بلخره بعد از چند روز میخوام تجربه زایمانمو بگم بهتون
...
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱ :

۲ مهر طبق معمول ساعت ۲ ظهر از خواب بیدار شدم دیدم یه اب داغی داره ازم میریزه
دقیقا ۳۹ هفته و ۴ روز بودم و هر آن منتظر بودم دردام شروع شه

از اونجایی ک هیچ دردی نداشتم همین‌موضوع خیسی رو با دکترم در جریان گذاشتم گفت یه پد بذار راه برو ببین باز خیس میشه یا ن دوساعت دیگه بهم خبر بده همین کارو کردم دیدم بله
بهش خبر دادم گفت میخوای دوش بگیری دوش بگیر اماده شو‌ بیا مطبم
( اینم اینجا بگم من چون زیر نظر کلینیک مامایی بودم و از ۳۴ هفته باهاشون قرارداد بستم مستقیم باهاشون در ارتباط بودم میگم دکترم منظورم همون مامام هستش چون جدا از ماما همراه میخواستم خودش عامل زایمانم باشه )

ساعت ۵:۳۰ بود رفتم مطب باهاشون یکم ورزش کردم معاینم کردن بله کیسه ابم بود که پاره شده بود ولی چون سر بچه جلو بود کم کم اب میریخت
هنوز همون ۲ سانت بودم تااینکه رفتیم بیمارستان....

۴ پاسخ

کدوم کلینیک عزیزدلم

مبارک باشه

عع به سلامتی تو هم زایمان کردی مبارکه به جمع شب بیداری ها خوش اومدی😅🥴🥴🥴

به سلامتی گلم 🥹😍

سوال های مرتبط

مامان رادمهر🩵 مامان رادمهر🩵 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت ۱

خانوما امروز میخوام از تجربه زایمان طبیعیم براتون بگم
اول باید بگم که من از زایمانم راضی بودم و واقعا به نظر من زایمان طبیعی خیلی خیلی برمیگرده به آمادگی فکری و ظرفیت درد طرف جلو تر این قضیه رو بیشتر براتون توضیح میدم
من ۳۹هفته و ۵ روز بودم که ساعت ۸/۳۰ صبح نوبت دکتر داشتم که ببینم وضعیتم چجوریه و معاینه تحریکی برام انجام بده هیچ انقباض و دردی نداشتم حتی درد پریودی هم نداشتم ولی همینکه لباسمو در آوردم دیدم ازم آب ریخت فکر کردم ادراره چون چند وقت بود انگار بی اختیاری گرفته بودم دکترم معاینه کرد گفت کیسه آبت پاره شده برو زایشگاه
ساعت ۹/۱۵ بیمارستان بستری شدم اونجا ماما همراهم شیفتش بود منو معاینه کرد گفت ۳ سانتی و کیسه آبت چون پاره شده دیگه کم کم دردات شروع میشه تا ظهر صبر میکنیم تا دردات شروع بشه اگه نشد آمپول زور یا همون فشار میزنیم
تا ساعت ۱۲ شدم ۵ سانت که نهارمم جوجه خوردم همچنان درد نداشتم درد پریودی خفیف داشتم راه رفتم و روی توپ ۲۰۰ دور چرخیدم
چون کیسه آبم پاره بود همش بهم سرم وصل میکردن و زیاد اجازه نمیدادن من ورزش و اینا انجام بدم
مامان .....👶.... مامان .....👶.... ۱۴ ماهگی
سلام خانوما اومدم تجربه زایمان طبیعی ام رو بگم با اینکه اصلا از لحاظ بدنی اماده نبودم چون قرار بود سزارین اختیاری بشم از ۸ ماهگی نظرم برگشت دکتر معاینه کرد گفت لگنت خوبه منم دیگه کم کم شروع کردم پیاده روی نیم ساعت و یکی دوهفته اخرم ورزش لگنی یه جلسم باشگاه رفتم خلاصه رفته بودم توی ۳۹ هفته هر روز ورزش لگنی پیاده روی معاینه معمولی که شدم ۱سانتو نیم بودم یه هفته از معاینه گذشت چرا من هیچ دردی ندارم همش میگفتم نکنه تا ۴۱ ۴۲ بمونه گفتم باید برم معاینه تحریکی بشم بلکه باز تر بشه برای مطب نوبت گرفتم دقیقا همون روزم کلی توخونه تمرین لگنی کردم احساس فشار به واژن و لگنم داشتم دوش ابگرم گرفتم رفتم مطب گفتم برم دستشویی قبل معاینه همین که رفتم دستشویی توی دستشویی کیسه ابم پاره شد افتضاح سریع اومدم گفتم کیسم پاره هرچی داشتن دادن که اب نریزه توی مطب دراز کشیدم روی تخت کلی معاینه کرد ۵ ۴ بار با همون کیسه اب پاره ماما بهم گفت پاشو اسکات بزن تا شوهرت بیاد دنبالت برو خونه دوش بگیر بعد بیا بیمارستان منم نگران بودم گفتم نه مستقیم میرم بیمارستان رفتم بیمارستان ساعت ۷ کم کم دردام شروع شد ماما خصوصی داشتم اومد
مامان پسته پسر👶🏼🩵 مامان پسته پسر👶🏼🩵 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
یک هفته قبل زایمانم رفتم معاینه ۱ سانت بودم ولی سر بچه بخاطره ورزشام پایین بود و جای خوبی بودی دیگه کلی ورزش کردم و اسکات زدم و … اما دردم نگرفت که نگرفت🫠چند روز قبل زایمانمم رفتم مجددا معاینه دیدم همون ۱ سانتم دیگه مامام گفت اب ولرم و خاکشیر و عسل و یکم زعفرون بخورم ، شب خوردم ، صبح زودم بیدار شدم خوردم و دردام همون ۱ ساعت بعد شروع شد ساعت ۸ صبح درد داشتم دیگه دوبار حموم داغ رفتم و اینا ساعت ۴ رفتم بیمارستان ۳ سانت بودم اما چون درد منظم داشتم بستری شدم تا بستری شدم ساعت ۵ اینا شد ، یکم رو توپ ورزش کردم شدم ۴ سانت زنگ زدم ماما همراهم امد و ورزشارو شروع کردیم که خوب خیلی موثره و اینکه شوهرمم کل پروسه زایمان پیشم بود که واقعا تاثیر مثبت داشت اگه ماما همراه و شوهرم نبود قطعا دیوونه میشدم ، خلاصه ساعت ۹ شب اینا معاینه شدم دیدم ۵ سانتم که کیسه ابمو پاره کردن و من چون دیگه نمیتونستم برم تو وان رفتم روی توالت فرنگی نشستم و کمرمو اینارو زیر اب گرم گرفتم و همچنانم ورزش کردم ساعت ۹:۳۰ دیگه داشتم از شدت درد جون میدادم چون از ۸ صبح بیدار بودم و درد داشتم خیلی خسته بودم هیچی نخورده بودم از ترس مدفوع و اینا فقط اب عسل میخوردم که قندم نیوفته خلاصه وقتی ۹:۳۰ کفت بیا رو تخت برای معاینه چشمام سیاهی میرفت پیش خودم میگفتم بقیشو چجوری ادامه بدم و .. همین که دراز کشیدم گفت فول شدییی😳چشمام ۴ تا شد اصلا انگار دوباره امدم بیمارستان یا انگاری از خواب بیدار شدم دیگه هیچ خستگی نداشتم وقتی اینو شنیدم ( برای همین بود که همه ماما ها میگفتن از ۵ سانت تا ۱۰ سانت خیلی زود میگذره )
مامان هانا مامان هانا ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
از ۳۵ هفته هر روز ورزش میکردم کلاس های آمادگی زایمانم کامل رفتم از ۳۷هفته گل مغربی دکتر داد گذاشتم از ۳۸هفته ام هر روز پیاده روی میرفتم ۳۹هفته ۶ روز ساعت ۷ صبح کمر درد داشتم زیاد اهمیت ندادم هی بیدارم میکرد از خواب اما با خودم میگفتم ماه درده چون ماه درد داشتم تا ساعت ۹ صبح بی خیالش بودم ساعت ۹ شدید تر شد اما اونقدر نبود ک جدی بگیرم بیدار شدم ۲۰دقیقه منتظر موندم دیدم منظمه دردام هر ۵ دقیقه اس زنگ زدم ماما همراهم گفت استراحت کن یک ساعت تا ببینیم درد زایمان یا کاذبه دراز کشیدم یکم با تلفن حرف زدم ک حواسم پرت شه اما بعد یک ساعت دیدم ادامه داره زنگ زدم ماما همراهم گفت یه چیز سبک بخور چایی نبات بخور برو دوش بگیر ورزش کن منم یکم سوپ خوردم زنگ زدم شوهرم از سر کار بیاد رفتم دوش گرفتم زیر دوش اسکات زدم اومدم بیرون خونه رو مرتب کردم موهامو بافتم ورزش کردم وسایلمو حاضر مردم تا شوهرم رسید چایی نبات خوردم تا ساعت ۱ ظهر خونه بودم ورزش میکردم ساعت ۱ماما همراهم گفت برو بیمارستان انتخابم بیمارستان ۱۷شهریور بود رفتم معاینه ام کردن گفن۴سانتی لباس دادن بهم فرم پر کردن بسازیم کردن دردام قابل تحمل بود هر ۵ دقیقه می‌گرفت ول میکرد ب ماما همراهم خبر دادم راه افتاد بیاد بیمارستان سرم وصل کردن بهم معاینم کردن یه بار دیگه کیسه گفت ۵سانتی چیکار کردی دردات زیاد نیست اما ۵سانتی گفتم ورزش کردم گل مغربی ام تقریبا ۱۵ یا ۲۰تا الان استفاده کردم کیسه ابمو پاره کرد ماما بیمارستان نیم ساعت بعدش ماما همراهم رسید دیدن ن من همچنان دردام زیاد نیست سرم فشار وصل کردن با ماما همراهم یکم ورزش کردیم ساعت ۲:۳۰بستری شدم ساعت ۵:۳۵زایمان کردم
مامان سلین مامان سلین ۱۵ ماهگی
سلام مامانا
اومدم تجربه زایمان طبیعی مو بهتون بگم
تاریخ ان تی زایمانم ۱۵ مرداد بود ولی توی ۳۷ هفته و ۶ روز ک میشد ۳۱ تیر ماه ساعت ۸ صبح کیسه آبم توی خاب و بیداری بودم ک ترکید یهو دیدم تشکم خیس شد
فورا رفتم بیمارستان رسیدم بیمارستان معاینه شدم ۴ سانت باز شدم همراه با درد بودم منو بستری کردن ساعت ۱۰ صبح دردام یخورده بیشتر شد ۵ سانت شده بود از ساعت ۱۰ تا ۲ ظهر درد کشیدم و خیلی زود دهانه رحمم پیشرفت کرد و باز شد و و وقتی درد دادم و هنوز فول نشده بودم بهم گفتن بی حسی از کمر میخاهی گفتن چون سنت زیر ۲۰ هست ما صلاح نمیدونیم برات بزنیم... چون بعد ها عوارض داره برات گفتن ی کار دیگ ای هم می‌شه کرد استفاده از گاز تنفس ک اونو انتخاب کردم و هی وقتی دردام شدید میشد اونو هی تنفس میکردم.... در حد ۵ ثانیه دردم رو کم میکرد بهم گفتن اگر بی حسی بگیری نمیتونی خوب زور بزنی و زایمانت طولانی تر میشه خلاصه اینکه منم زایمان کردم خیلی سخت بود ولی ارزششو داشت.....🥹👌