نمیخواستم بنویسم ولی مینویسم
پارت اول زایملن طبیعی

صب ساعت ۹ رسیدم بیمارستان و نامه رو دادم‌گفتم ۴۰ هفتمه
برکه تریاژ زد و ارجاع داد‌زایشگاه
اونجا یه ماما اومد مدارکمو گرف بعد به شدت وحشتناکی معاینه کرد گف ۲سانتی
شاخ دراوردم چون درد نداشتم
بعد بردن تویه اتاق یه تخت بود فقط اونجا گفتن دراز بکش و ان اس تی وصل کردن دیدن ناحورههههه
بعد دوتا ماما دانشجو اومدن انژیوکت بزنن رگ‌پیدا نمیکردم ایقد ور رفتن باهام
بعد ایتادشون اومد و زیر نظر اون انژیوکتو زد که اشتباه زده بود😐😐😐💔💔هی سیخشو‌میکشید قشنگ حس‌مبکردم
بعد دراوردش کلا
استادش گف خودم میزنم و زد بعد معاینه کرد  به اوت دانشجوهام گف نعاینه کنین  خدایی درد نداشت معاینه هاشون
بعدخون گرفتن ازم و اینا
رو تخت دراز کشیدم یع قرص زیر زبونی دادن دهنم
این قرص منو دلپیچه کرد و حس مدفوع کرفتم رفتم دسشویی درش خراب شد و واتشد رفتم جای دیگ بعد یه مرده اومد در رو درست کرد
رفتم تو در بستم حالا دروانمیشد گیر کرده بود😐😐💔💔بزور وا کردمش

بعد کفتم درد دارم سرمم بهم وصل بود باهاش راه رفتم یکم گف بیا معاینه کنیم
حالا ماماهای حدید اومدن نفری یدور دست چرخوندن🙁😳😂 ان اس تی وصل کرد گف خوب شده

۱۲ پاسخ

کدوم بیمارستان رفتی؟

😭😩

کدوم بیمارستان رفتین؟

😂😂😂😂وای فقط اونجا ک در دسشویی خراب بوده

بیمارستان دولتی بود؟؟؟؟؟

نمیشه اجازه ندی دانشجوها معاینه نکنه؟

بیمارستان دولتی بود یا خصوصی؟

بعدش

شخصا که موافق زایمان طبیعی ام
فقط در صورتی حاضرم که ماما خصوصی داشته باشم

من ماما همراه گرفتم
به هیچ عنوان حتی یه نفر اجازه نداشت معاینه کنه

وااای من سر همین که بدم میاد هر کی رسید خصوصا دانشجو بخواد معاینه‌م کنه میخوام ماما بگیرم

بقیشو کی میزاری؟

خخخخ دست چرخوندن گفتی خندم گرفت
چ پرماجرا بوده دسشویی رفتنت

سوال های مرتبط

مامان جانا مامان جانا ۵ ماهگی
تجربه زایمان یه مامان اولی
پارت ششم
از حموم ک اومدم یادم افتاد همسرم امروز رفته بود ارایشگاه گفتم پس منم یه اصلاح کنم صورتمو دیگ سر و صورتمو تر تمیز کردم ک یهو کمرم درد گرف دردام شدید شد به مامانم گفتم گف بریم بیمارستان ان اس تی بده پس زنگ زدم شوهرم اومد دنبالمون و رفتیم رسیدم زایشگاه ماما گف برو ابمیوه دوتا بخور تیم ساعت راه برو بعد بیا منم رفتم تو حیاط ک قدم بزنم ولی ده دیقه بیشتر نتونستم درد زیر شکم‌گرفتم‌ رفتم زایشگاه گفتم نمیتونم درد دارم اومد دستگاه رو وصل کرد گف انقباض نداری ولی ضربان قلب بچه تندع باید معاینه بشی گفتم نه من طبیعی ک نیستم هی منو معاینه کنید یه بار معاینه شدم باز بوده دهانه رحمم الان دلیلی نداره دوباره معاینه بشم انگار بهش برخورد اخم کرد و رفت دکترم اون لحظع اتاق عمل بود زنگ زد دکترم شرایط و گفت اونم گف بستریش کنید یه ساعت دیگ میام عملش میکنم از اونجا بود ک استرسم شروع شد مامانم کلی باهام حرف زد ک ارومم کنه ولی بغض گلومو‌گرفته بود دردهای زایمانم از طرفی مامانم دید اروم نمیشم رفت یواشکی شوهرمو اورد تو اتاق تو زایشگاه😂🤦‍♀️شوهرم‌کلی باهام حرف زد دیگ ماما اومد ک انژوکت و وصل کنه و ازمایش بگیره
مامان نازی مامان نازی ۶ ماهگی
تجربه زایمانم پارت دوم ✨

قرص رو خوردم معاینه تحریکی کرد دوسانت شدم ولی خیلی درد داره 🥲🥲🤌🏻نزدیکای ساعت ۱ شب بود دردام خفیف هر ده دقیقه داشت شروع میشد یکی اومد سرم فشار بهم زد شکمم هی شل و سفت میشد رفتم سرویس ترشحات موکوسی هی ازم میومد ترسیده بودم رفتم نشونش دادم گف دهانه رحمت داره باز میشه صبح دوباره اومد معاینه کرد گف همون دوسانتی تغییر نکردی دستگاه ان اس تی ام وصل بود بهم شیفتشون عوض شد از وقتی بستری شدم حرکتش کم شده بود بعد ماما میگف چیز شیرین بخور میخوردم هی بهم سرم میزد ک حرکتش خوب شه یکی دیگ اومد معاینه کرد گف دوسانته میخوای کیسه آبشو بزنیم گف ن از ۴,۵ سانت ب بعد بزنیم اذیت میشه بهم توپ داد گف بشین روش ورزش کن چنتا ورزشم بهم گفت انجام بدم ظهر دکتر اومد معاینه کرد گف ۲ سانته ولی لگنش عالیه برا طبیعی گف من میرم شب بر میگردم کیسه آبشو میزنم
من انقد درد داشتم زار میزدم تو بیمارستان میگفتم من نمیتونم طبیعی بیارم 😭😂 ماماها مسخرم میکردن یکیشون رف مامانم صدا کرد گف بیا دخترتو آروم کن مامانم دید من دارم گریه میکنم گف نمیشه سزارینش کنین ماما سر مامانم داد زد گف من گفتم بیای آرومش کنی اومدی میگی سزارین کن تا مشکلی برا مادر و بچه پیش نیاد سزارین نمیشه منم همینجوری درد داشتم و گریه میکردم مامانم اومد تو اتاق کمرم ماساژ داد ناهار بهم داد ورزش کردم هی گریه میکردم میگفتم من نمیتونم طبیعی بیارم
مامان نیلا 🎀 مامان نیلا 🎀 ۱ ماهگی
تجربه زایمانم پارت اوا :
دو روز قبل از نوبت عملم ،اندازه یک استکان اب ازم اومد ساعت ۱ و نیم شب بود و من و همسرم حسابی هول شده بودیم😂 و فک کردم پاره شده کلا ولی اینطور نبود و دیگ نریخت ، خلاصه همون شب رفتم زایشگاه گف باید معاینه کنم ببینم تو چه وضعیتی هستی ، با همسرم مشورت کردم تصمیم گرفتم ک معاینه نشم چون هیچ دردی نداشتم و دیگ نشتی نداشتم ترسیدم با معاینه پاره بشه و بستری اورژانسی بشم و گفتم ک حداقل ان اس تی یا تست امینوشور بگیرید ماما گف نمیشه باید اول معاینه بشی بعد ، خلاصه گف بیا فقط صدا قلبشو بزارم برات ، دیگ رفتم دراز کشیدم اومد صدا قلبشو گذاشت رو پهلو چپم و اصلا صدایی نمیومد و بدو بدو ماماها هول شدن و دستگاه ان اس تی رو اوردن بالا سرم ، یه لحظه ترسیدم واقعا ، بشون گفتم تا قبل اینکه دراز بکشم تکون خورده ، دیگ اینبار ان اس تی رو گذاشت سمت راستم و خداروشکر شنیده شد و جوابش هم خوب بود و برگشتم خونه و با کلی استرس خوابیدم یکی دو ساعت
مامان تیام 🩵 مامان تیام 🩵 ۵ ماهگی
زایمان طبیعی
پارت ۵_ ادامه یه ماما خوش اخلاق اومد دید گریه میکنم گف بیا معاینت کنم ببینم چقد مونده به زایمانت اونم معاینه کرد گف تا عصر بچت بغلته گریه نکن تحمل کن منم ک دردام شدید بود نمیتونستم حرف بزنم گفتم بیا نوار قلب اینا رو باز کن برم دسشویی باز کرد رفتم دسشویی زور میومد فک میکردم مدفوع دارم به اون ماما گفتم گف هر وقت زور اومد زور بزن به خودم ابگرم میریخدم یکم دردام بهتر میشد گف بیا بیرون پروندمو نگاه کرد فامیلیمو دید گف تو فلانی رو میشناسی گفتم اره پسر عمویه بابامه گفتم چطور پسر عمویه بابام هم کارمند بود گف همکار بابامه گفتم چه بهتر توروخدا تو بمون پیشم گف تو برو زیر دوش ابگرم من برم به جای خودم یه ماما بزارم و گف ک وقتی درد داشتی زیر اب پاهاتو بالا پایین ببر فک کن ک لباس میشوری گفتم باشه رفت اونم منم اصلا نمیتونستم بکنم دردام شدید بودم نشسته بودم زمین جیغ زدم اومد گف بیا رو تخت و وسایل زایمان اینارو اماده کرده بودن گف دراز بکش بازم معاینت کنم کرد گف ۶ سانتی خوب پیشرفت کردی و دستشو کرد تو گف هر وقت دردت اومد بهم بگو اون که دستشو تو کرده بود دردام کم میشد ولی هر وقت دردم میومو میگفتم دیدم با دستش پارم میکنه اون ماما اینا بالا سرم بود به اونا چشم زد که فولش کردم یعنی منم دیدم یه ماما گف بزا منم معاینش کنم گف ۸ سانته بابا چطور این کارو کردی گف کردم دیگ بهم گفت تو دسشوی چطور میشینی همینجور بشین وقتی درد داشتی زور بزن منم زور میزدم گفتن دراز بکش پاهاتو بالا ببر زور بزن گفتن سر بچرو میبینیم زود بی حسی اینا زدن و برش زدن اینا سر بچه اومد گف محکم زور بزن با ۳ تا زور محکم پسرم به دنیا اومد دردام کلا رف و جفت تو بود گف ۲ تا سرفه کن اونم با سرفه و زور اومد
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان طبیعی پارت اول
از اول چون اطرافیان میگفتن طبیعی خوبه بعدش درد نداری راحتی و ...منم انتخابش کردم و ماما همراه هم گرفتم و موند تانزدیک ۴۰ هفته بودم که دم صبح بیدار شدم برم سرویس از رو تخت پاشدم یهو شلوارم خیس شد اب گرمم .فهمیدم کیسه ابمه ساعت ۵ ونیم صبح بود سریع رفتم حموم همونجور اب داشت ازم میومد ب همسرم گفتم نوار بده .نوار گذاشتم در عرض ۵ دقیقه پر میشد عوض کردم .سریع اماده شدیم بریم بیمارستان .رسیدیم بیمارستان ساعت۷ بود من هیچ دردی نداشتم حتی یه ذره .فقط استرس داشتم دستام میلرزید .رفتم بلوک زایمان یه ماما اونجا بود گف بخواب معاینت کنم معاینه کردبعد ان اس تی گذاش برا بچه و منوخوابوند تو تخت .بدون شلوار بودم لای پام خیس خیلی چندش بود .نیم ساعتی ان اس تی گرف چون تغییر شیفت بود .شیفتو پرستارا عوض کردن دوباره یکی اومد گف معاینه کنم کرد .دکتر اومد گف معاینه کنم کرد .من فک نمیکردم معاینه انقد بده فقط فک میکردم دوتا انگشته نگو وقتی دوتا انگشت میکنن تو انگشتو وا میکنن میچرخونن تا دهانه رحم پیدا کنن .خیلی معاینه ها عذاب اور بود .بعد انگشتو فشار میدادن تو واژن تا ته که دهانه رحم لمس کنن.
#زایمان طبیعی#سزارین#بخیه#سیسمونی#نوزادی#سیسمونی
مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۱۰ ماهگی
داستان سزارین من
اول از همه من روز شنبه نامه سزارین اختیاری رو از دکترم برای روز چهارشنبه گرفته بودم
دوشنبه صبح ساعت ۹ خواب بودم یهو تو خواب حس کردم خودمو خیس کردم
خیلی حس بدی بود
بلند شدم دسشویی رفتم نوار گذاشتم همینجوری آب ازم میرفت به دکترم زنگ زدم گف برو بیمارستان منم میام
به شوهرم که محل کار بود زنگ زدم و با مامانم و شوهرم راهی بیمارستان شدیم
تو کل مسیر شلواری که پام بود هم خیس شده بود و دردهای نسبتا شدیدی داشتم ولی چون تصمیمم سزارین بود اصلا دوست نداشتم بشمرم دردارو
رسیدیم بیمارستان و مستقیم رفتم بلوک
خوابیدم رو تخت و nst رو وصل کردم من دردام شدید تر میشد مامای بلوک اومد گفتم من خیلی درد دارم به برگه nst نگاه کرد گف اوه خیلی دردات زیاده باید معاینه شی
واییییییییییی نگم از معاینه خیلی دردناک بود خیلی زیااااد
یهو گف ۶ سانت بازی و نمیشه بری اتاق عمل
میخواستم همونجا گریه کنم
گفتم به دکترم زنگ بزنید بیاد چون من قول سزارین ازش گرفته بودم
خلاصه یه خانوم مامای دیگه اومد آنژیوکت زد برام اصلا درد نداشت و سرمم رو وصل کرد
دکترم اومد بعد احوال پرسی گف باید معاینه شی معاینه کرد گف ۶ سانتی ولی سر بچه خیلی بالاس و سریع حاضر شو بریم تاق عمل
ماماهای بلوک به دکتر میگفتن تو قول دادی یه شکم اول طبیعی بیاری نیاوردی اینو بذار بزاد اینجا 😐 خلاصه کلی بهشون برخورده بود
یه خانوم مامای دیگه اومد سوند رو وصل کرد اونم هیچ دردی نداشت حتی میگفتن بعدش سوزش داره که به نظرم اصلا زیاد نبود و کاملا قابل تحمل فقط تا اینجا نه درد طبیعی بد بود نه هیچ درد دیگه چون همه قابل تحمل بود و بعدش رفتیم اتاق عمل
اتاق عمل رو تو پارت بعدی میگم کامل