین شد ولی خداروشکر اتفاقی نیفتاد

سوال های مرتبط

مامان مهربان مامان مهربان ۴ سالگی
ماامانا یه دقیقه بیاید تاپیک قبلمو بخونید
امروز یه اتفاقی افتاد.با دخترم خیلی اتفاقی رفتیم بازاری تو شهرمون که اصلا سمت ما نیست و اولین بار بود دخترمو میبردم اونجا.از قضا شوهرم لباس مجلسیش لک ششده بود و منم یهو اونجا پود لکه بر لباس دیدم رفتم تو مغازه بخرم یهو فروشنده رو کرد به دخترم گفت منو شناختی؟گفت من بابای همون پسری هستم که پارسال تو پارک بهت خورد(اون پسر سمت دختر من دوید و دختر من ثابت کنارم ایستاده بود من پشتم به اون پسر بود و اصلا ندیدمش عین برق رد شد تا به خودم اومدم دیدم دخترم یه متر با پشت سرش پرت شده زمین و سر همین ضربه یه دندون جلوشو از دست داد و اینکه اونا اصلا عذرخواهی نکردن و مادر پسر اومد گفت بچه ان دیگه پشتشو کرد رفتن)من تا مرده رو دیدم گفتم ای وای شما همون اقایید گفت دیروز تو همون پارک یه دختره تاب سواری میکرد تاب خورد تو صورت پسر من داغون شد صورتش و مادر دختره اصلا عذرخواهی نکرد پشتشو کرد.منم درجواب گفتم از هردست بدی از همون دست پس میگیری دقیقا کاری که خانم شما و شما باما کردید و باعث شدید دختر من یه دندونشو از دست بده مرده شرمنده و لال شد کارت کشیدم و با خنده اومدم بیرون.
مامانا ظالم به سزای عملش میرسه و من باز ایمان آوردم
مامان فندق مامان فندق ۵ سالگی
سلام خانما یک نظر خواهی می‌خوام ازتون
من یک پسر ن دیک چهارسال دارم که خیلی شیطونه و جدا از شر و شیطون بودنش خیلی هم دست به زن داره بعد اینکه هروقت میریم مهمونی بچه ها بی که هستن اونجا رو میزنه همه ناراحتن از دستش هرچقدم باهاش صحبت میکنم اصلا متوجه نمیشه میگه ببخشید ولی دوباره به کارش ادامه میده وقتی هم جلوشو میگیرم خودمو میزنه این چند روز همش عید دیدنی رفتیم وچون دیگه خیلی اذیت کرد گفتم دیگه جایی نمیرم تا مادرشوهرش دیشب اصرار کرد بیا چرا بچه رو قایم میکنی بچه گناه داره منم گفتم پس دیر میام واسه افطار نمیام دیشب رفتم خونه خاله شوهرم و اینکه پسرم با توپ زد تو چشم یک از بچه های فامیل بعد اون بچه هم زد تو کمر پسرم منم گفتم باشه مشکی نیست زده خورده دوباره آخر شب دست یکی دیگه از بچه های فامیل رو کرد لای در و گاز گرفت ماهم وقتی داشتیم می رفتیم گفتم مامان برو بوسش کن عذر خواهی کن ازش بچه منم رفت جلو بوسش کنه اون بچه هم زد تو گوشش منم دوباره گفتم باشه مشکلی نیست نمیشه همش بچه من بزنه باید بفهمه که وقتی میزنی پس میزنن و اینکه از اون طرف باید عذر خواهی یاد بگیره حالا مادرشوهر م میگه چرا گذاشته بره معذرت خواهی کنه گور باباش که کتک خورده به درک چرا نوه من رو زدن بنظر شما من دارم اشتباه میکنم یا مادرشوهرم