۱۷ پاسخ

خب نکن عزیزم بزار انقدر اخم و تخم کنه خسته بشه ظلم نکن به خودت

خب اخم و تخم کنه بچه مهم تره تهش میخواد قهر کنه بزار بکنه والا بگو دکترم استراحت داده کار خودمم نمیتونم بکنم تازه بگو باید شما کمکم کنی

اخه میگم جاییم درد میکنه نمیتونم میگخ فلان جا رفتی راه رفتی اونه بخدا از صبح دارم‌گریه میگنم

وای که چقدر ساده ای دختر
من دنبال اینم یه چیزی پیش بیاد اینا اخم و تخم کنن قهر کنن
بزار قهر کنه کلا راحت شی فدای سرت
بعدم وقتی نکنی میخواد چیکار کنه
یه بار غر میزنه یه بار قهر میکنه یه بار شوهرتو پر میکنه تهش چی
خسته میشه ول میکنه
نکن که اگ خدای نکرده بچت چیزی بشه اولین نفر همین مادرشوهر سرکوفت میزنه که نتونستی یه بچه بیاری
چرا اصلا اهمیت میدی؟؟؟
فقط خودتو بچتو بزار اولویت اونام ببینن خودت به خودت اهمیت میدی نه تنها دیگه ازت انتظار ندارن بلکه خودشونم برات میکنن
از خونت از اتاقت نرو بیرون اصلا

خب بذار اخم وتخم کنه
لابد از اول کاراشو کردی که عادت کرده و میخاد باز انجام بدی
ول کن انجام نده وگرنه تا آخر عمرت باید این زجرو بکشی و همیشه در خدمت باشی فوقش دو یه بار ناراحتی پیش بیاد اتفاق خاصی نمیوفته بگو الان من محتاج کمکم نه اینکه بیام کمک کنم
دو روز دیگه با بچه هم باید بری

من دیروز دعوام افتاد 😂
ب خودم ک نمیگ کار کن، ولی زز و زر زنگ میزد شوهرم بیا فلان کار رو کن، یبار نگف زنت خوبه هیچی نیاز نداره
تو اومدی از صبح تا ظهر دستت بند بود ناهار بیاین خونمون
دیگ دیروز گف فلان کار رو بکن من خودم کار داشتم دعوامون افتاد😂😂

جهنم انقدر اخم و تخم کنه جونش درارد، عزیزم شما نباید برات مهم باشه چند بار اهمیت ندی یاد میگیره عروس ببخشید دور از جونتون کلفتش نیست که ، اصلا هیچ کاری نکن براش یاد یه مدت زر زر میکنه بعدش یاد میگیره

دیروز شوهرم برده کفش برام خریده ۸ تومن داده وقتی فهمیده به روش نمیشد نگاه کرد همش میگفت به ما بدهکاریدا بهش میگم بخدا میدیم

کاش منم مثل دخترای دیگه که باردارن یکم استراحت داشتم

عزیزم من تو ماه شما کار زیاد انجام دادن ب خونریزی افتادم نکن ک داغش رو دلت میمونه اونا هم بیشتر سرکوفتت میکنن

کار دنیا برعکس شده

بگو کمرم گرفته نمیتونم راه برم برو بخواب

بگو نمیتونم و انجام نده،فوقش چند وقت برات اخم و تخم میکنن بعدش میفهمن که دیگه فایده نداره این کاراشون
شبا که میخوای بخوابی هم همش به شوهرت بگو دارم از درد میمیرم از صبح فلان کارو کردم مامانت نمیزاره من بشینم من حالم خوب نیست بجایی کمک من بدن من همش دارم کارای اونا رو میکنم و...

حالا تو خوبه مادر شوهر ته....من شدم نگهدار پسر خواهر شوهرم...ششم ابتدایی هست اومده خونه ما ...قراره کل سال تحصیلی رو خونه ما بمونه چون ما تو شهریم و خونوادش تو روستا..😐

تو مقصر نیستی چون زمان خودشون با شکم حامله همه کار میکردن الان ما میگیم استراحت میکنیم زورشون میاد ... با همسرت صحبت کن که اون پشتت باشه ،بگو قبل بارداری کمک کردم الان نمیتونم پس درک کنید و به خانوادت بگو

واااا..مادر شوهرت مگه فلجه

چرا بکنی خب
مگه یجا هستین؟؟؟

سوال های مرتبط