خانوما ی سوال داشتم من از بچگی دخترم همیشه گذاشتم هرکاری دلش می‌خواد انجام بده یعنی هرخرابکاری کرده دعواش نکردم با این طرز فکر که خب بزار انجام بده بچگی کنه آخرش میرم جمع می‌کنم دیگه مگه چی میشه ، بعد همیشه گذاشتم خودش غذاشو بخوره یعنی از ۸ ماهگی به بعد دیگه توی غذا خوردنش کمک نکردم تا خودش با غذاها آشنا بشه و اشتهاش خوب باشه الانم خودش نمیزاره بهش غذا بدم هیچ وقت وقتی توی دردسر میوفته اول بهش کمک نمیکنم آنقدر صبر می‌کنم اگه خودش تونست کارو انجام بده که داد اگه نداد اونوقت میرم کمکش می کنم بعد وقتی میبینم الکی داره بیخودی گریه میکنه اصلا نازشو نمیکشم همیشه بهش میگفتم برو تو اتاق گریه کن گریت تموم شد بیا ولی اما وقتی میخوره زمین یا گریه هاش موجه باشه همیشه نازشو کشیدم محبت کردم بهش تا آروم بشه بعد قشنگ خودم الان احساس می‌کنم دخترم در سلامت روانه قشنگ احساس می‌کنم خوشحاله محبتشو همیشه به منو باباش بروز میده و اینا ولی همیشه اطرافیانم همه تو سرم میزنن تو مادر خوبی نیستی اصلا به فکر بچه نیستی ببین داره گریه میکنه اصلا نازشو نمیکشی ( چون همیشه پیش اونا گریش الکی بوده ) بعد مامان بزرگم و مامانم مخصوصا خیلی میگن که تو اصلا به فکر دختر نیستی ) همیشه غذاهاشو سر وقت بهش میدم و کامل میخوره اما حالا که قد کشیده‌ و بزرگ‌تر شده لاغر تر شده بعد از اینور اطرافیان میگن که اصلا به فکر دختر نیستی لاغر شده نگاش کن چجوری غذا میخوره درست بهش یاد ندادی اصلا تو مادر نیستی خدایی الان که دارم بهش فکر می‌کنم عذاب وجدان دارم و هی میگم نکنه تربیتم اشتباه بوده

۹ پاسخ

همینکه خودت احساس رضایت دارین از رفتار بچت ینی روشت درست بوده

عزیزم خیلی خوبه که این روش پیش میرید منم خیلی دوس دارم اینجوری باشم ولی متاسفانه بخاطر حرف بقیه کم میارم مثلا میگم نکنه کسی سر زده بیاد خونم کثیف باشه نکنه بگن واسش اهمیت نداره بچش هر کاری میکنه و ..‌ متاسفانه حرفاشون روم تاثیر میزاره و عصبی میشم سر بچم 😰

خیلی خوب کاری کردی

خیلی کارای خوبی کردی منم همینطورم نگران نباش هرکاری که بکنیم باز دیگرانی هستن که با کارها و نظرهای ما مخالف باشن!!

خب لاغر بشه چ عیبی داره.
بعضیا چقد رو مخن

بهترین کار رو کردی منم روش صما رو دارم کاملا راضیم و برام مهم نیس بقیه چی میگن هر وقتم میگن لاغره برا ابنکه غذا کافی نمیخوره خودش بلد نیست میخوره
میگم وزنش خداروشکر نرماله

منم دقیقا همینطورم بجز غذا چون اصلا لب نمیزد هنوزم برای غذا دادن دنبالشم چون من ندم لب نمیزنه
ولی تو خونه میزاشتم هرکار میخواست بکنه چون تنهام بود گفتم اشکال نداره بعدا جمع میکنم الان بابام میگه از اول بهش یاد ندادی الان فضول شده به همه چی دست میزنه از همه جا بالا میره همه جارو بهم میریزه

هرکسی ی جور روش تربیتی داره ،روش شما هم همینجور بوده بچه شماست ،حرف اضافه هم زیاد میشنوی نباید جدی بگیری

نه عزیزم اتفاقا بهترین کارو کردی بزار هرکی هرچی دلش میخواد مادر خودش صلاح بچه رو بهتر می‌دونه آفرین بهت مادر قوی

سوال های مرتبط

مامان سوگند مامان سوگند ۳ سالگی
مامان آدرین مامان آدرین ۳ سالگی
تازگیا خیلی آدرین اذیت میکنه لجباز شده خیلی عصبیم میکنه اصلا حرف گوش نمیکنه.مثلا صداش میکنم انگار که این بجه نمیشنوه اصلا اهمیت نمیده باید سرش داد بزنم تا بیاد یا خواسته ایی که دارم انجام بده.خیی عصبیم کرده خییلییییی باید چیکارش کنم؟منم همش سرش داد میزنم بعصی وقتاهم آروم میزنمش چون ولم نمیاد آمل خیلی عصبانیم میکنه
شوهرم میگه چرا انقدر دعواش میکنی چرا انقدر عصبانی هستی منم میگم تو بیا دورزو با این بچه بمون ببینم میتونی تحمل کنی؟ببینم میتونی باهاش راه بیای بعد منو درک میکنی،شبا که میخوای خونه کلا ۳ساعت باما هستی اما مغزت میره بعد به من میگی
میگه سرش داد میزنی بعدا تو سری خور میشه میگه بعدا جلوی بچه های دیگه نمیتونه از خودش دفاع کنه منم خیلی ناراحت میشم اما واقعا خیلی اذیتم میکنه خیلی لجباز و یه دنده شده
مثلا بهش میگم بیا غذاتو بخور نمیاد بعد که میخوام جمعش کنم میگه هام یعنی غذا بده گریه میکنه میام میدم دوباره میره صداش میکنم بیا غذاتو بخور جواب نمیده بعد من جمع میکنم دوباره گریه میکنه میگه هام
آخه جیکار کنم توروخدا راهنماییم کنید خیلی عصبانی میشم خیلی لجباز شده
مامان مهرسام مامان مهرسام ۳ سالگی
دیگه حالم داره از بچه داری بهم میخوره
نمیخوام ناشکری کنم ولی قشنگ دستی دستی خودم گند زدم تو اعصاب و روانم با بچه دار شدن
الان چند هفتست میگه خودم غذا بخورم نمیذاره کسی بهش غذا بده، خودشم اینقدر کم غذا میخوره که از گشنگی نمیره، دیروز نه ناهار خورد نه شام، امروزم یه مقدار کم صبحانه خورد، با باباش رفتن پیاده روی که مثلا گشنش بشه بیاد خونه، لب به غذا نزد
منو بگو تو این اوضاع اقتصادی سعی میکنم براش چیزی کم نذارم و تنوع غذایی بدم اما دریغ از یه قاشق غذا خوردن
از اونطرفم همیشه دهنش بازه داره سر چرت و پرت گریه میکنه، تا حدیه که من صدای گریه میشنوم حالم بهم میخوره، مگه میشه بچه اینقدر لجوج؟
آزمایش بردم هیچ مشکلی نداره ولی نه خواب خوبی داره، نه خوراک داره، نه قد میکشه نه وزن میگیره، همشم در حال گریه زاریه
نمیدونم تاوان کدوم گناهمو دارم میدم
اگه بچه ی آروم و خوش غذایی دارین روزی هزار بار خدا رو شاکر باشین
دور و بریامم هی میگن یه بچه ی دیگه بیار اونو میبینه خوب میشه
یعنی تا اینو میگن دلم میخواد بزنم تو دهناشون، همینم مونده با طناب پوسیده ی اونا برم تو چاه، یه دونه آوردم بعد از دو سال و نیم هنوزم نه خواب دارم نه آرامش، تو این بلبشو فقط بچه دومو کم دارم
#پوشک
#فرزندپروری
#جیش